قدرتِ "با قدرتان"
قدرتِ "باقدرتان" یا همان قدرتِ جامعۀ مدنی تنها ضمانت قوی و پایدار برای خودسریهای دولتهایی است که قصد تعرض به حقوق شهروندی شهروندان را دارند!
طی چند روز گذشته شاهد اعتراضات به نسبت گسترده در فرانسه هستیم که با اعتراضات دانش اموزان آغاز شد و اکنون بخش ها و گروه های دیگر این کشور را فراگرفت. فرانسه یکی از آزادترین و دموکراتیک ترین کشورهای جهان است که جامعۀ مدنی قدرتمندی دارد که هرگاه بخواهد می تواند دست به شورش و اعتراض بزند تا دست کم به بخش هایی از حقوق خودش دست پیدا کند. این جا بیش تر سخن از قدرتِ "با قدرتانی" است که همان شهروندان و در حقیقت جامعۀ مدنی باشند که با قدرت خودشان دولت را به چالش می کشند و کم ترین هزینه را هم می دهند. این موضوع را در شورش به اصطلاح جلیقه زردها هم دیدیم که چنان دولت را تحت فشار قرار دادند تا از تصمیمات خودش عقب نشینی کند و این یعنی قدرت با قدرتان! دولت در فرانسه همواره دولتی با گرایشات اقتصاد دولتی(سوسیالیستی) بوده و شهروندان این کشور هم همواره انتظار دارند دولت امور رفاهی شان را به خوبی برآورده کند بدون این که فشاری بر آنان وارد شود. رفتن به سمت و سوی بازار آزاد آن گونه که در کشورهای کاپیتالیستی دیده می شود در این جا ممکن است برای شهروندان هزینه هایی به همراه داشته باشد که آن گاه خشم و عصبانیت شان را بر می انگیزد و این گونه دست به اعتراض و شورش می زنند.
اکنون اما تحلیل دولت فرانسه و اقداماتی که در حوزۀ اقتصادی و رفاهی انجام می دهد منظور این نوشتار کوتاه نیست، بلکه سخن بر سر این موضوع است که هر چه باشد در کشوری چون فرانسه جامعۀ مدنی و شهروندان "باقدرتانی" هستند که هرگاه اراده کنند می توانند این گونه دولت را به چالش بکشند و خواستار دست یابی به حقوق شان شوند و البته کم ترین هزینه را هم متحمل شوند. یادمان باشد بنیادی ترین وجه دموکراسی همین قدرت جامعۀ مدنی و شهروندان است که سازکاری ارزشمند و ضمانت اجرایی نیرومند برای دست یابی شهروندان به حقوق شهروندی شان است! اگرچه در این اعتراضات گروه های چپ گرا و مهاجرین و دیگران هم دست به اقداماتی ضد انسانی و در واقع ضد رویه های شهروندی و مدنی می زنند و برای مثال فروشگاه ها را غارت می کنند اما همۀ این ها نمایانگر رویه های دموکراتیک و مسالمت آمیز از سوی نظام سیاسی فرانسه است که البته امروز و دیروز شکل نگرفته و ریشه در تحولات سیصد سال اخیر این کشور دارند! نشانه هایی روشن از آستانۀ تحمل بالا در ساختار سیاسی-اجتماعی کشوری است که داعیۀ دموکراسی و حقوق شهروندی و جامعۀ مدنی را دارد. این نتایج ارزشمند البته که َآسان به دست نیامده و حاصل سده ها کوشش های فکری، فرهنگی، مدنی و اجتماعی است که می تواند درس بزرگی برای جوامعی باشد که خواهان داشتن روندها و رویه های دموکراتیک هستند!
نتیجه آن که تنها ضمانت ارزشمند در ساختار سیاسی هر جامعه ای وجود جامعۀ مدنی قدرتمند است که می تواند زمینه های کاهش محرومیت از حقوق شهروندی و دست یابی همگان به حداقل حقوق خود را فراهم سازد. درسی بزرگ و عبرت آموز برای جوامع غیر دموکراتیک که تمرین دموکراسی می کنند و خواهان رسیدن به وضعیتی مطلوب در این زمینه هستند. قدرتمند شدن جامعۀ مدنی و شهروندان برای دست یابی به حقوق شان با کم ترین هزینه و بدون هرگونه از دست دادن فرصت های ارزشمند در مسیر توسعه! نهایت سخن این که قدرتِ "باقدرتان" یا همان قدرتِ جامعۀ مدنی تنها ضمانت قوی و پایدار برای خودسری های دولت هایی است که قصد تعرض به حقوق شهروندی شهروندان را دارند!
*منبع: کانال تلگرامی نویسنده