| کد مطلب: ۷۰۰۶۴

دلفی: آغاز مذاکرات بستگی به پیامی دارد که عاصم منیر به تهران آورد

یک کارشناس مسائل بین‌الملل می‌گوید: به هر حال تنگه باز خواهد شد و محاصره برداشته می‌شود؛ ولی بحث هسته‌ای همچنان در دستور کار خواهد بود. اینکه چگونه آن را اداره کنیم، باید حتماً درباره آن مذاکره کنیم و آمریکایی‌ها نیز این موضوع را در دستور کار خود دارند؛ زیرا ترامپ به طور دوره‌ای هر چند وقت یک‌بار مدعی می‌شود که ایران نباید سلاح هسته‌ای داشته باشد و اگر نداشته باشد، مشکل ما حل خواهد شد.

دلفی: آغاز مذاکرات بستگی به پیامی دارد که عاصم منیر به تهران آورد

به گزارش هم‌میهن آنلاین، مشروح گفتگوی اقتصادنیوز با این دیپلمات سابق و تحلیلگر سیاست خارجی را بخوانید.

* فضای حاکم بر روابط بین ایران و آمریکا به سمت تشدید تنش‌ها در حال حرکت است، در روزهای اخیر چه در فضای داخلی و چه در تحلیل های خارجی با یک‌سری اظهارنظرها مبنی بر اینکه ممکن است یک جنگ جدید شکل بگیرد مواجه هستیم. از سوی دیگر آمریکا تشدید تحریم‌ها و محاصره اقتصادی را هم کلید زده است، تحلیل شما چیست و چقدر فضا را در حال حاضر به سمت تشدید تنش نظامی می‌بینید؟

آمریکایی‌ها که رسما شرایط فعلی را به عنوان شرایط جنگ اقتصادی اعلام کرده‌اند، یعنی به هر حال سیاست آن‌ها در وضعیت فعلی این است که فشارهای اقتصادی را تشدید کنند و وزیر خزانه‌داری آمریکا نیز سیاست‌های آمریکا را در خصوص تشدید فشارهای اقتصادی، تحریم‌ها و مواردی از این دست را اعلام کرد. بنابراین آنچه در ظاهر امر دارد اتفاق می‌افتد این است که جنگ نظامی فعلاً در دستور کار آمریکایی‌ها نیست؛ اگرچه که آرایش نظامی را همچنان حفظ کرده‌اند، یعنی محاصره دریایی وجود دارد.

آن‌ها تهدیداتی را هم علیه کشورهای مختلف دنیا اعمال کرده‌اند؛ از جمله چین به عنوان شریک اول تجاری و خریدار نفت ما را تهدید کرده‌اند که روابطی با ما نداشته باشد و کمک اقتصادی به ما نکند و بقیه کشورها را نیز به همین ترتیب تهدید کرده‌اند.

برخی رسانه‌ها و یا بعضی از گمانه‌زنی‌ها به این سمت رفته‌اند که گویی ممکن است جنگ نظامی اتفاق بیفتد، در حالی که چیزی در این زمینه به هر حال در واقعیت امر اتفاق نیفتاده است. ضمن اینکه از طرف جمهوری اسلامی ایران نیز به هر حال مذاکرات با عمان در خصوص مدیریت تنگه هرمز درحال انجام است.

وزیر خارجه عمان هم به تهران آمد تا ادامه مذاکرات قبلی را نهایی کنند؛ البته ظاهرا نهایی شده است و در خصوص بیانیه مشترکی که قرار است منتشر شود یا اعلامیه مشترک در حال مذاکره هستند. یعنی مدیریت تنگه هرمز را نیز ما داریم به سمتی می‌بریم که شکل و شمایل رسمی داشته باشد و بتواند این مدیریت برای دنیا روشن باشد. البته تعیین روشن مدیریت تنگه به این معنی نیست که تنگه باز خواهد شد؛ زیرا مقامات اعلام کرده‌اند که این تنگه همچنان بسته است تا زمانی که آمریکایی‌ها شرایط ما را بپذیرند. شما مستحضر هستید که مهم‌ترین اتفاقی که طی یکی دو روز گذشته رخ داده، حضور رئیس ستاد مشترک ارتش پاکستان و وزیر کشور پاکستان در تهران بوده است.

ترامپ از پاکستانی‌ها خواسته تا تماس‌های خود را با طرف ایرانی آغاز کنند و آن‌ها به همین دلیل به تهران آمدند. اینکه ترامپ و آمریکایی‌ها این درخواست را مطرح کرده‌اند و از پاکستان خواسته‌اند که بیاید و میانجی‌گری را آغاز کند، دال بر این است که به هر حال دنبال این هستند که گفتگوها و یا بحث‌هایی که در رسانه‌ها جریان دارد، به شکل عملیاتی بین دو کشور شروع شود. اینکه این گفتگوها می‌تواند شروع بشود یا خیر، بستگی به این دارد که عاصم منیر چه پیامی را با خودش به تهران آورد.

آنچه آمریکایی‌ها پیشنهاد کرده‌اند و مذاکراتی که ایران با پاکستانی‌ها انجام داده‌ اگر بتواند راهگشا باشد، چشم‌انداز جنگ را هر چه بیشتر دور می‌کند؛ لذا همان‌طور که در ابتدا عرض کردم، مسیر و نشانه‌ای دال بر اینکه جنگ در دسترس و نزدیک است، خیلی به نظر نمی‌آید.

*محاصره اقتصادی که شدت گرفته است ممکن است در نهایت ایران را مجبور به حمله پیشدستانه کند؟ این احتمال این روزها در مواضع برخی تحلیلگران و چهره ها دیده می شود و ...

خیر، لزوماً این‌طور نیست. آنچه آمریکایی‌ها در تشدید محاصره و افزایش فشار اقتصادی، انجام می دهند برای این است که ما را به پای میز مذاکره بکشانند تا به زعم خودشان مذاکرات آغاز ‌شود. از سوی دیگر ایران هم در سیاست‌های کلی و براساس آنچه مقامات رسمی اعلام می‌کنند هدف این است که سایه جنگ را از کشور دور کنیم و هر چقدر این سایه جنگ از کشور دورتر شود، باعث تأمین اهداف دولت و نظام خواهد بود.

جنگ هیچ دستاوردی برای کشور نخواهد داشت و تا به حال هرچه بوده، ضرر و زیان بوده است. معتقدم تنها درصورتیکه فضا به سمت جنگ جلو خواهد رفت که خواسته‌های هیچ‌یک از طرفین مدنظر قرار نگیرد و هرکدام مسیر خود را بروند. وضعیت فعلی هم نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها می دانند هنوز میز مذاکره به نتیجه مشخصی نرسیده است و به همین علت به سمت فشار اقتصادی رفته‌اند.

معتقدم آمریکایی‌ها نیز در ظاهر فعلا به دنبال مسیر جنگ نیستند؛ دلیل آن چه این باشد که تجهیزات جنگی‌شان کم است یا نیروهای نظامی‌شان مشکلی دارند، به هر علتی که باشد، واقعیت این است که آن‌ها شرایط فعلی را برای جنگ مناسب نمی‌دانند.

*پس احتمال حمله پیشدستانه ایران را هم منتفی می دانید؟

به نظر من، مواضع رسمی کشور اصلاً نشانه‌ای از اینکه ما به دنبال جنگ هستیم ندارد. البته ما حتماً در دفاع مصمم هستیم؛ یعنی اگر حمله‌ای صورت بگیرد یا تعرضی انجام شود، قطعاً نیروهای نظامی و دفاعی کشور اعلام کرده‌اند که دفاع می‌کنیم و این بخشی از سیاست‌های کلی نظام است.

اما اینکه اقدام پیش‌دستانه انجام دهیم، و حرف‌هایی از این دست که در رسانه‌ها توسط بعضی از جناح‌های داخلی و متأسفانه رسانه ملی در رأس آن‌ها دامن زده می‌شود، یا برخی گروه‌های سیاسی و صاحبان تریبون در جاهای مختلف این سخنان را مطرح می‌کنند، این‌ها جزو مواضع رسمی کشور به حساب نمی‌آیند.

آقای رئیس‌جمهور مطرح کردند که باید در شرایط فعلی که در موضع قدرت هستیم، جنگ را تمام کنیم، نه اینکه با یکدیگر درگیر شویم. البته این به این معنی نیست که ما مثلاً از جنگ گریزان هستیم یا در دفاع کوتاهی می‌کنیم؛ اگر جنگی شروع شود، ما نیز قطعاً دفاع خواهیم کرد.

* فکر می‌کنید در صورت بازگشت دو طرف به میز مذاکره، آیا گره اصلی مذاکرات همچنان مثلا مسئله تنگه هرمز خواهد بود یا اینکه ممکن است ایران در ازای برخی امتیازات اقتصادی و امنیتی، به یک سازوکار کاملا جدید برای عبور و مرور از تنگه هرمز دست یابد؟

آنچه به هر حال بین ما و آمریکا در شرایط فعلی حاکم و برقرار است، یادداشت تفاهم ۱۴ ماده‌ای است. این یادداشت تفاهم توسط رؤسای جمهور دو کشور امضا شده است و هیچ‌کدام از طرفین نیز درباره لغو آن مطلبی بیان نکرده‌اند؛ اگرچه به دلیل نواقصی که در این دو ماه وجود داشته، هنوز اجرایی نشده است. قرار بوده در این دو ماه کارهایی انجام دهند. خیلی هم نمی‌خواهم خوشبینانه صحبت کنم که تفاهم بر سر این سند ۱۴ ماده‌ای به راحتی امکان‌پذیر است و می‌توان آن را فوراً مبنا قرار داد؛ ولی این یادداشت تفاهم به هر حال چارچوب و تعیین‌کننده کیفیت روابط تهران و واشنگتن است.

در تاریخ روابط ما با آمریکا، هیچ سندی یا به اصطلاح یادداشتی بین ما و آمریکا وجود ندارد که به این میزان منافع جمهوری اسلامی ایران در آن مد نظر قرار گرفته باشد. بنابراین، همان‌طور که مقامات کشور نیز اعلام کرده‌اند، جمهوری اسلامی ایران باید با تمام توان تلاش کند تا این سند با همه زیر و بم و کاستی‌هایش، به عنوان فصل‌الخطاب بین ما و آمریکایی‌ها قرار گیرد و آمریکایی‌ها را به نقطه‌ای برسانیم که مجبور به اجرای این سند شوند؛ چرا که امضای رئیس‌جمهورشان پای این سند قرار دارد.

بنابراین اگر مذاکره‌ای شروع شود و گفتگویی صورت بگیرد، چارچوب کلی همان سند خواهد بود. اینکه چه تغییراتی باید در آن ایجاد شود، مثلاً از جهت اولویت دادن به اینکه بند اول، بند آخر یا بند میانی، کدام‌یک می‌تواند در اولویت قرار گیرد، موضوع مذاکره خواهد بود؛ مثلا اینکه آیا ابتدا تهدید نظامی برداشته شود، یا تنگه باز شود، یا تحریم‌ها لغو گردند، یا اینکه ما بتوانیم نفتمان را بفروشیم، یا پول‌های ما آزاد شود، یا اینکه جنگ در کلیه جبهه‌ها متوقف گردد. ترتیب این‌ها که کدام‌یک اول باشد، کدام دوم و کدام آخر، موضوعی است که در مذاکرات می‌توان درباره آن بحث کرد.

اما در شرایط فعلی، موضوع دیگری وجود ندارد که ما در این یادداشت تفاهم نگنجانده باشیم تا کسی بخواهد فکر کند می‌توانیم چیز دیگری علاوه بر دستاوردهای کنونی به آن اضافه کنیم.

*اگر ایران و آمریکا، همان‌طور که فرمودید با هر سازوکار و روشی که ممکن باشد، بتوانند به این توافق مجدد بازگردند و کار به مرحله اجرایی شدن برسد، پس از آن سرنوشت مذاکرات هسته‌ای چطور خواهد شد؟ 

همان‌طور که خدمت شما عرض کردم، در مباحث مربوط به یادداشت تفاهم، همه موضوعات دیده شده است. اینکه برای شروع مذاکرات، اولویت با کدام موضوع باشد، بحثی است که در نهایت توسط مذاکره‌کنندگان، فضای موجود در مذاکرات و ظرفیتی که در طرفین وجود دارد، در پای میز مذاکره مشخص می‌شود. هم موضوع تنگه هرمز مهم است و هم موضوع هسته‌ای؛ زیرا آمریکایی‌ها علیرغم همه ادعاهایی که آقای ترامپ درباره تنگه مطرح می‌کند، آنچه برایشان فصل‌الخطاب به شمار می‌رود این است که ایران نباید به سلاح هسته‌ای دسترسی پیدا کند.

این یعنی چه؟ یعنی تمامی بحث‌ها و همه ظرفیت‌هایی که این جنگ را آغاز کرد و وضعیت را به اینجا رساند، ناشی از ادعای آمریکا بود مبنی بر اینکه ما به دنبال سلاح هسته‌ای هستیم؛ علیرغم اینکه ما همواره تکذیب کرده و موضع خود را گفته‌ایم. حتی بررسی‌هایی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در دوران همکاری و در چارچوب برجام انجام داد، این را نشان داد، اما آمریکایی‌ها هنوز به این جمع‌بندی نرسیده‌اند که بپذیرند ایران به دنبال سلاح هسته‌ای نیست.

بنابراین، بحث هسته‌ای از مطالبات آمریکایی‌ها و جامعه بین‌المللی از جمهوری اسلامی ایران است. ما هم که به هر حال همواره گفته‌ایم این کار را نخواهیم کرد، نه انجام داده‌ایم و نه انجام می‌دهیم. لذا بحث هسته‌ای از یک منظر می‌تواند تمام‌شده تلقی شود. ولی خب، آن سازوکاری که ما ثابت کنیم به دنبال سلاح هسته‌ای نیستیم، همواره محل بحث است.

البته این موضوع مربوط به مذاکره است و مبنای مذاکره نیز این است که یا به چارچوب برجام بازگردیم و یک مرجع بین‌المللی مانند آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که دنیا آن را قبول دارد و ما نیز قبول داریم برای راستی‌آزمایی بیاید، و یا مثلاً همان یادداشت تفاهم یا بیانیه‌ای که در قاهره بین آقای عراقچی و آقای گروسی امضا شد، به عنوان چارچوب اصلی بحث‌های هسته‌ای ما قرار گیرد. لذا بحث هسته‌ای از یک منظر تمام‌شده است و از منظر دیگر، موضوع اصلی ما و جامعه بین‌المللی است.

درست است که تنگه هرمز در حال حاضر بسته است و باید باز شود، اما تنگه که تا ابد بسته نخواهد ماند؛ به هر حال اهمیت تنگه به باز بودن آن است و ما نیز بر این امر اشراف داریم که حتماً تنگه را باز نگه داریم تا بتواند به عنوان محل عبور و مرور انرژی و مایحتاج دنیا اهمیت خود را حفظ کند و این‌گونه نشود که به سراغ بقیه مسیرها بروند که اهمیت تنگه کاهش یابد.

به هر حال تنگه باز خواهد شد و محاصره برداشته می‌شود؛ ولی بحث هسته‌ای همچنان در دستور کار خواهد بود. اینکه چگونه آن را اداره کنیم، باید حتماً درباره آن مذاکره کنیم و آمریکایی‌ها نیز این موضوع را در دستور کار خود دارند؛ زیرا ترامپ به طور دوره‌ای هر چند وقت یک‌بار مدعی می‌شود که ایران نباید سلاح هسته‌ای داشته باشد و اگر نداشته باشد، مشکل ما حل خواهد شد.

من فقط یک نکته اضافه کنم؛ ما در داخل کشور باید اجماع داشته باشیم؛ این موضوع بسیار واجب‌تر از دیگر موضوعات است. موضع واحد کشور حتما باید به این سمت باشد که بتوانیم پای میز مذاکره، دستاوردهای میدانی خود را تکمیل کنیم و این روند را سامان دهیم.

صداهایی که درباره جنگ، ادامه جنگ و رسیدن به اهداف از طریق جنگ بلند می‌شود، قطعاً موضعی نیست که دولت در شرایط فعلی بتواند پاسخگوی آن باشد؛ زیرا فشارهای اقتصادی به هر حال کشور و معیشت مردم را دچار اختلال خواهد کرد. لذا حتی برای منافع بلندمدت کشور هم که شده، گروه‌های سیاسی اعم از کسانی که در مجلس هستند، در احزاب فعالند، در رسانه ملی حضور دارند و در جاهایی که تریبون در اختیار دارند، به همراه شورای عالی امنیت ملی، دبیر شورا و همه کسانی که می‌توانند مسیر را به سمت ایجاد یک صدای واحد هدایت کنند، حتماً باید کمک کنند تا این صدای واحد، صدایی باشد که منافع ملی کشور را در پای میز مذاکره و به دور از جبهه و جنگ تأمین نماید.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه دیپلماسی
آخرین اخبار