تنگه هرمز و جنگ ایران و آمریکا؛ هشداری برای نظم جهانی
پیامدهای جنگ ایران و آمریکا و تحولات اخیر در تنگه هرمز، نگرانیها درباره آینده آزادی کشتیرانی و تضعیف قواعد بینالمللی را افزایش داده است. این روند از نگاه تحلیلگران میتواند نشانه ورود جهان به مرحلهای تازه از رقابتهای قدرتمحور و کاهش همکاریهای جهانی باشد.
به گزارش هم میهن آنلاین و به نقل از ایرنا، تحولات اخیر در تنگه هرمز و پیامدهای ناشی از جنگ ایران و آمریکا، بار دیگر موضوع امنیت مسیرهای دریایی و آینده تجارت جهانی را به کانون توجه بازگردانده است. آنچه در این آبراه راهبردی رخ داده، از نگاه ناظران تنها یک تنش منطقهای نیست، بلکه میتواند نشانهای از تغییرات عمیقتر در مناسبات بینالمللی باشد.
آزادی کشتیرانی و باز نگه داشتن مسیرهای دریایی برای تجارت جهانی، برای دههها یکی از پایههای اصلی سیاست خارجی آمریکا به شمار میرفت، اما رخدادهای تازه در تنگه هرمز نشان میدهد این اصل اکنون با چالشی جدی مواجه شده است.
در این تحلیل آمده است که تفاهم اولیه میان ایران و آمریکا پس از درگیریهای نظامی، با پررنگ شدن نقش تهران در تعیین سازوکار اداره و خدمات دریایی در تنگه هرمز، ابهامهایی تازه ایجاد کرده است. از نگاه ایران، این روند میتواند به معنای پذیرش جایگاه محوری این کشور در مدیریت این گذرگاه حساس دریایی تلقی شود.
همین ابهامها، در کنار برخی پیشنهادها برای دریافت عوارض از کشتیهای عبوری، اصل آزادی عبور و مرور در آبراههای بینالمللی را با تردیدهای بیشتری روبهرو کرده است.
در ادامه این تحلیل تأکید شده است که بحران هرمز صرفاً یک اختلاف دوجانبه نیست، بلکه میتواند به الگویی نگرانکننده برای دیگر گلوگاههای راهبردی جهان تبدیل شود؛ الگویی که در آن کشورها یا بازیگران منطقهای نیز به سمت دریافت عوارض یا اعمال کنترل بیشتر بر مسیرهای حیاتی کشتیرانی حرکت کنند.
این ارزیابی همچنین نشان میدهد که رقابتهای ژئوپلیتیکی و رویکرد مبتنی بر حاصلجمع صفر، دیگر فقط به دریاها محدود نیست و اکنون حوزههایی مانند فضا، قطب شمال و منابع مشترک جهانی را نیز دربر گرفته است؛ حوزههایی که در آنها ضعف مقررات بینالمللی و رقابت قدرتهای بزرگ، احتمال بروز تنشهای تازه را افزایش داده است.
در بخش دیگری از این تحلیل آمده است که کاهش همکاریهای بینالمللی در زمینههایی مانند مقابله با تغییرات اقلیمی، مدیریت همهگیریها و حفاظت از منافع عمومی جهانی، از فرسایش تدریجی نظم شکلگرفته پس از جنگ جهانی دوم حکایت دارد؛ روندی که بحران تنگه هرمز تنها یکی از نمودهای آن محسوب میشود.
در جمعبندی این تحلیل تأکید شده است که اگر روند کنونی ادامه پیدا کند، بحران هرمز میتواند فراتر از یک مناقشه منطقهای، به هشداری جدی درباره ورود جهان به دورهای تازه از رقابتهای قدرتمحور و تضعیف قواعد مشترک بینالمللی تبدیل شود؛ دورهای که مدیریت بحرانهای جهانی را دشوارتر از گذشته خواهد کرد.