شکوه تشییع؛ امنیتافزا و صلحساز
همان گونه که هزینه برای تقویت نیروهای آفندی و پدافندی در پی دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه توجیه دارد این آیین هم می تواند خطر جنگ را دور یا توجیهات متجاوزان را پیش چشم جهانیان باطل کند و با تصویری که از یک پارچگی ایرانیان در دفاع از ایران و به سبب تقبیح جنگی ترسیم می کند که در آغاز آن عالی ترین مقامات هدف قرار گرفتند صلح ساز است.
پیش بینیِ انبوهیِ جمعیت در آیین های وداع و مشایعت و تدفین در هفته پیش رو رسانه های برانداز و خارج نشین و پاره ای محافل را به طرح پیشاپیش برخی شایعات و القای برخی شبهات واداشته و از جمله این سه فقره:
نخست انکار وجه مردمی و جوششی مراسم با مدعای واداشتن صنوف اداری و آموزشی به مشارکت در آن در حالی که مدارس و دانشگاه ها در تعطیلات تابستانی به سر می برند و قبل از تابستان هم تعطیل بودند و چنین مدعایی پذیرفتنی نیست و ادارات و دستگاه های دولتی و حکومتی هم در این روزها تعطیل اند.
دومی غیبت برخی رهبران غربی است حال آن که به گفته سخن گوی وزارت خارجه دعوت نشده بودند و از حیث پروتکلی هم رهبری شهید جمهوری اسلامی ایران همتای آنان به شمار نمی رفته است.
سومی اما هزینه های مراسم در تدارک و ارائه خدمات به مشایعت کنندگانی است که البته اکثر قریب به اتفاق از مردم ایران اند و کسانی که از خارج از کشور به مراسم می آیند نیز میهمان به حساب می آیند و پذیرایی از میهمان، سنتی دیرپا در این سرزمین است.
وجه مهم تر اما این است که انبوهیِ جمعیت، می تواند دشمنان را از صرافت و طمع شروع جنگی دیگر با ادعای رفع تهدید بیندازد و از این منظر آیین یا آیین هایی امنیت افزا و صلح ساز است.
به بیان دیگر همان گونه که هزینه برای تقویت نیروهای آفندی و پدافندی در پی دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه توجیه دارد این آیین هم می تواند خطر جنگ را دور یا توجیهات متجاوزان را پیش چشم جهانیان باطل کند و با تصویری که از یک پارچگی ایرانیان در دفاع از ایران و به سبب تقبیح جنگی ترسیم می کند که در آغاز آن عالی ترین مقامات هدف قرار گرفتند صلح ساز است.
این نه نمایش حکومت یا تلاش برای تصرف عرصه عمومی است آن چنان که براندازان جنگ طلب ادعا می کنند بلکه می تواند مدعای حمله به ایران با هدف کمک به مردم ایران را به چالش بکشد و ناخرسندی شان از همین واقعیت است.
در مرور سریع ۱۰ تشییع پرشکوه تاریخ معاصر چند مورد، یادآور ایران است: از امام خمینی و هاشمی رفسنجانی تا سردار سلیمانی و ابراهیم رئیسی و می توان حدس زد که در روزهای آتی نه تنها رکوردی بالاتر به ثبت رسد که در قیاس با تشییع رهبران کشورهای دیگر هم فراتر خواهد بود و همین که یک روز به تشییع در شهرهای مذهبی عراق و احتمالا خود بغداد اختصاص دارد نیز رخدادی متمایز کننده است.
جمعیت مشایعت کننده همچنین بر گزاره ادبار ایرانیان از ساختاری که در پی پیروزی انقلاب ۵۷ بنا شد مهر بطلان می زند اگر چه نافی توسعه جویی و آزادی خواهی و عدالت طلبی از مسیرهای مسالمت آمیز نیست و این همان تصویری نیست که دعوت کنندگان به جنگ یا توجیه کنندگان در پی ترسیم آن بودند.
فراموش نکنیم که چه در تحلیل های امنیتی داخلی و چه از نگاه اندیشکده های خارجی و طی چند دهه گذشته دو تهدید اصلی جمهوری اسلامی با قابلیت سرنگونی آن یکی جنگ خارجی بود و مشخصا با مشارکت و راهبری ایالات متحده و دیگری هدف قرار دادن رأس و رهبری نظام. این هر دو هم در ۹ اسفند ۱۴۰۴ توامان انجام شد و حالا ۱۲۴ روز پس از آن رخداد مورد انتظار اتفاق نیفتاده و آیین تشییع با مدیریت نهادهای جمهوری اسلامی و مشارکت مردم برگزار می شود.
بی تردید فرض هر متجاوزی در شروع و تحمیل جنگ، سستی ارکان آن جامعه و آمادگی برای انتقال به فضایی دیگر است و انبوهی جمعیت مشایعت کنندگان در تهران و قم و مشهد و حتی کربلا و نجف پیام دیگری به جهان مخابره می کند و چنان که گفته آمد فراتر از آیینی نمادین و رکورد شکن که امنیت افزا و صلح ساز است چون خطر جنگی دیگر را دور و نزد برنامه ریزان شان ناموجه یا دچار آن بیم می کند که با پایگاه اجتماعی چه کنند و اگر همچنان این طمع را داشته باشند و بخواهند از حکومت و ملت با هم انتقام بگیرند توجیه یاری مردم و پاسخ به جنگ طلبان خارج نشین را مضحکه می سازد.