معرفی روشی درمانی برای کاهش خطر زوال عقل
نتایج یک بررسی گسترده درباره زنان سالمند، اطلاعات تازهای از ارتباط احتمالی میان مصرف نوعی هورموندرمانی و سلامت مغز فراهم کرده است.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از ایسنا، زوال عقل اصطلاحی کلی برای مجموعهای از اختلالات است که حافظه، توانایی فکر کردن، تصمیمگیری و انجام فعالیتهای روزمره را تحت تأثیر قرار میدهند. بیماری آلزایمر یکی از شناختهشدهترین علتهای زوال عقل است. در مغز افراد مبتلا به این بیماری، تغییراتی مانند تجمع پروتئینی به نام آمیلوئید بتا و ایجاد کلافههایی از پروتئین تاو دیده میشود. این تغییرات میتوانند با آسیب سلولهای عصبی و کاهش تدریجی تواناییهای ذهنی همراه باشند. بررسی عواملی که با افزایش یا کاهش احتمال بروز چنین تغییراتی ارتباط دارند، میتواند شناخت دانشمندان از روند بیماری را بیشتر کند.
هورموندرمانی یکی از روشهایی است که ممکن است برای برخی زنان تجویز شود، اما زمان آغاز درمان و نوع هورمون مورد استفاده اهمیت زیادی دارد. پژوهشهای پیشین نشان داده بودند که درمان ترکیبی استروژن و پروژستین ممکن است خطر زوال عقل را افزایش دهد. به همین دلیل، تحقیق حاضر فقط بر درمان با استروژن متمرکز بود. در شیوه رایج کنونی، استروژن بهتنهایی معمولا برای افرادی تجویز میشود که رحم خود را با جراحی برداشتهاند، زیرا مصرف این هورمون در افراد دارای رحم میتواند خطر سرطان پوشش داخلی رحم را افزایش دهد. روشن شدن ارتباط این درمان با سلامت مغز، بهویژه در سنین بالا، از این جهت اهمیت دارد که شیوههای تجویز هورمون در طول زمان تغییر کردهاند.
جنیفر برونو، پژوهشگر پزشکی استنفورد در کالیفرنیا، به همراه دیگر محققان، مطالعهای درباره ارتباط مصرف هورموندرمانی مبتنی بر استروژن در سالهای پایانی زندگی با زوال عقل و نشانههای مغزی بیماری آلزایمر انجام داده است. این بررسی با هدف شناخت بهتر رابطه میان مصرف این درمان، تشخیص بالینی زوال عقل، مشکلات حافظه و نشانههای زیستی و بافتی آلزایمر صورت گرفت. محققان تأکید کردند که این مطالعه به گذشته نگاه کرده و شرایط زنانی را بررسی کرده است که چند دهه قبل هورموندرمانی دریافت میکردند؛ بنابراین زمان و نوع مصرف آنان با شیوه رایج امروز تفاوت داشته است.
پژوهشگران، پروندههای پزشکی موجود در دو مجموعه بزرگ داده را بررسی کردند. این دو مجموعه در مجموع اطلاعات بیش از ۲۱ هزار زن را در بر میگرفتند که در زمان حیات تحت آزمایشهای بالینی قرار گرفته بودند. از این تعداد، ۷۲۸ نفر در یکی از مجموعهها اسکن مغزی یا آزمایش نشانگرهای زیستی انجام داده بودند. نشانگر زیستی، ماده یا تغییری قابل اندازهگیری در بدن است که میتواند اطلاعاتی درباره وضعیت یک بیماری ارائه دهد. در مجموعه دیگر نیز مغز حدود ۳ هزار نفر پس از مرگ و در میانگین سنی ۸۲ سال کالبدگشایی شده بود تا نشانههای آلزایمر بررسی شود. شرکتکنندگان از میانگین سنی ۷۱ سال، حدود سه تا پنج سال پیگیری شدند. در مجموع، هزار و ۹۵۳ نفر استروژندرمانی دریافت کرده و ۱۹ هزار و ۵۰۹ نفر این درمان را دریافت نکرده بودند. مصرفکنندگان هورمون بهطور میانگین درمان را پس از ۷۰ سالگی آغاز کرده بودند.
در میان زنانی که اطلاعات کالبدگشایی آنان در دسترس بود، مصرفکنندگان هورموندرمانی کمتر از دیگران نشانههای آلزایمر را در مغز خود داشتند. ارزیابی مغز بر پایه امتیازی ترکیبی از سه نشانه اصلی انجام شد: پلاکهای آمیلوئید بتا، کلافههای پروتئین تاو و پلاکهای عصبی که با سلولهای عصبی آسیبدیده احاطه شدهاند. در گروه هورموندرمانی، ۱۸ درصد هیچیک از نشانههای آلزایمر را نداشتند و این میزان در گروه بدون درمان ۱۰ درصد بود. همچنین ۴۰ درصد مصرفکنندگان هورمون هر سه نشانه را داشتند، در حالی که این رقم در گروه دیگر ۵۱ درصد بود.
پس از در نظر گرفتن عواملی مانند سن، تحصیلات، ویژگیهای ژنتیکی، نژاد و فشار خون بالا، احتمال مشاهده نشانههای آلزایمر در کالبدگشایی مغز مصرفکنندگان هورموندرمانی ۳۵ درصد کمتر بود. آزمایش خون و مایع نخاعی زنان در زمان حیات نیز نشان داد که مصرفکنندگان این درمان، الگوی نشانگرهای زیستی مرتبط با تجمع کمتر آمیلوئید در مغز را داشتند. افزون بر این، مصرف هورموندرمانی با ۳۹ درصد احتمال کمتر دریافت تشخیص بالینی زوال عقل و خطر پایینتر بروز مشکلات حافظه یا افت توانایی انجام فعالیتهای روزمره ارتباط داشت.
در تفسیر نتایج باید توجه داشت که مقدار بیشتر آمیلوئید بتا در خون و مایع نخاعی در این مطالعه به معنای رسوب کمتر این پروتئین به شکل پلاک در مغز بود. یافتههای آزمایشهای زیستی و نتایج کالبدگشایی، در مجموع ارتباطی همسو میان استروژندرمانی و وضعیت بهتر برخی شاخصهای سلامت مغز نشان دادند.
محدودیت مهم این تحقیق، تفاوت میان شیوه مصرف هورمون در شرکتکنندگان و استانداردهای امروزی است. زنان مصرفکننده هورمون در این بررسی بهطور میانگین حدود ۷۰ سال داشتند، در حالی که در روش رایج کنونی، هورموندرمانی معمولا در اواخر دهه ۴۰ یا اوایل دهه ۵۰ زندگی آغاز و پیش از ۶۰ سالگی متوقف میشود. به گفته برونو، یافتهها شواهدی درباره ارتباط استروژندرمانی در سالهای پایانی زندگی با پیامدهای بهتر مرتبط با زوال عقل و سلامت مغز ارائه میکنند، اما پیش از ارائه هرگونه توصیه درمانی به زنان، انجام پژوهشهای بیشتری ضروری است.
قابل ذکر است مقاله علمی پژوهشی حاصل از این مطالعه در نشریه پزشکی Neurology منتشر شده است. این نشریه به آکادمی نورولوژی آمریکا وابسته است؛ سازمانی که حوزه فعالیت آن به بیماریها و اختلالات دستگاه عصبی مربوط میشود.