| کد مطلب: ۷۶۱۹۸

فراتر از درمان زیستی؛ چرا به «دانش اجتماعی اعتیاد» و بازنگری در ساختار نهادها نیازمندیم؟

مواجهه مؤثر با پدیده اعتیاد مستلزم یک تغییر نگاه بنیادین است: باید تغییرات فرهنگی، ساختارهای اجتماعی و تحولات نسلی را جدی بگیریم و در کنار رویکردهای زیستی و بالینی، از ظرفیت بی‌بدیل «علوم اجتماعی» برای بازسازی سیاست‌های پیشگیرانه نهایت بهره را ببریم.

 فراتر از درمان زیستی؛ چرا به «دانش اجتماعی اعتیاد» و بازنگری در ساختار نهادها نیازمندیم؟

 

پناه بردن افراد به مواد اعتیادآور به طور سنتی، معمولا در چارچوب روانشناسی فردی یا علل اجتماعی معمول همچون فقر، بیکاری و... بررسی می‌شود.

در تحلیل پدیده‌های پیچیده‌ای چون آسیب‌های اجتماعی، یکی از خطاهای راهبردیِ سنتی، تقلیل دادن مسئله به ابعاد صرفاً زیستی، روانی یا بالینی است. اگرچه در حوزه زیست‌شناسی، دارودرمانی و بالین اعتیاد کارهای ارزشمندی انجام شده است، اما پدیده اعتیاد پیش از آنکه صرفاً یک اختلال فردی یا زیستی باشد، بازتابی از «مسائل اجتماعی» است. من با مطالعه شواهد علمی شیوع‌شناسی متاخر و یافته‌های میدانی بر اساس تجارب کاری خود معتقدم تعیین کننده‌های اجتماعی اعتیاد، دچار تغییر شده و با علل اجتماعی پیشین قابل تبیین نیست. نمی‌توان بدون شناخت بسترها و زمینه‌های ساختاری شکل‌گیری این رفتارها، و تنها با تکیه بر برخوردهای سلبی و مقابله‌ای، انتظار داشت مسئله به‌طور پایدار حل شود. ما باید بپرسیم ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی چه بسترها و زمینه‌هایی را فراهم می‌کنند که برخی افراد به مصرف مواد یا الکل گرایش می‌یابند؟ می‌بایست در کنار دانش زیستی، به توسعه «دانش اجتماعی اعتیاد» نیز توجه جدی شود و پژوهش‌های جامعه‌شناختی سهم بیشتری در نقشه راه سیاست‌گذاری این حوزه به دست آورند.

ساختار کلان، فشار ساختاری و فرسایش سرمایه اجتماعی

هیچ کنش انسانی در خلاء رخ نمی‌دهد. فشارهای ساختاری ناشی از تحریم‌ها و بحران‌های اقتصادی، هزینه‌های اجتماعی و زیست روزمره شهروندان را به شدت افزایش داده‌اند؛ امری که به طور مستقیم بر سلامت روان و کیفیت زندگی نسل‌های مختلف سایه می‌اندازد. ازاین‌رو، در سیاست‌گذاری‌های مرتبط با اعتیاد لازم است شرایط عینی جامعه و رنج‌های ساختاری ناشی از آن به دقت واکاوی شود.

بخشی از مصرف مواد مخدر و یا الکلی، جایگزین کارکرد نهادهای فرهنگی و اجتماعی است. در جامعه‌ای که تولید امید به آینده کاهش یافته و یا اصولاً تلاشی برای پدیدآورن نشاط اجتماعی صورت نمی‌گیرد در حقیقت نهاد فرهنگ شامل سرگرمی، تفریح، هنر دچار فقدان کارکرد آرام‌بخش می‌شوند، سبب می‌شود که اعتیاد دیگر به جنسیت و یا طبقه اجتماعی وابسته نیست و سن اعتیاد نیز تغییر کرده و حتی اعتیاد شاغلین از بیکاران پیشی می‌گیرد. علاوه بر آن در نهادهای اجتماعی نیز یکی از بحرانی‌ترین حلقه‌های مفقوده، کاهش قدرت نهادهای مدنی و افول شبکه‌های حمایتی قابل اتکا در جامعه ایران است. هنگامی که سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی تحلیل می‌رود و نهادهای مدنی واسط میان فرد و دولت تضعیف می‌شوند، افراد در مواجهه با فشارهای زندگی دچار بی‌‌پناهی ساختاری می‌شوند. پیشگیری پایدار از اعتیاد بدون احیا و تقویت نهادهای مدنی، گسترش شبکه‌های حمایتی محلی و بازآفرینی فضایی برای پیوند اجتماعی ناممکن است.

نسل زد و گذار ارزشی؛ از «بقا» تا «خودبیانگری و ابراز وجود»

برای تدوین سیاست‌های مؤثر، نیازمند تغییر پارادایم در شناخت نسل جوان هستیم. تقلیل دادن نسل‌های جدید به برچسب‌های کلیشه‌ای و ساده‌انگارانه، راه به جایی نمی‌برد. مطالعات تطبیقی بین‌المللی و جامعه‌شناختی (نظیر نظریه‌های تحول ارزشی) نشان می‌دهند که ارزش‌های اجتماعی در جوامع مدرن‌شونده و در حال گذار، از اولویت‌های معطوف به «بقا» (تأمین نیازهای اولیه و امنیت مادی) به سمت ارزش‌های «خودبیانگری و ابراز وجود، استقلال فردی و تحقق خود» تغییر جهت داده‌اند.

نسل‌های جدید از آگاهی بیشتری درباره سلامت برخوردارند و توجه زیادی به سبک زندگی، بدن، تغذیه و سلامت خود نشان می‌دهند؛ امری که خود ظرفیتی امیدوارکننده برای برنامه‌ریزی‌های نوین سلامت است. با این حال، اگر ساختار اجتماعی و نهادهای رسمی نتوانند کانال‌های مشروع، امن و پایداری برای ابراز وجود، مشارکت اجتماعی، نشاط و امید به آینده این نسل‌ها (به‌ویژه افراد زیر ۳۰ سال) فراهم کنند، شکاف میان انتظارات فردی و واقعیت‌های ساختاری عمیق‌تر خواهد شد و زمینه برای بروز انحرافات یا پناه بردن به پناهگاه‌های کاذب فراهم می‌گردد.

ظهور شکل‌های نوین وابستگی در عصر دیجیتال

تحولات نسلی و نفوذ فناوری‌های نوین، سنجه‌های وابستگی را نیز دگرگون کرده است. در کنار شکل‌های سنتی اعتیاد، با پدیده‌های نوظهوری روبه‌رو هستیم که نیازمند بازتعریف مفهوم «اعتیاد» در علوم اجتماعی‌اند: اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی، وابستگی افراطی به بازی‌های رایانه‌ای و صرف ساعت‌های طولانی در زیست‌جهان مجازی، سایبر سکس و عشق سیال.

این الگوهای رفتاری نوین، ریشه در نیاز به تعلق، فرار از ملال ساختاری، و تلاش برای جبرانِ ناکامی‌های دنیای واقعی در بستر فضای مجازی دارند. بررسی دقیق ابعاد، پیامدها و کارکردهای پنهان این وابستگی‌های دیجیتال در گروه‌های سنی گوناگون، یک ضرورت انکارناپذیر در مطالعات اعتیاد به شمار می‌رود.

در نهایت، مواجهه مؤثر با پدیده اعتیاد مستلزم یک تغییر نگاه بنیادین است: باید تغییرات فرهنگی، ساختارهای اجتماعی و تحولات نسلی را جدی بگیریم و در کنار رویکردهای زیستی و بالینی، از ظرفیت بی‌بدیل «علوم اجتماعی» برای بازسازی سیاست‌های پیشگیرانه نهایت بهره را ببریم.

*منبع: کانال تلگرامی نویسنده 

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه جامعه
  • واقعیت این است که برخی اگر هم بخواهند و بدانند درست است نمی‌توانند. درست شبیه آنچه رییس وقت زندان رجایی‌شهر به سعید…

  • مسئله ی آموزش و پرورش ایران نیز تنها معیشت معلم نیست، هرچند معیشت مسئله‌ای جدی است. مسئله، جایگاه معلم در ساختار آموزش…

پربازدیدترین
آخرین اخبار