حداد و رشاد؛ دو جملۀ قابل تأمل در تلویزیون
از سخنان آقای حداد برمیآمد که باید به سوی تنش زدایی برویم و از تلۀ جنگی که اسراییل گسترده دور شویم و از آقای رشاد هم اینکه توصیف ویژگیهای شخصی که طبعا در هر کس منحصر به فرد است تصویر حکمرانی فردی و شخصی را ایجاد نکند.
شبکههای مختلف صدا و سیما طی روزهای گذشته گفتوگوهای متعدد و متنوعی را انجام دادند و پخش کردند و مشحصاً پیرامون دو موضوع: خونخواهی و ویژگیهای رهبر شهید و طبعا در هر دو فقره مجریان میکوشیدند مسیر برنامه را به آنچه خود در نظر داشتند سوق دهند.
مثلا در فقرۀ اول به گونهای که انگار مذاکرات و یادداشت تفاهم ایران و آمریکا در 28 خرداد با انتقام و خونخواهی نسبتی ندارد و در مورد دوم با تأکید بر وجوه منطقهای و پرهیز از نسبت افکار ایشان با دکتر شریعتی و مواردی از این دست.
طبعا فرصت و امکان دنبالکردن تمام این مصاحبهها نبود اما از آن میان دو مورد متفاوت بود:
اولی گفتوگو با دکتر غلامعلی حداد عادل که مصاحبهشونده مراقب بود سخنی نگوید که به سبب خویشاوندی سببی به رهبری جدید نظام منتسب شود و به رغم داغدار فرزند بودن احساسات خود را کنترل میکرد و با مجری - احتمالا همان برنامۀ "جریان"- کاملا همسو نمیشد. یکجا که بر "انتقام" تأکید ورزید و این که شعار و خواست مردم محقق خواهد شد و البته قبل از توهینهای اخیر ترامپ یادآور شد: او این مردم را نمیشناخت و اشتباه کرد و حالا هم گفته تصور نمیکرد با این حجم از اندوه روبهرو شود.
همان آغاز هم گفت: من فردای 9 اسفند و در برنامۀ صبحگاهی تلویزیون شعر فردوسی را خواندم: "پدر کُشتی و تخمِ کین کاشتی/ پدر کُشته را کِی بود آشتی؟"
طبعا بیننده انتظار داشت بقیۀ سخنان او هم مبتنی بر نفی هر گونه آشتیجویی باشد و تنها بر کینه و خشم ناشی از "پدرکُشتگی" تأکید شود که در فرهنگ ایرانی دیرپا هم هست. منتها توضیح بعدی او غافلگیر کننده بود خاصه وقتی گفت: "همین شعارها و خونخواهی مردم، دست مذاکرهکنندگان را پُر میکند تا در گفتوگوها محکمتر باشند."
به بیان دیگر آن شعارها و خواست انتقام را نافی مذاکره برای پایان یا مدیریت تنش ندانست و به جای پاسخ احساسی یا شخصی یا از جنس شعارهای مداحان یا سخنان جواد لاریجانی و مصطفی خوشچشم، از منظر منافع کلان ملی موضع گرفت.
گفتوگوی دیگر مصاحبه با حجتالاسلام علیاکبر رشاد بود که نمیدانم هنوز رییس پژوهشگاه فرهنگی هست یا نه ولی شعرخوانی او در حضور رهبر شهید را به یاد دارم و توصیه میکنم در یوتیوب ببینید وقتی آیتالله خامنهای دربارۀ نادرست بودن قافیه به او تذکر میدهد ولی آقای رشاد از حافظ مثال میآورد.
رهبری طبعا به خاطر نام حافظ قدری تأمل میکند اما بلافاصله یادآور میشود: اگر حافظ به جای "تا به کجا" میگوید "تاب کجا" خطا در قافیه نیست بلکه لهجۀ شیرازی است.
مجری از او میخواهد دربارۀ ویژگی های حکمرانی رهبر شهید توضیح دهد و رشاد در پاسخ میگوید: حکمرانی شخصی نبود. ما حکمرانی اسلامی داریم و این که چقدر با آن معیارها منطبق بود.
به بیان روشنتر هر قدر برخی مجریان کوشیدند آیتالله خامنهای را تنها به لحاظ شخصی توصیف کنند آقای رشاد و برخی دیگر از منظری کلانتر نگریستند.
هر چند برای بیننده این پرسش درمیگرفت که اگر بحث نوع حکمرانی است چرا هیچ یک از سه رییس جمهور سابق که در قید حیاتاند و 24 سال و طی 6 دوره مستقیما با رهبری شهید کار کردهاند دعوت نشدند لابد به همان دلیل که در آیین ادای احترام به مصلای تهران از قلم افتاده بودند.
جدای اینها آیتالله خامنهای قبل از رهبری خود دو دوره رییس جمهوری بوده و نه تنها سومین رییس جمهوری ایران و سومین امام جمعۀ تهران که سومین دبیر کل حزب جمهوری اسلامی و کار حزبی امری مدرن است و از 1360 تا نیمۀ دهۀ 60 که حزب منحل شد در این سمت بودند.
به هیچ یک از این موارد اما پرداخته نشد در حالی که نباید فراموش کرد از رهبری در جمهوری اسلامی ایران سخن گفته می شود و انتخاب آن بر اساس قانون اساسی است با دو مشخصۀ انتخابات و جمهوریت.
یکی از خطاهای راهبردی در حمله به ایران نیز همین انگاره بود که انگار یک شخص در حال حکومت است و بعد از او ساختار نمیتواند ادامه دهد و رسانههای برانداز هم به همین دامن میزدند حال آن که دیدیم چنین نشد و رهبری جدید هم در پیام مشهور خود دربارۀ یادداشت تفاهم بر نهاد شورای عالی امنیت ملی و شخص رییس جمهوری تأکید داشت.
حالا میتوان سخنان حداد و رشاد را به شکل ساده مرور کرد: اولی این که از مردان دیپلماسی و سیاست نمیتوان انتظار داشت مانند شهروندان و در خیابان شعار بدهند و هلمنمبارز بطلبند و خونخواهی کنند. آنان باید منافع ملی را در چارچوب سیاستهای مصوب ادامه دهند و البته اینها عین کلمات او نیست و برداشت نویسندۀ این سطور است و این که در زوایای پنهان آن مشهود بود که انگار می خواهد بپرسد اگر به قصد انتقام حرکتی انجام دادیم و متقابلا ضربهای وارد کردند، بعد چه و این دور تا کی باید ادامه یابد؟
دیگری هم این که توصیف رهبری شهید با حکمرانی فردی همان است که سالهاست براندازان خارجنشین القا میکنند و با دامن زدن به آن ترامپ را هم دچار توهم کردند.
در واقع ترامپ هم در میزان رابطۀ عاطفی خطا کرد و میپنداشت آنچه اپوزیسیون برانداز گفته توصیف کامل گرایش مردم ایران است و هم در این که حکمرانی در جمهوری اسلامی فردی و شخصی است؛ انگاره ای که رهبر جدید در موضع صریح باطل کرد و یک تفسیر از تعبیر "علیالاصول" میتواند همین باشد.
با این اوصاف از سخنان آقای حداد برمیآمد که باید به سوی تنش زدایی برویم و از تلۀ جنگی که اسراییل گسترده دور شویم و از آقای رشاد هم اینکه توصیف ویژگیهای شخصی که طبعا در هر کس منحصر به فرد است تصویر حکمرانی فردی و شخصی را ایجاد نکند.