این طرف و آن طرف بام!
در این دنیا کسی میتواند معترض هر نوع امر اجباری شود که خود مدافع اختیاری بودن امور باشد.
روزی یک خبرنگار مغربی از توصیهٔ ملکحسن پادشاه فقید مغرب به محمدرضاشاه، داستانی برایم نقل کرد.
طبق نقل او، ملکحسن به شاه سابق ایران گفته بود که هرگز با سنتها و فرهنگ مورد قبول جامعه به ستیز برنخیزد، چون قدرتش را از دست خواهد داد.
محمدرضا شاه به توصیهٔ ملک حسن عمل نکرد و به تصور آنکه گروههای مسلح و چپ را نابود کرده و با پول هنگفت نفت قادر است عموم اقشار و طبقات را راضی و قدرتش را تحکیم و تثبیت کند، به مقابله با برخی از نمادهای مذهبی برخاست که تحریکآمیزترین آنها تغییر تقویم تاریخ از هجری به شاهنشاهی بود!
همین بیمبالاتیها و نادیدهانگاریها یکی از مهمترین دلایل سقوطش شد.
در حال حاضر الهام علیاف رئیسجمهور آذربایجان هم با ممنوعیت حجاب در مدارس دخترانه دست به ریسکی زده که ممکن است به بیثباتی یا تزلزل حاکمیتش بیانجامد.
در میان اما برخی محافل داخلی ایران از اینکه دولت مسعود پزشکیان در مقابل تصمیم علیاف سکوت کرده است، به شدت معترض شدهاند. حالا فرض کنیم که دولت جمهوری اسلامی بخواهد به دولت جمهوری آذربایجان اعتراض کند، این اعتراض باید به چه زبانی باشد که آقای علیاف برنگردد و به خود آنها نگوید؛ شما که خودتان حجاب را نه فقط در مدارس بلکه در جامعهتان اجباری کردهاید و هر نوع اعتراض کشورهای خارجی به این موضوع را به عنوان دخالت در امور داخلیتان محکوم میکنید، بر چه اساسی معترض تصمیم ما شدهاید؟
آیا دولت یا هر یک از نهادهای حاکم پاسخی اقناعکننده به علیاف خواهند داشت؟
در این دنیا کسی میتواند معترض هر نوع امر اجباری شود که خود مدافع اختیاری بودن امور باشد.
افزون بر این، اگر گرایش افراطی به آن طرف بام خطر سقوط با خود دارد، تمایل بیش از حد به این طرف بام هم چندان ایمن نیست!