مادرید، گرفتار توفان سیاسی و اجتماعی
مرگ ماریکارمن، زن سالخوردهای که توسط صاحبخانه از خانهاش اخراج شده بود، عاطفهٔ عمومی را جریحهدار کرد و مردم بسیاری را به خیابانها کشاند.
در حالی که تمامی چشمها به ناآرامیهای فرانسه است، در مادرید و چندین شهر کوچک و بزرگ اسپانیا هم عدهٔ زیادی به خیابانها آمدهاند. میدان سول در مرکز مادرید، تبدیل به اقامتگاه تحصنکنندگان معترض به وضعیت مسکن در اسپانیا شده است. مرگ ماریکارمن، زن سالخوردهای که توسط صاحبخانه از خانهاش اخراج شده بود، عاطفهٔ عمومی را جریحهدار کرد و مردم بسیاری را به خیابانها کشاند.
بحران با رد دو لایحه مسکن توسط احزاب راست در پارلمان شروع شد، فشار وضعیت مسکن و همزمانی اعتراضات با وضعیت مرزهای اسپانیا در ملیلیه و جزیره قناری، فرصتی را برای احزاب مخالف به دست داد تا دولت سوسیالیست را به ناکارآمدی و پوپولیسم و قمار کردن بر سر منافع مردم متهم کند.ایزابل دیاز آیوسو، سیاستمدار پرنفوذی که سالهاست بر مسند ریاست ایالت مادرید تکیه زده و راستگرایی تندرو و حامی بیپروای اسرائیل و آمریکا به شمار میرود، به همراه فیخو (رهبر حزب مردم/PP) تمام توان خود را برای واژگونی دولت سانچز به کار بستهاند.
آمریکا و متحدان غربیاش، پدرو سانچز و اسپانیا را قابل اعتماد نمیدانند و به او به چشم یک عنصر نامطلوب نگاه میکنند. خود نخست وزیر اسپانیا - یا آنطور که در ادبیات اسپانیا مینامندش، رئیس دولت - هم به تصویر بازیگری مستقل و نافرمان دامن میزند. حرکت قابل توجه او در زمان گرفتن عکس یادگاری در اجلاس رهبران ناتو و جدا کردن محل ایستادن خود از دیگران پیامی روشن و واضح برای غرب داشت. پیامی که قطعاً از سوی فردی با خصوصیات ترامپ، خصمانه و گستاخانه تلقی شد. ترامپ در تمامی ماههای گذشته در پی انتقامجویی از پدرو سانچز بوده، چنانکه اسرائیلیها با لابی گسترده در اروپا و ارتباط با سران احزاب راست تلاش کردهاند تا هر آنچه میتوانند بر ضد او تدارک کنند تا در لحظهٔ موعود موقعیت برای ضربه نهایی و سرنگونی او فراهم شود.
با این حساب انحلال پارلمان پس از رد شدن لایحه مسکن، آغاز نبردی برای بقا از سوی دولت سوسیالیست است که امروز تنهاتر از پیش ایستاده است. پرداخت مالیات و بیمه و حمایت بیحد و حصر از کارگران، کسب و کارهای کوچک را که موتور توسعه هستند، وادار به تعطیلی کرده است. نادیده گرفتن وضعیت کارفرمایان، منجر به هراس آنها از استخدام شده، در حالی که وضعیت اقتصادی و به ویژه صنعت توریسم و صنایع دیگر از وضعیت مطلوبی برخوردارند، بیکاری فزاینده و نبود رونق، شهروندان را فرسوده کرده است. این به دلی تناقضهای ساختاری اقتصاد اسپانیاست.
ممکن است پدرو سانچز با از دست دادن حمایت احزاب چپ کاتالونیا و رای دهندگان موافق، به پایان حیات سیاسی خود رسیده باشد. این خبر خوبی برای صهیونیستها، راستهای افراطی و دونالد ترامپ است.