راز همراهی کشورهای منطقه با تحریمها علیه ایران
دیپلماسی منطقهای که در سالهای گذشته در مقابل رابطه با غرب مطرح میشد، پس از جنگ ایران و آمریکا ناکامیهای خود را بیشتر نشان داده است. وقتی که اغلب کشورهای منطقه با تحریمهای آمریکا علیه ایران و حتی تحریم هوایی کشور همراهی کردهاند.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از اقتصادآنلاین، دیپلماسی منطقهای و همسایگی عبارتی بود که در سالهای گذشته، به ویژه پس از روی کار آمدن دولت سیزدهم تبدیل به کلیدواژه سخنان سیاستمداران شد. این رویکرد سیاست خارجی به نوعی به عنوان جایگزین رویکرد عادیسازی روابط با غرب مطرح میشد که در دولتهای یازدهم و دوازدهم برجسته بود. حالا اما ناکامی این رویکرد بیش از پیش روشن شده است.
رویکردی که قرار بود هم فشار تحریمها را خنثی کند، هم روابط ایران با کشورهای عربی و آسیایی را گسترش دهد و هم به تهران امکان دهد بدون اتکا به غرب، جایگاه خود را در نظم منطقهای تثبیت کند. اما تصویر امروز منطقه تفاوت معناداری با آن چشمانداز دارد. رابطه ایران با عربستان احیا شده، ایران در سازمان همکاری شانگهای و بریکس عضو شده و در سالهای گذشته مناسبات خود را ظاهرا با بسیاری از همسایگان گسترش داده است.
با این حال، اغلب این کشورها تحریمها علیه ایران همراهی کردند و حتی پس از جنگ، به محاصره هوایی ایران نیز نه نگفتند. امارات تعلیق پروازهای شرکتهای ایرانی را صراحتاً به تحریمهای آمریکا مرتبط کرد و پروازهای ایران به آذربایجان، عراق، عمان و گرجستان نیز محدود شد.
اکنون پرسش اینجاست که چرا دیپلماسی منطقهای ایران نتوانست اهداف خود دست یابد؟
هدف سیاست همسایگی چه بود؟
در دولت سیزدهم تصور این بود که اگر فشار غرب علیه ایران از طریق تحریمها افزایش یافته، تهران باید وابستگی خود به غرب را کاهش دهد و در مقابل، شبکهای از روابط سیاسی، اقتصادی و امنیتی در پیرامون خود ایجاد کند.
در این چارچوب، نزدیکی به عربستان اهمیت نمادین و راهبردی ویژهای داشت. مذاکرات ایران و عربستان از سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ با میانجیگری عراق و عمان آغاز شد و در نهایت با واسطه چین به احیای روابط دیپلماتیک دو کشور انجامید. همزمان، تهران تلاش کرد روابط خود با امارات، قطر، عمان، عراق و کشورهای آسیای مرکزی را گسترش دهد. عضویت در سازمان همکاری شانگهای و سپس بریکس نیز در همین تصویر قرار گرفت. یعنی ساختن شبکهای از روابط که قرار بود اثر تحریمهای غرب را کاهش دهد.
از توافق با عربستان تا موانع توسعه روابط
توافق ایران و عربستان یکی از مهمترین دستاوردهای سیاست منطقهای جمهوری اسلامی ایران بود. ریاض دلایل خاص خود را برای نزدیک شدن به تهران داشت؛ کاهش تنش امنیتی، تمرکز بر توسعه اقتصادی داخلی، کاهش هزینههای جنگ یمن و حفظ گزینههای بیشتر در برابر قدرتهای بزرگ. مطالعات بنیاد کارنگی نیز تأکید کردهاند که عربستان از این توافق برای کاهش تنش و افزایش استقلال عمل خود استفاده میکرد، نه برای فاصله گرفتن کامل از آمریکا. یک سال پس از توافق نیز تحلیل مؤسسه خاورمیانه نشان میداد که اگرچه روابط دیپلماتیک احیا شده و تماسهای سطح بالا ادامه یافته، در حوزههایی مانند همکاری اقتصادی، امنیت منطقهای و انرژی همچنان موانع قابل توجهی وجود داشته است.
یکی از موانع و محدودیتهای ساختاری سیاست همسایگی این بود که ایران همزمان میخواست با کشورهای منطقه تنشزدایی کند و سیاست امنیتی خود را نیز در منطقه بدون تغییر اساسی ادامه دهد. دیپلماسی دولت سیزدهم عمدتاً واکنشی و در پاسخ به تهدیدهای جدید بود و در عین حال، تهران چارچوبهای منطقهای فراگیری را که مورد نظر آمریکا هم باشد، نمیپذیرفت.
از نگاه برخی تحلیلگران، همین امر دامنه ایجاد یک نظام امنیت جمعی واقعی را محدود میکرد. در نتیجه، همسایگان ایران همواره میان دو ملاحظه حرکت میکردند. آنها از یک سو نمیخواستند با تهران وارد تقابل دائمی شوند و از سوی دیگر حاضر نبودند برای روابط با ایران، روابط امنیتی و اقتصادی خود با آمریکا را به خطر بیندازند.
نکته دیگر اینجاست که بسیاری از کشورهای منطقه از تحریمهای ایران تاحدی سود میبردند و وضعیت تنشآلود در روابط ایران با غرب را به سود خود ارزیابی میکردند. موضوعی که بسیاری از تحلیلگران نیز به آن اشاره کرده بودند. بنابراین این کشورها در ظاهر خود را همراه با تهران نشان دادند و از منافع این ارتباط بهره بردند، اما هرگز حاضر نبودند که روابط خود با آمریکا و دیگر کشورهای غربی را به خاطر ایران به خطر بیاندازند.
ناکامی ائتلافسازی از افغانستان تا قفقاز
البته این سیاست فقط متوجه کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس نبوده است. ایران در مقاطع مختلف ابتکارهایی برای ایجاد ترتیبات منطقهای مطرح کرده، اما در تبدیل این ابتکارها به نهادهای پایدار و مورد اعتماد همه طرفها با مشکل مواجه شده است. یک نمونه دیگر در افغانستان است. تلاش تهران برای برگزاری نشست مشترک همسایگان با حضور طالبان با استقبال مورد انتظار روبهرو نشد.
همین مسئله را میتوان در سطحی وسیعتر در قفقاز نیز مشاهده کرد. گرجستان و جمهوری آذربایجان از جمله کشورهایی بودند که به سرعت به تحریمهای حداکثری آمریکا علیه ایران و تحریم هوایی کشور پیوستند. نکته اساسی ضعف ایران در ائتلافسازی و ارائه طرحهای چندجانبه بدون جلب حمایت اولیه دیگر کشورها است.
هزینه رابطه با ایران تحریمشده
رفتار کشورهای منطقه در اعمال تحریم هوایی علیه ایران ناکامی سیاست منطقهای را آشکارتر کرد. پس از اعلام آمریکا، امارات پروازهای شرکتهای ایرانی را متوقف کرد و رویترز گزارش داد که محدودیتهایی علیه پروازهای ایرانی در چند کشور همسایه اعمال شده است. حتی عراق و عمان که کشورهایی نزدیکتر به ایران به حساب میآیند نیز بر پروازهای هواپیماهای ایرانی محدودیت اعمال کردند.
برای بسیاری از این کشورها، مسئله محاسبه هزینه و فایده است. وابستگی نظام مالی، تجارت، سرمایهگذاری، خدمات هوانوردی و امنیتی آنها به نظام بینالمللی تحت نفوذ آمریکا، هزینه نادیده گرفتن تحریمهای واشنگتن را بالا میبرد. این کشورها حاضر نیستند برای حفظ رابطه با ایران هزینه بپردازند.
ناکامی سیاست منطقهای
با این همه، سیاست همسایگی را نمیتوان کاملا ناکام دانست. احیای روابط با عربستان، گسترش روابط با کشورهای خلیج فارس، عضویت در شانگهای و بریکس و افزایش تماسهای منطقهای، برخی از دستاوردهای آن بودند. اما نکته اینجاست که این دستاورد فاصله بسیاری با تبلیغات صورتگرفته درباره آنها بودند. چراکه این سیاست نتوانست مانع فشار تحریمهای آمریکا و اروپا علیه ایران شود و سپری سیاسی و اقتصادی در برابر غرب ایجاد کند. ناکامی این سیاست پس از حمله آمریکا و اسرائیل نیز بیشتر خود را نشان داد.
چراکه در هفت ماه گذشته، ایران چه در سطح میدانی و چه در سطح دیپلماتیک، تنها بوده و فقط پاکستان، قطر و تا حدی عمان تلاش کردند تا با میانجیگری تنشها را کاهش و به جنگ پایان دهند. اما حتی همین کشورها نیز، با سیاستهای تحریمی آمریکا علیه ایران همراهی کردهاند.