| کد مطلب: ۷۵۵۸۶

شرافت قلم را نمی‌توان خرید؛ استقلال را می‌توان با مردم حفظ کرد

اگر جامعه‌ای می‌خواهد نویسنده، پژوهشگر، معلم یا روشنفکرش آزادانه بیندیشد و بی‌هراس از محرومیت، سخن خود را بگوید، نمی‌تواند همهٔ هزینهٔ این استقلال را بر دوش خود او بگذارد. استقلال قلم، تنها با توصیه به شجاعت حفظ نمی‌شود؛ به شرایطی نیز نیاز دارد که انسان برای تأمین معاش خود ناچار نشود وجدانش را به مصلحتی بیرونی واگذار کند.

شرافت قلم را نمی‌توان خرید؛ استقلال را می‌توان با مردم حفظ کرد

به نظر من اقدام اخیر دکتر مصطفی مهرآیین، که از کمک‌های مردم برای آزادسازی یک زندانی مالی استفاده کرده و مبلغ ۱۵۰ میلیون تومان را به این کار اختصاص داده است، فرصتی است برای تأملی فراتر از یک عمل خیرخواهانه؛ تأملی دربارهٔ معنای اتکا به مردم، استقلال روشنفکر و نسبت اخلاق با آزادی.

مهرآیین در روزگاری که دشواری‌های معیشتی می‌تواند اهل اندیشه را میان سکوت، سازش و دست‌کشیدن از استقلال خود قرار دهد، از مردم کمک خواسته است تا بتواند معلمی مستقل باقی بماند. این درخواست را نباید صرفاً از منظر نیاز مالی دید؛ در پس آن، مسئله‌ای اخلاقی و اجتماعی نهفته است: آیا انسان اندیشه‌ورز برای حفظ استقلال خود باید تنها بماند و هزینهٔ ایستادگی‌اش را یک‌تنه بپردازد، یا جامعه نیز در قبال امکان ادامهٔ حیات مستقل او مسئولیتی دارد؟

در یکی از روایت‌های مهرآیین از سال‌های آغازین دههٔ نود، هنگامی که مؤسسهٔ فرهنگی «رخداد تازه» را اداره می‌کرد، استادی برجسته از او درخواست قرض کرده بود. مهرآیین از اینکه استادی با آن جایگاه به کمک مالی نیاز پیدا کرده بود، اندوهگین شد؛ اما استاد به او یادآوری کرد که همان‌گونه که کمک‌کردن عملی اخلاقی است، کمک‌گرفتن نیز می‌تواند اخلاقی باشد. این جمله در ذهن مهرآیین ماند.

چه نکتهٔ انسانی و عمیقی در این خاطره نهفته است! ما معمولاً نیکوکاری را از سوی کسی می‌فهمیم که می‌بخشد، اما کمتر به حق انسانیِ کسی می‌اندیشیم که نیازمند دریافت کمک است. گویی بخشیدن نشانهٔ کرامت است، اما کمک‌خواستن باید با شرم همراه باشد. حال آنکه در یک جامعهٔ سالم، کمک‌گرفتن نه مایهٔ خواری، بلکه می‌تواند حلقه‌ای از همبستگی میان انسان‌ها باشد؛ به‌ویژه آنجا که یاری‌گرفتن، امکان حفظ یک ارزش عمومی را فراهم می‌کند.

البته هر درخواست کمکی، به‌خودی‌خود فضیلت نیست و هر اتکایی به مردم نیز الزاماً استقلال نمی‌آورد. مسئله آن است که کمک برای چه هدفی خواسته می‌شود، چگونه هزینه می‌شود و آیا دریافت‌کننده در برابر یاری مردم، صداقت و مسئولیت خود را حفظ می‌کند؟ اگر این نسبت بر پایهٔ اعتماد، شفافیت و احترام متقابل شکل بگیرد، کمک مالی از یک رابطهٔ سادهٔ اقتصادی فراتر می‌رود و به کنشی اجتماعی و اخلاقی بدل می‌شود.

استقلال روشنفکر، فقط فضیلتی فردی نیست؛ گاهی مسئولیتی جمعی است.

اگر جامعه‌ای می‌خواهد نویسنده، پژوهشگر، معلم یا روشنفکرش آزادانه بیندیشد و بی‌هراس از محرومیت، سخن خود را بگوید، نمی‌تواند همهٔ هزینهٔ این استقلال را بر دوش خود او بگذارد. استقلال قلم، تنها با توصیه به شجاعت حفظ نمی‌شود؛ به شرایطی نیز نیاز دارد که انسان برای تأمین معاش خود ناچار نشود وجدانش را به مصلحتی بیرونی واگذار کند.

این سخن دربارهٔ حکومت‌ها نیز صادق است. حکومتی که می‌خواهد مستقل، مقتدر و برخوردار از پشتوانهٔ اجتماعی باشد، باید بداند که قدرت پایدار از اعتماد مردم برمی‌خیزد، نه صرفاً از منابع مالی، دستگاه اداری یا ابزارهای اجبار. اتکا به مردم، به معنای ستایش بی‌قیدوشرط آنان یا واگذاری حقیقت به پسند اکثریت نیست؛ معنایش این است که مردم را صاحبان حق، خرد و کرامت بدانیم و امکان مشارکت واقعی آنان را در ساختن زندگی جمعی فراهم کنیم.

همین اصل دربارهٔ نهادهای فرهنگی و علمی نیز جاری است. نهادی که می‌خواهد آزاد بماند، باید تا آنجا که ممکن است تکیه‌گاه اجتماعی خود را گسترش دهد؛ از حمایت کسانی بهره ببرد که به کار و اندیشه‌اش اعتماد دارند و در برابر آنان نیز پاسخ‌گو باشد. چنین نهادی، به‌جای آنکه آزادی خود را از لطف صاحبان قدرت و ثروت وام بگیرد، می‌تواند آن را بر رابطه‌ای روشن و مسئولانه با جامعه استوار کند.

اما در این میان، نکته‌ای ظریف را نباید از نظر دور داشت: اتکا به مردم نباید به وابستگی به پسند مردم تبدیل شود. روشنفکر مستقل، نه کارگزار قدرت است و نه سخنگوی بی‌چون‌وچرای مخاطبان خود. او باید بتواند حتی هنگامی که حقیقتی خوشایند نیست، آن را با استدلال و مسئولیت بیان کند. حمایت مردم باید امکان اندیشیدن آزادانه را فراهم آورد، نه آنکه جای یک مرجع فرمان‌دهنده را با مرجعی دیگر عوض کند.

و اینجاست که اقدام مهرآیین معنایی دوچندان می‌یابد. او از مردم یاری می‌گیرد تا استقلال خود را حفظ کند و سپس بخشی از این همراهی را به رنج انسانی دیگر پیوند می‌زند. در روایت او، عشق با دیدن دیگری آغاز می‌شود و با بخشیدن پایان نمی‌یابد؛ به رابطه‌ای تبدیل می‌شود که انسان‌ها را از انزوای فردی بیرون می‌آورد و به یکدیگر پیوند می‌دهد. کمک مردم، اگر با چنین معنایی همراه باشد، نه صدقه‌ای از بالا به پایین، بلکه اعترافی متقابل به این حقیقت است که زندگی هیچ‌یک از ما کاملاً جدا از زندگی دیگری نیست.

شاید یکی از دشوارترین وظایف اخلاقی روزگار ما همین باشد: بازسازی اعتماد میان انسان‌هایی که فشارهای زندگی، بی‌عدالتی‌ها و تجربه‌های تلخ، بارها آنان را به تنهایی و بی‌اعتمادی رانده است. جامعه فقط مجموعه‌ای از افراد کنار هم نیست؛ شبکه‌ای از اعتمادها، مسئولیت‌ها و یاری‌های متقابل است. هرگاه این شبکه از کار بیفتد، فرد تنها می‌ماند و قدرت، خواه سیاسی و خواه اقتصادی، آسان‌تر می‌تواند سرنوشت او را تعیین کند.

از این رو، من در این ماجرا صرفاً یک درخواست کمک یا یک اقدام نیکوکارانه نمی‌بینم؛ نشانه‌ای می‌بینم از امکان ساختن رابطه‌ای انسانی‌تر میان روشنفکر و جامعه، میان استقلال و همبستگی، و میان آزادی و مسئولیت.

اگر مردم بتوانند به معلمی کمک کنند تا مستقل بماند، به هنرمندی یاری رسانند تا اثرش را بی‌فشار خلق کند، یا از نهادی فرهنگی حمایت کنند تا حقیقت را به مصلحت نفروشد، در واقع فقط به یک فرد یا مؤسسه کمک نکرده‌اند؛ از امکان وجود فضایی عمومی دفاع کرده‌اند که در آن اندیشه، نقد و صداقت مجال بقا داشته باشد.

و اگر حاکمیتی نیز به‌راستی خواهان سربلندی کشور است، باید از این تجربه درس بگیرد: مردم را نه صرفاً مخاطب فرمان‌ها و تأمین‌کنندهٔ هزینه‌ها، بلکه سرچشمهٔ اعتماد و شریک سرنوشت جامعه بداند. قدرتی که از مردم می‌ترسد، آنان را از میدان بیرون می‌راند؛ قدرتی که به مردم اعتماد می‌کند، امکان می‌دهد جامعه توانایی‌های خود را آشکار سازد.

شاید شرافت قلم، در نهایت، با این پرسش سنجیده شود: برای آنکه آزاد بمانیم، به چه کسی تکیه می‌کنیم و در برابر چه کسی پاسخ‌گو هستیم؟

و شاید پاسخ انسانی این باشد: به مردمی که با ما در سرنوشت مشترک‌اند تکیه کنیم، در برابر آنان شفاف و مسئول باشیم، و هرگز حمایتشان را بهانه‌ای برای چشم‌پوشی از حقیقت نکنیم. چنین اتکایی نه فروکاستن استقلال، بلکه ساختن اجتماعی است که در آن هیچ‌کس برای آزاد ماندن ناچار نباشد تنها بماند.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه سیاست
آخرین اخبار