پیامدهای سنگین اقتصادی و سیاسی همراهی بروکسل با سیاستهای جنگطلبانه واشنگتن
بدهی ۱۰۰ میلیارد یورویی اروپا به ترامپ؛ هزینههای گزاف جنگ علیه ایران
پس از ماهها تبعیت تمامقد مقامات اروپایی از سیاستهای جنگطلبانه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، افزایش بیسابقه قیمت انرژی و موج اعتراضات اجتماعی، رهبران قاره سبز را وادار کرده است خواستار پایان جنگ و بازگشت به میز دیپلماسی شوند.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از ایرنا، بیش از یکصد میلیارد یورو هزینه برای اروپا؛ این نتیجه جنگی است که مقامات این قاره در آغاز از آن حمایت کرده و آن را «کار کثیف» آمریکا و اسرائیل به نام خود توصیف میکردند. اما پس از گذشت ۹ ماه از آغاز این تجاوز نظامی، بحران انرژی، رشد تورم و نارضایتیهای عمومی، سران آلمان و فرانسه را به صرافت تغییر لحن و تاکید بر ضرورت راهحلهای دیپلماتیک انداخته است.
فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، که پیشتر از حملات تلآویو استقبال کرده بود، اخیراً اذعان کرد که افزایش قیمت انرژی ناشی از این مناقشه، رقمی نجومی روی دست اقتصاد اروپا گذاشته است. همزمان، امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه نیز اعتراف کرد که بحران برخاسته از جنگ و بسته شدن تنگه هرمز، قدرت خرید مردم و ثبات اجتماعی کشورهای اروپایی را بهشدت تحت فشار قرار داده است.
در همین زمینه، مقامات جمهوری اسلامی ایران ضمن انتقاد شدید از استانداردهای دوگانه اروپا، این وضعیت را تاوان تصمیمات اشتباه و تبعیت کورکورانه بروکسل از کاخ سفید ارزیابی کردند. سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان، تأکید کرد که هزینههای تحمیلشده بر اقتصاد اروپا در برابر پاسخ قاطع نیروهای مسلح ایران در صورت هرگونه تعرض مجدد، بسیار ناچیز است.
محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز با اشاره به مواضع پیشین اروپاییها یادآور شد که حامیان دیروز جنایات جنگی، امروز باید تاوان تبعات سنگین آن را بپردازند. همچنین اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه، تغییر لحن کنونی اروپا را صرفاً یک ژست سیاسی دانست و تصریح کرد که بروکسل به دلیل همراهی با تحریمها و سناریوهای ضدایرانی، در این بحران شریک اصلی محسوب میشود.
کارشناسان معتقدند وابستگی امنیتی اروپا به ناتو و چتر حمایتی ایالات متحده، این قاره را در برابر تصمیمات یکجانبه دونالد ترامپ منفعل ساخته است. با این حال، تداوم این رویه نهتنها کمکی به منافع اقتصادی بروکسل نکرده، بلکه اروپا را در میان بحرانهای داخلی و منطقهای زمینگیر کرده است؛ وضعیتی که خروج از آن نیازمند بازگشت به سیاست خارجی مستقل و احترام به حقوق بینالملل خواهد بود.