به وقت دفاع از منافع ملی ایران
امروز منافع ملی ایران اقتضا میکند که از فرصت پیشآمده برای پایان دادن به چرخه جنگ، کاهش فشارهای بینالمللی، حفظ امنیت کشور و گشودن افقی تازه برای توسعه و تعامل سازنده با جهان بهره گیرد. آینده ایران را نه تداوم جنگ، بلکه شجاعت در رسیدن به توافقی عزتمندانه است.
در مقاطع حساس تاریخ، ملتها بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهایی نیاز دارند که بر اساس منافع ملی، دوراندیشی و نگاه راهبردی اتخاذ شوند. امروز ایران نیز در یکی از همین بزنگاههای سرنوشتساز ایستاده است. اگرچه آغازگر تنشها و جنگ نبوده، اما تداوم درگیری میتواند به گونهای رقم بخورد که سنگینترین هزینههای انسانی، اقتصادی و سیاسی آن بر دوش ایران و مردمش تحمیل شود. از همین رو، اکنون زمان آن است که همه دلسوزان ایران و موافقان مذاکره و پایان جنگ، با صدایی رساتر وارد میدان شوند و اجازه ندهند این بحران به جنگی فراگیر و فرسایشی تبدیل شود؛ جنگی که برنده واقعی آن، هیچ ملتی نخواهد بود.
در تاریخ اسلام نیز، پیامبر اکرم(ص) در صلح حدیبیه نشان داد که گاه بزرگترین پیروزی، در متوقف کردن چرخه جنگ و حفظ جان و آینده مسلمانان است. اگرچه آن صلح در نگاه برخی از یاران تلخ و دشوار مینمود، اما گذر زمان نشان داد که آن تصمیم مدبرانه، زمینهساز اقتدار بیشتر مسلمانان و فتح مکه شد. این تجربه تاریخی به ما میآموزد که دیپلماسی، اگر از موضع عزت و اقتدار دنبال شود، نه نشانه عقبنشینی، بلکه جلوهای از عقلانیت و آیندهنگری است.
یادداشت تفاهم شکلگرفته میان ایران و آمریکا نیز در شرایط کنونی میتواند به سود ایران باشد؛ زیرا فرصتی برای خروج از چرخه تشدید تنش و تبدیل آتشبس شکننده به توافقی جامع و پایدار فراهم میآورد. ابتکار عمل در این مسیر باید در اختیار ایران باشد. جمهوری اسلامی ایران میتواند با طرح پیام روشن «نه به جنگ» و تأکید بر امنیت جمعی منطقه، روند موجود را از یک تفاهم موقت به چارچوبی فراگیر برای پایان درگیریها و بازگشت دیپلماسی تبدیل کند. این رویکرد، نه عقبنشینی از حقوق و منافع ملی، بلکه بهرهگیری هوشمندانه از ظرفیت دیپلماسی برای تثبیت اقتدار، کاهش هزینهها و صیانت از منافع بلندمدت کشور است.
در این میان، تنگه هرمز باید نه به نماد بحران، بلکه به نماد امنیت، همکاری و اعتمادسازی منطقهای تبدیل شود. ایران، به عنوان مهمترین قدرت ساحلی این آبراه راهبردی، این ظرفیت را دارد که با تضمین امنیت کشتیرانی، صیانت از آزادی تجارت دریایی و دعوت از کشورهای منطقه برای مشارکت در سازوکارهای امنیت جمعی، زمینه شکلگیری ائتلافهای جدید بر پایه منافع مشترک را فراهم آورد. چنین ابتکاری، جایگاه ژئوپلیتیکی ایران را تقویت کرده و نقش آن را از بازیگری درگیر در بحران، به قدرتی مسئول و اثرگذار در تأمین امنیت منطقه ارتقا خواهد داد.
از سوی دیگر، نباید اجازه داد ایران در گوشه رینگ سیاست بینالملل قرار گیرد و به سیبل فشارهای سیاسی، اقتصادی و حتی حملات بیشتر تبدیل شود. استمرار جنگ، این فرصت را در اختیار آمریکا و اسرائیل قرار میدهد که با بهرهگیری از قدرت رسانهای و سیاسی خود، روایت واقعیت را وارونه جلوه دهند؛ آغازکنندگان جنگ را در جایگاه قربانی و حتی ناجیان صلح بنشانند و افکار عمومی جهان را با خود همراه سازند. خنثی کردن این سناریو، تنها با ابتکار سیاسی، دیپلماسی فعال و پیشگامی ایران در دفاع از صلح، امنیت دریانوردی و ثبات منطقه امکانپذیر است.
قدرت واقعی ایران امروز با مقاومت جانانه ای که در جنگ ۳۰ روزه از خود نشان داد، استفاده از قدرت نظامی و توانایی تبدیل این دستاوردهای میدانی به پیروزیهای سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک پایدار است.امروز منافع ملی ایران اقتضا میکند که از فرصت پیشآمده برای پایان دادن به چرخه جنگ، کاهش فشارهای بینالمللی، حفظ امنیت کشور و گشودن افقی تازه برای توسعه و تعامل سازنده با جهان بهره گیرد. آینده ایران را نه تداوم جنگ، بلکه شجاعت در رسیدن به توافقی عزتمندانه است. ضمن آنکه حرکت کشور در مسیر توسعه پایدار در کنار پیروزی های سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک است که می تواند امید به اصلاح را در جامعه ایران تقویت کند.
*منبع: کانال تلگرامی نویسنده