درنگی دربارهی منطق ازسرگیری جنگ آمریکا و یا اسرائیل با ایران
با این روندها و این ترکیب و چینش مؤلفههای مؤثر و مطلوب آمریکا و اسرائیل، آمریکا و اسرائیل چرا باید با تعجیل در آغاز جنگی جدید، معادلهای کمابیش پیشبینیپذیر و مطلوب را به معادلهای مبهم و با درجات عدمتعین بالا تبدیل کنند؟
گمانهزنیها تقریبا بیاستثنا بر نزدیک بودن آغاز تهاجم آمریکا و اسرائیل به ایران دلالت دارند. اگر اختلافی هست بر سر این است که آیا حمله چند روز پیش از انتخابات در اسرائیل یا چند روز پس از انتخابات در آمریکا خواهد بود.
این نشانهی خوبی نیست که منطق گمانهزنیهای کارشناسی ما دربارهی زمان شروع و کمیت و کیفیت جنگ احتمالی بعدی از سنخ منطق بحثهای ما در آستانهی دو جنگ قبلی (تابستان و زمستان ۱۴۰۴) است.
شرایط و مؤلفههای مؤثر در این معادله عوض شدهاند، یا وزنشان تغییر کرده است، تنها به عنوان چند نمونه:
• آثار مخرب محاصرهی دریایی و هوایی در قالب تورم و کسری بودجه و بیکاری و کاهش تولید الان وارد معادله شده است و سهم اثرشان فزاینده است.
• به علاوه، الان در مقایسه با تابستان و زمستان ۱۴۰۴، شاخصههای نزولی اقتصادی و اجتماعی ما وزن بسیار سنگینتری در معادلات یافته اند. سهم اثر این مؤلفهها هم افزایشی است.
• کاهش امکانهای تابآوری ما در ابعاد مختلف اقتصاد و جامعه و بهداشت و درمان و دارو و غذا هم انکارناپذیر است.
• روند شکلگیری ائتلاف منطقهای و فرامنطقهای علیه ایران نهتنها متوقف نشده است، بلکه متأسفانه تقویت شده است.
• کسری حاملهای انرژی و خاموشیهای گسترده هم در ماه های پیش رو محتمل است.
• با گذشت زمان، توان دفاعی و تهاجمی و اطلاعاتی ما افزایش چشمگیری نخواهد یافت.
• وضع تنگهی هرمز به تعادل جدیدی رسیده است و دستکم، به اندازهی گذشته اهرمی تعیینکننده در دست ما نیست، بلکه بخشی از رژیم فشار شکننده بر اقتصاد ماست، هرچند همین تعادل جدید به هر حال اقتصاد جهانی را هم هنوز تا حدی متأثر میکند.
• کوشش نمایان یا مؤثری برای ترمیم شکافهای میان جامعه و حکومت، شکافهای درون جامعه، و شکافهای درون حکومت در جریان نیست، اگر نگوییم این شکافهای همافزا فزاینده اند.
• از سوی دیگر، البته پیامدهای آغاز جنگی جدید با ایران بر انتخابات در اسرائیل و آمریکا هم به معادله افزوده شده است، ولی تضمینشده نیست که آغاز جنگی دیگر با ایران پیامد دلخواه ترامپ و نتانیاهو را برای انتخابات در آمریکا و اسرائیل به بار بیاورد.
برآیند این مجموعه از روندهای همافزا به سوی افزایش احتمال شکلگیری ناآرامی و حکمرانیناپذیری کشور میل میکند، وضعی که اگر و هرگاهـــخدایناخواستهـــپیش بیاید، بیتردید میتواند حملهی آمریکا و اسرائیل را به شکل حتمی پیشبینی کند. این یعنی بازهای زمانی از زمستان امسال تا تابستان سال آینده.
با این روندها و این ترکیب و چینش مؤلفههای مؤثر و مطلوب آمریکا و اسرائیل، آمریکا و اسرائیل چرا باید با تعجیل در آغاز جنگی جدید، معادلهای کمابیش پیشبینیپذیر و مطلوب را به معادلهای مبهم و با درجات عدمتعین بالا تبدیل کنند؟
این سؤال صمیمانه است و استفهام انکاری نیست.
*منبع: کانال تلگرامی نویسنده