مارکو روبیو و بازگشت به روایت تقابلی از تمدنها
دانش علمی و ناآلوده به اهداف و مطامع سیاسی به ما آموخته است که بدون شک تمدنها میتوانند دورههای متعدد خلاقیت و افول را تجربه کنند، بدون اینکه ارزشهای ذاتی آنها قابل نفی باشد.
سخنرانی اخیر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در آتن نمونهای دیگر از ساده سازیهای توام با تحریف روندها و روایتهای تاریخی با هدف پیشبرد اهداف حقیر سیاسی است. راست افراطی اسرائیل نیز به کرات دست به این قبیل ساده سازیهای توام با تحریف زده است. سخنان روبیو در آتن همچنین حاکی از برخورد گزینشی او با تمدنهای بشری و تلاشی مخرب برای رو در رو قرار دادن آنها است. روبیو با استناد به عصر طلایی یک تمدن و نادیده گرفتن دورههای افول همان تمدن تصویری ناکامل و روایتی تحریفآمیز به دست داده است.
سخنان روبیو تا آنجا که به ستایش تمدن یونان باستان مربوط میشود، بجاست. اما برخورد گزینشی او با تمدنهای بشری مردد است. در این واقعیت که هیچ مجموعه تمدنی نه خیر مطلق است نه شر مطلق، تردیدی نیست. هر دو تمدن ایرانی و تمدن غربی فراز و نشیبهایی متعددی داشته و هر دو منشاء خیرات و شرور متعددی بودهاند. تردیدی نیست که تمدن یونان باستان، بهویژه سنت فلسفی و سیاسی کلاسیک یونانی، یکی از مهمترین خاستگاههای خرد فلسفی، اندیشه نقاد و نظریات سیاسی در تاریخ بشر بود. تمدن ایرانی نیز از نظر خدماتی که در حوزه اندیشه ورزی و نهادسازی و ملتسازی از دوره باستان تا دوره اسلامی داشته، خدمات برجستهای به بشریت کرده است. تمدنها نه جزایر جدا از یکدیگر، بلکه حلقههای یک زنجیره تاریخیاند؛ تمدنها از یکدیگر میآموزند، میراث یکدیگر را حفظ میکنند، آن را نقد و بازسازی میکنند و به نسلها و تمدنهای بعدی انتقال میدهند.
اتفاقا، تمدن ایرانی در یکی از همین دورههای رونق خود در شرایط عدم تمرکز سیاسی و دینی توانست نقش عمدهای در حفظ و توسعه تمدن یونانی بازی کند. این تمدن در عصر طلائی خود توانست برای یک دوره چند صد ساله از قرن چهارم تا قرن نهم هجری قمری و در شرایطی کم و بیش مشابه شرایط دولت شهرهای یونانی، نقشی کم و بیش مشابه بازی کند. در این دوره دانشمندان و هنرمندان ایرانی و اسلامی نقشی محوری در ریاضی، نجوم، پزشکی، فلسفه، تاریخ، جغرافی، شعر و ادب، معماری و هنر و اندیشه سیاسی بازی کردند. درحالی که تمدن غربی با سرچشمههای متعدد، رومی، مسیحی، یهودی، اسلامی، ژرمنی، بیزانسی و ... در همان دوره اسیر سیاهیهای قرون وسطی بود.
آنچه که روبیو بویژه در اشاره به دوره درخشان تمدن یونان باستان نادیده گرفته، این واقعیت است که سنت نظری ایرانی-اسلامی در سدههای میانه نقش تعیین کنندهای در حفظ و توسعه و انتقال میراث نظری یونانی بازی کرد. بخش مهمی از میراث یونانی دراین دوره توسط دانشمندان و نهادهای ایرانی و اسلامی به فارسی و عربی ترجمه شد و مفاهیم برگرفته از آن میراث باز تولید شد و بسط یافت. در واقع، در سدههایی که بخشهایی از اروپا با نفی و طرد بخش بزرگی از میراث علمی و فلسفی یونان مواجه بود، سنتهای ایرانی ساسانی، سریانی و ایرانی اسلامی در حفظ، ترجمه، تفسیر و توسعه بخش مهمی از این میراث نقشی اساسی ایفا کردند؛ میراثی که بعدها از مسیرهای متعدد، از جمله از ایران و بخشهای دیگر جهان اسلام و جهان بیزانسی، به اروپای لاتین راه یافت.
دانش علمی و ناآلوده به اهداف و مطامع سیاسی به ما آموخته است که بدون شک تمدنها میتوانند دورههای متعدد خلاقیت و افول را تجربه کنند، بدون اینکه ارزشهای ذاتی آنها قابل نفی باشد. همانطور که نمیتوان و نباید افول تمدن یونانی و غربی در قرون وسطی را به عنوان دلیلی برای نفی و تخطئه غرب مطرح کرد، دورههای افول تمدن ایرانی نیز نمی تواند دلیلی برای تخطئه این تمدن باشد. این قاعده رونق و افول تمدنها قاعدهای است که اختصاص به یک تمدن ندارد. تمدن ایرانی نیز از این قاعده مستنثی نیست.
جالب است که روبیو خود در سخنرانی که در جلسه تایید سنا در 15 ژانویه 2025 ایراد کرد، از ایرانیان به عنوان ملتی که به یک تمدن باستانی تعلق دارند و دارای دستاوردها و غرور فوقالعادهای هستند و به میراث و هویت ایرانی خود افتخار میکنند، یاید کرد.
*منبع: کانال تلگرامی نویسنده