روایت زنانی که قواعد بازار را تغییر دادند؛ از حاشیه به متن بازار رمزارز
ورود به بازار رمزارز برای همه با یک سؤال آغاز میشود: چقدر میتوان ریسک کرد؟ مائده چهرهساز مدرس فناوری بلاکچین معتقد است پاسخ زنان و مردان به این سؤال ممکن است متفاوت باشد، اما این تفاوت نه در علاقه به یک دارایی خاص، بلکه در نوع مواجهه با ریسک خودش را نشان میدهد؛ جایی که احتیاط بیشتر زنان میتواند به تصمیمهای آگاهانهتر منجر شود.
نگین باقری
ورود به بازار رمزارز برای همه با یک سؤال آغاز میشود: چقدر میتوان ریسک کرد؟ مائده چهرهساز مدرس فناوری بلاکچین معتقد است پاسخ زنان و مردان به این سؤال ممکن است متفاوت باشد، اما این تفاوت نه در علاقه به یک دارایی خاص، بلکه در نوع مواجهه با ریسک خودش را نشان میدهد؛ جایی که احتیاط بیشتر زنان میتواند به تصمیمهای آگاهانهتر منجر شود.
چهرهساز معتقد است اگر بخواهیم از تفاوت رفتار زنان و مردان در بازار رمزارز حرف بزنیم، بهتر است بهجای نسبت دادن سلیقه داراییها به جنسیت، درباره نوع مواجهه با ریسک صحبت کنیم. به گفته او، تجربه نشان داده بسیاری از زنان هنگام ورود به بازارهای پرنوسانی مثل کریپتو، کمتر تصمیمهای هیجانی میگیرند و معمولاً ترجیح میدهند با آگاهی، تحقیق و اطمینان بیشتری وارد شوند. این احتیاط الزاما به معنای ضعف در ریسکپذیری نیست؛ بلکه میتواند نشانهای از جدیتر گرفتن پیامدهای تصمیم مالی باشد. «زنانی که سرمایه، پشتوانه یا امکان خطای کمتری دارند، طبیعی است که پیش از ورود به بازار، بیشتر سؤال بپرسند، بیشتر یاد بگیرند و با حساسیت بیشتری درباره مدیریت ریسک تصمیم بگیرند.» از نگاه مائده، همین رویکرد میتواند در بازاری مثل رمزارز، نه یک محدودیت، بلکه یک مزیت رفتاری باشد.
جمعیت زنان را در بازار رمزارز دیگر نمیتوان دست کم گرفت؛ برای مثال آخرین گزارش پلتفرم رمزارزی نوبیتکس نشان میدهد که سال ۲۰۱۹، ۸ درصد از جمعیت کاربران این پلتفرم را زنان تشکیل میدادند ولی حالا این عدد به ۳۲ درصد رسیده و رشد پله به پله این گروه هیچ وقت به اندازه یک سال اخیر نبوده است.

آنها قصههای شنیدنی هم از کار در دنیای کریپتو دارند. برای مائده، مسیر حرفهای از ابتدا قرار نبود به بازار رمزارز برسد. او در ابتدا رویای دیگری در سر داشت و مسیر تحصیلیاش با دنیای بلاکچین فاصله داشت؛ اما یک پرسش ساده در یک گفتوگوی معمولی مسیر او را تغییر داد: «با بیتکوین آشنایی داری؟» همین سؤال، نقطه شروع کنجکاوی شد که او را به دنیای رمزارزها کشاند.
بشرا التجاء، دیگر مدرس بلاکچین هم مانند مائده اتفاقی وارد دنیای کریپتو شده است. ورود هر دوی آنها به این فضا هرگز آسان نبود. نه برای مائده که متولد سال ۱۳۷۱ است و نه بشرا که هفت سال بعد از او به دنیا آمده. در ابتدای دهه ۹۰ شمسی نه خبری از صرافیهای توسعهیافته داخلی با احراز هویتهای چند دقیقهای بود و نه آموزشهای بستهبندیشده و در دسترسی وجود داشت. مائده درباره آن زمان میگوید: «با جستجو در اینترنت به سایت لوکال بیتکوینز رسیدیم. در آنجا پروفایل افرادی را که خریدار یا فروشنده بودند مشاهده میکردیم. در واقع هر فرد در آن پلتفرم حکم یک صرافی را داشت. بر اساس کارمزد و قیمت پیشنهادی، یک فرد را انتخاب، با او گفتگو میکردیم و به توافق میرسیدیم. خرید و فروشها کاملاً بر مبنای اعتماد متقابل انجام میشد، زیرا زیرساخت منسجمی وجود نداشت. ما افراد ایرانی فعال در آن پلتفرم را پیدا، وجه ریالی را به حساب بانکی آنها واریز میکردیم و آنها پس از دریافت آدرس ولت (کیف پول)، بیتکوین را برای ما واریز میکردند.»
بشرا هم تجربه خودش را از سختیهای آن روزها دارد: « جرقه ورود من به دنیای بلاکچین در سال ۱۳۹۷ زده شد؛ مدیرم ازم پرسید: «تو که رشتهات نرمافزار است، چرا نرفتی دنبال اتریوم؟ همین سوال من را به دنیای ارزهای غیرمتمرکز پرتاب کرد. در روزگاری که صرافیهای داخلی وجود نداشتند، بشرا مجبور بود ریال خود را به واسطهای در ترکیه بدهد تا برایش اتریوم ۱۹۶ دلاری بخرد؛ مسیری ناهموار که با کیف پول «مایاتریومولت» آغاز شد و او را به یکی از متخصصان این حوزه تبدیل کرد.» با این حال، هر دو ماندگار شدند تا امروز به عنوان زنان فعال این بازار، ردپای خودشان را در دنیای کریپتو برای زنان باقی بگذارند.
بحران سقوط به ۳ هزار دلار؛ دوران تلخ ضررهای بزرگ
مائده یکی از سختترین تجربههای خود را دوران ریزش شدید بازار میداند؛ زمانی که قیمت بیتکوین به محدوده ۳ هزار دلار رسید و بسیاری از فعالان بازار برای نخستینبار با عمق واقعی ریسک در کریپتو روبهرو شدند. او میگوید که این تجربه برایش فقط یک خاطره تلخ مالی نبود، بلکه نقطهای بود که اهمیت مدیریت ریسک، نگاه بلندمدت و پرهیز از تصمیمهای هیجانی را جدیتر کرد.
بشرا هم به برهه زمانی دیگری اشاره میکند و میگوید: « من هم دورهای داشتم که شدیدا پشیمان شدم و ضررهای بسیار بزرگی را تجربه کردم. در ریزشهای سال ۲۰۲۱ و ۲۰۲۴ بخشی از سرمایهام از دست رفت. در سال ۲۰۲۱، من به چشم خودم دیدم که در یک روز ۳۰۰ میلیون تومان از دست دادم.»
اما او و مائده فقط یک فعال بازار مالی نبودند. هر دو همزمان پیش از هز چیزی وارد فضای آموزش شده و دلباختگیهای دیگری در دنیای رمزارزها داشتند؛ آنها متوجه شدند که بقا در این بازار فراتر از موجسواری روی قیمتها، نیازمند درک عمیق مدیریت ریسک و انتقال این تجربیات به دیگران است.
سیاست سرمایهگذاری مخفیانه زنان
همه زنان کریپتویی شبیه به هم نیستند. بشرا در مواجهه با زنان بیشماری که مشتاق ورود به بازار رمزارزها هستند، گاهی با چالشهای دیگری روبرو شده است. او درباره این موضوع میگوید: «برخی از زنان استقلال مالی ندارند و با وجود داشتن انگیزه، به شدت میترسند وارد این بازار شوند. مثلا خانمهای خانهدار انگیزه دارند که وارد بازار کریپتو شوند، اما منبع درآمدی ندارند. آنها مجبورند یا طلای شخصی و هدایای خود را بفروشند یا مبالغ ناچیزی از همسرشان قرض بگیرند.» اینجاست که کریپتو به یک بستر مخفیانه برای تلاش جهت استقلال تبدیل میشود. بشرا روایت میکند که این ترس چطور رفتار مالی زنان را شکل میدهد: «زنانی که در این گروه قرار دارند وقتی میخواهد وارد بازارهای مالی شود، باید توضیح دهد که قصد دارند با آن چه سرمایهگذاری کند؛ موضوعی که گاهی با پرسشها و کنترلهای زیادی همراه میشود: پول را کجا بردی؟ چه کار کردی؟ کی به سود میرسی؟» به گفته او به همین خاطر «این گروه از آنها پولهای ماهیانه خود را مخفیانه و بدون اینکه به همسران خود بگویند وارد بازار میکنند. این کار بخشی از سیاست زنانه شده است؛ روزها کار میکنند تا اگر سود خوبی داد، اعلام کنند. اگر میگویند خانمها ریسکپذیر نیستند، به خاطر همین است. شاید مسئله فقط ویژگی شخصیتی یا علاقه به ریسک نباشد، بلکه محدودیتهای مالی و نداشتن استقلال اقتصادی برخی از زنان هم روی میزان ریسکپذیری آنها اثر میگذارد.»
بازار کاری به هویت شما ندارد
مائده چهرهساز وقتی به مسیر ی که طی کرده نگاه میکند، پدیدهٔ شکاف جنسیتی را از زاویه دیگری میبیند. اگر او رویای اولیهاش را دنبال میکرد و در رشته هوافضا درس میخواند، حتماً امروز باید مثل بسیاری از زنان متخصص در صنایع سنتی، شکاف دستمزدی و تبعیضهای ساختاری و تجربی بیشتری را در محیط کار لمس میکرد. اما کریپتو برای او دریچه دیگری را گشود.
او معتقد است کریپتو به معنای واقعی کلمه نوعی «آزادی مالی» ایجاد کرده است که فارغ از خطکشیهای رایج جنسیتی، سن، اقشار یا حتی ملیتها عمل میکند. او در این باره میگوید: «در این بستر، سیستم کاری به این صورت است که اگر شما کاربلد باشید و عملکرد خوبی از خود نشان دهید، به درآمد و سود میرسید و بازار کاری به هویت شما ندارد.» در نهایت، بازار بیش از هر چیز به مهارت، استراتژی و مدیریت ریسک واکنش نشان میدهد؛ هرچند در مسیر یادگیری، دیدهشدن و فعالیت حرفهای، زنان همچنان ممکن است با کلیشهها و قضاوتهای جنسیتی روبهرو شوند.
زنان میگویند آنها برای ورود به قلمروی به ظاهر مردانه رمزارزها در فضای مجازی به پوشیدن زرههای نیاز پیدا میکنند. این را بشرا التجاء، فعال و مدرس فناوری بلاکچین میگوید.
بشرا التجاء، کارشناس و مدرس حوزه رمزارز طعم تلخ هجمههای سازمانیافته و آزار کلامی را بارها در توییتر چشیده است. او میگوید: «اگر یک خانم بخواهد در فضای مجازی این بازار فعال باشد، نباید برایش حرفهای مردم مهم باشد؛ زیرا با جریانی روبهرو میشود که هماهنگ با هم به او حمله میکنند. فضا در توییتر به شدت سمی است و برخوردها از زمین تا آسمان با آقایان فرق دارد. بارها به جرم ورود به این حوزه، مورد توهین و آزار قرار گرفتم؛ من کارهایی کردم که اگر یک اکانت آقا انجام میداد، برایش کامنت میگذاشتند: "داداش دمت گرم" اما وقتی یک زن را میبینند، میگویند: «اصلاً این مگه چیزی سرش میشود؟ از کی تا حالا این آدم شده که بخواهد درس بدهد؟»
ارتش زنانه در بازار کریپتو؛ از آموزش فامیل، کارمندان تا تشکیل «کریپتو گنگ گلرز»
یکی از جذابترین بخشهای کارنامهٔ بشرا التجاء زنجیرهای است که او برای توانمندسازی زنان اطرافش ایجاد کرد. او میگوید: «در کل فامیل، هیچکس در این بازار نبود و به شکل سنتی پسانداز خود را ذخیره میکردند. من همه زنان و مردان را به این سمت آوردم.» او در قدم اول همبنیانگذار و همراه همیشگیاش یعنی همسر برادر شوهر خود را وارد بازار کرد؛ آن هم در حالی که ۱۷ سالگی ازدواج کرده بود و همراه با جاریاش با صرافی واسطه در ترکیه چانه میزدند. سپس خواهر، دخترخاله، شوهرخالهها و دوستانش را وارد این زنجیره کرد.
گروهی که زنان بدون شروم بتوانند سوالهای کریپتویی خود را بپرسند
ایده آموزش کریپتو به زنان در سالهای ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ ابعاد بزرگتری به خود گرفت. بشرا با همکاری یکی دیگر از فعالان این حوزه (عسل علیزاده)، گروهی را به نام «کریپتو گنگ گرلز (Crypto Gang GIRLs) تشکیل داد؛ فضایی اختصاصی برای خانمها تا بدون خجالت و ترس از تحقیر شدن توسط مردان، سوالات خود را بپرسند. « بعضیها علاقه داشتند وارد این حوزه شوند و حتی برای شروع یادگیری سؤال داشتند، اما در بعضی موقعیتها از پرسیدن خجالت میکشیدند. دلیلش هم این بود که نگران بودند شاید یک مرد یادگیری آنها را به استهزاء بگیرد یا سؤالشان را مسخره کند. به همین دلیل، خیلیها ترجیح میدادند سؤالهایشان را در فضای عمومی مطرح نکنند. بشرا میگوید: «برای همین من گفتم میخواهم یک چالش یادگیری را شروع کنم. در توییتر اعلام واطلاعرسانی کردیم.» بشرا هر هفته جلسات آنلاین و چالشهای یادگیری در تلگرام برگزار میکند.
سواد مالی میتواند زنان را از مصرفکننده به تصمیمگیرنده تبدیل کند
مائده چهرهساز هم که مجبور بود کریپتو را خودش به کمک متون انگلیسی یاد بگیرد وارد تیمهای آموزشی مختلفی شد، سپس سمینارهای متفاوتی برگزار کرد و بعدها وارد مسیر جدی آموزش و فعالیت حرفهای در اکوسیستم رمزارز شد. او اکنون سالهاست در نوبیتکس، یکی از پلتفرمهای رمزارزی ایران، فعالیت میکند. برای مائده دنیای کریپتو بخشی از سواد مالی نسل جدید است؛ «جایی که آدمها یاد میگیرند مالکیت، ریسک، تصمیمگیری و استقلال مالی را جدیتر بفهمند. برای زنان، این فضا میتواند فرصتی باشد برای اینکه از نقش مصرفکننده یا دنبالکننده تصمیمهای مالی فاصله بگیرند و خودشان تحلیل کنند، تصمیم بگیرند و حتی مسیر حرفهای بسازند. البته این فرصت زمانی ارزشمند است که با آموزش، مدیریت ریسک و نگاه بلندمدت همراه باشد.»