این انیمیشنها را برای چه کسانی میسازید؟
بعد از تماشای ابتدای انیمیشن «افسانهی سپهر» و بخشهایی از قسمت اول «پسر دلفینی» که قبلاً دیده بودم، کلاً از انیمیشن ایران ناامید شدم.
بعد از تماشای ابتدای انیمیشن «افسانهی سپهر» و بخشهایی از قسمت اول «پسر دلفینی» که قبلاً دیده بودم، کلاً از انیمیشن ایران ناامید شدم.
نیمی از فیلمهای امسال جشنوارهی فیلم فجر یا پرتره هستند یا براساس وقایع تاریخی ساخته شدهاند.
بهنظرم محمود کریمی بعد از این فیلم باید بنشیند و تکلیفش را با خودش روشن کند که دوست دارد سینماگری باشد که بلد است قصه بگوید، جهان بسازد و تجربه جدید کند یا از همین فیلمسازهایی که عاشق این هستند که سرمایهای برای فیلمشان از نهادی بگیرند و در مقابلش جوری مضامین را به فیلمشان الصاق کنند که با دست خودشان، اثرشان را از بین ببرند.
آن شاگرد چاپخانه در آن پلان بد، باعث شد فیلم یک پله سقوط کند. فیلمی که میتوانست تکاندهنده باشد بهخاطر ضعف کارگردان تبدیل شد به اثری معمولی در حد همان ملودرامهای همیشگی سینمای ایران. زرینکوب سوژهی ملتهبش را با عطش نمایش رضا بابک در نقش مرد بیمار، نابود کرد.
موقع سفارشدادن به سابقهی کارگردان و تواناییهایش نگاه کنید. بپرسید چقدر در زندگیاش فیلم دیده، چه فیلمهایی را دوست دارد و سه تا بازیگر موردعلاقهاش را نام ببرد و ترجیحاً دو خط محاوره هم بنویسد که حداقل وقتی بازیگرها دیالوگهایشان عین آدم فضاییهاست، متوجه گیر کار بشود. یک کاراکتر دراماتیک و یک واقعهی تاریخی دراماتیک، فدای اشتباه پول خرجکردن در سینما شد!
روی سینمای ایران کاملاً احاطه دارد و حتی با فیلم «غریزه اصلی» و شارون استون و مایکل داگلاس هم شوخی میکند تا به نقل قولی از کرک داگلاس برسد و یعنی از سینمای جریان اصلی جهان و فیلمهای مهم غافل نبوده. یکسال بعد از این جشن، داور از ایران میرود.