پیوند نوظهور عربستان، پاکستان و ترکیه
دفاع مشترک معمولاً شامل یک دشمن مشترک است، اما کشورهای جهان اسلام نگرانیهای متفاوتی دارند.
پاکستان، تنها قدرت هستهای جهان اسلام، به دنبال استفاده از قدرت نظامی خود برای تبدیل شدن به یک بازیگر کلیدی در خاورمیانه است. اسلامآباد فراتر از ایفای نقش میانجی بین آمریکا و ایران، به دنبال توافقات دفاعی و فروش تجهیزات نظامی است. موفقیت آن در ایجاد یک نقش منطقهای قابل توجه، به تواناییاش در مدیریت رقابتهای پیچیده و اینکه آیا کشورهای خاورمیانه حاضرند روابط اقتصادی رو به رشد خود با هند را به خاطر مشارکتهای امنیتی با پاکستان محدود کنند، بستگی دارد.
از نظر تاریخی، پاکستان از سال ۱۹۴۷، زمانی که راج بریتانیا شبه قاره را به دو کشور تقسیم کرد، هند را به عنوان دشمن اصلی خود میدید. هند و پاکستان چندین جنگ با هم داشتهاند که آخرین آن در مه ۲۰۲۵ بود. هر دو سلاح هستهای دارند. پاکستان اغلب در رقابت خود با هند، از کشورهای مسلمان در شمال آفریقا و غرب آسیا درخواست حمایت کرده است، اما بسیاری از کشورهای عربی از موضعگیری صریح خودداری کردهاند.
جاهطلبیهای پایدار پاکستان در خاورمیانه
پاکستان از دهه ۱۹۵۰ همکاری امنیتی با سایر کشورهای مسلمان را پیگیری کرده است. در اوج جنگ سرد، اسلام آباد از پیشنهاد آمریکا برای ایجاد سازمان دفاعی خاورمیانه (MEDO) حمایت و به پیمان بغداد که بعداً به سازمان پیمان مرکزی (CENTO) تغییر نام داد، پیوست. اگرچه ترکیه و ایران (که آن زمان توسط شاه اداره میشد) به این تلاشهای غرب برای ایجاد یک «ردیف شمالی» دفاعی در امتداد مرز جنوبی شوروی پیوستند، اما کشورهای عربی به طور قابل توجهی از آن دوری کردند.
- از زمان پایان رسمی پیمان سنتو در سال ۱۹۷۹ و تغییرات بعدی در اولویتهای امنیتی منطقهای، پاکستان به دنبال بهرهبرداری از نیروهای مسلح بزرگ خود برای اعمال نفوذ در سراسر غرب آسیا بوده است. پاکستان، همکاریهای دفاعی با کشورهای خاورمیانه را ابزاری برای تقویت قدرت نظامی و اقتصادی خود و در عین حال اجتناب از وابستگی کامل به آمریکا یا چین میداند.
توافقنامه امنیتی با ریاض
رهبران پاکستان معتقدند که با امضای توافقنامه دفاع متقابل استراتژیک (SMDA) با عربستان در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۵، این پویایی تاریخی را تغییر دادهاند. علاوه بر استقرار متقابل و آموزش نیروهای نظامی، حمله به هر یک از دو کشور، حمله به دیگری محسوب میشود. البته جزئیات این توافقنامه علنی نشده است.
دفاع مشترک معمولاً شامل یک دشمن مشترک است، اما کشورهای جهان اسلام نگرانیهای متفاوتی دارند. به عنوان مثال، هند، دشمن فرضی پاکستان، سالانه ۴۱ میلیارد دلار رابطه تجاری با عربستان دارد (تقریباً نیمی از کل حجم تجارت ۹۰ میلیارد دلاری پاکستان) پس بعید است که ریاض در کنار پاکستان، وارد جنگ با هند شود.
هدف احتمالی SMDA این است که عربستان سعودی بتواند از سربازان، خلبانان و اپراتورهای پهپادهای پاکستانی که در نبردها آبدیده شدهاند، برای دفاع از خود استفاده کند و در عوض، پاکستان به سرمایه عربستان برای صنایع نظامی خود دسترسی داشته باشد.
- سالهاست که عربستان، با انگیزههای ایدئولوژیک و استراتژیک، به عنوان متحد نهایی پاکستان عمل کرده است. روابط قوی با کشوری که میزبان مقدسترین اماکن اسلامی است، به تقویت وجهه پاکستان به عنوان یک پیشرو در میان کشورهای مسلمان کمک کرده است. حمایت اقتصادی و منابع انرژی عربستان برای پاکستان بسیار مهم بوده، که اغلب در ازای آن نیروی کار و همکاری نظامی پاکستان صورت گرفته است.
- در طول دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، نیروهای پاکستانی برای دفاع از خاک عربستان، بهرهبرداری از هواپیماهای سعودی و آموزش ارتش در این کشور مستقر شدند. در عوض، ریاض اغلب خرید تجهیزات نظامی پیشرفته اسلامآباد از آمریکا و متحدان غربی آن را تأمین مالی میکرد. این روند پس از جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ تغییر کرد و استقرار نیروهای آمریکایی در عربستان را ممکن ساخت.
اکنون به نظر میرسد عربستان در حال آماده شدن برای کاهش احتمالی حضور امنیتی جهانی واشنگتن، به ویژه در خاورمیانه است. توافقنامه بلندمدت (SMDA) همکاری را از یک مشارکت انعطافپذیر به یک تعهد متقابل صریحتر ارتقا میدهد.
شاید عامل اصلی این توافق، حمله اسرائیل به رهبری حماس در دوحه قطر در سپتامبر ۲۰۲۵ بوده باشد. ناتوانی یا عدم تمایل آمریکا در بازداشتن اسرائیل، همراه با تحمل حمله به کشوری که میزبان پایگاه آمریکایی است، نشاندهنده تهدیدات آینده برای کشورهای خلیج فارس بود. ریاض در بحبوحه عدم اطمینان در مورد ضمانتهای امنیتی موجود و افزایش بیثباتی منطقهای، به عنوان بخشی از یک استراتژی پوشش ریسک، وارد این توافق با اسلامآباد شد. ابهاماتی در مورد اینکه آیا این توافق شامل تعهدات هستهای میشود، وجود دارد.
نگاه اسلام آباد به مزیتهای اقتصادی
برای پاکستان، این پیمان تلاشی حساب شده برای تبدیل همکاری امنیتی به مزیت اقتصادی است. اسلام آباد که با کمبود بودجه مواجه است، روابط دفاعی با عربستان و ترکیه را راهی برای کسب درآمد از تخصص نظامی خود میبیند و آموزش، استقرار و فروش تسلیحات را به تبادلات ارزی و بودجه تبدیل میکند.
پاکستان همچنین امیدوار است با اتصال بنادر گوادر و کراچی به جده و دمام از طریق پایانههای دروازهای، همکاری را در حوزه دریایی گسترش دهد. چنین ادغامی میتواند یک کریدور انرژی و تجارت دریایی ایجاد کند که منافع تجاری عربستان را در کریدور اقتصادی چین-پاکستان تثبیت کرده و پاکستان را عمیقتر در معماری اقتصادی و امنیتی خلیج فارس جای دهد.
پر رنگ شدن تردیدها در شرایط جدید
با این حال، قابل اعتماد بودن پاکستان به عنوان یک شریک امنیتی برای سعودیها در محیط جدید خاورمیانه همچنان مورد تردید است. ترس از تهدید ایران در بخش عمدهای از جهان عرب، الگوی سنتی پاکستان مبنی بر اتحاد کشورهای مسلمان علیه قدرتهای غیرمسلمان مانند شوروی سابق یا اسرائیل را به چالش کشیده است. اکنون چندین درگیری، مسلمانان را در مقابل مسلمانان قرار داده و پاکستان اغلب تمایلی به جانبداری از هیچ یک از طرفین نداشته است.
سعودیها هنوز امتناع پاکستان از اعزام نیرو به حمله نظامی علیه حوثیهای یمن در سال ۲۰۱۵ را به یاد دارند. در آن زمان، عربستان درخواست کشتیهای جنگی، هواپیما و نیرو کرد، اما پارلمان پاکستان به اتفاق آرا به بیطرفی در درگیری یمن رأی داد.
▫️حملات اخیر ایران به کشورهای خلیج فارس در پاسخ به حملات آمریکا و اسرائیل، معضل مشابهی را ایجاد کرد. نیاز دونالد ترامپ، به یک میانجی با تهران، همراه با تمایل پاکستان برای ایفای این نقش، مانع از آن شد که توافق عربستان و پاکستان به طور کامل مورد آزمایش قرار گیرد. به عنوان یک میانجی، نمیتوان از پاکستان انتظار داشت که به نمایندگی از عربستان به عملیات نظامی بپیوندد، موضعی که به نظر میرسد سعودیها آن را پذیرفتهاند، اگرچه برخی دیگر مانند امارات آن را مشکلساز میدانند.
امارات می گوید که دوستان و متحدان کشورهای خلیج فارس باید حملات ایران را تجاوز تلقی کنند، یا از کشورهای خلیج فارس دفاع کنند یا به تهران فشار بیاورند تا حملات را متوقف کند. اگر عربستان موضع مشابهی اتخاذ میکرد، پاکستان به جای میانجیگری، با فشار برای دفاع از پادشاهی مواجه میشد.
نقش ترکیه و چین
روابط پاکستان با ترکیه، مانند عربستان، به دوران جنگ سرد برمیگردد. این دو کشور در ترتیبات امنیتی منطقهای گذشته، اغلب با همکاری آمریکا، شرکت داشتهاند. از دیدگاه آنکارا، چارچوب نوظهور عربستان-پاکستان-ترکیه نشاندهنده تغییر موضع برای ایجاد نفوذ است، نه یک اتحاد کامل.
ترکیه از ناتو خارج نمیشود. در عوض، در حال ایجاد مشارکتهای موازی برای افزایش انعطافپذیری استراتژیک و قدرت چانهزنی است. این ترتیبات به آنکارا اجازه میدهد تا نقش منطقهای خود را با تعهدات الزامآور کمتری گسترش دهد.
از سال ۲۰۲۱، آنکارا و ریاض روابط خود را ترمیم کرده و مواضع خود را در مورد سوریه، سودان و سومالی همسو کردهاند. آنکارا، یکی از سریعترین صادرکنندگان اسلحه در جهان، به دنبال دستاوردهای مستقیم دفاعی-صنعتی از طریق مشارکت با پاکستان و عربستان است. آنکارا به دنبال دسترسی به خطوط لوله تدارکات خلیج فارس برای پهپادها، خودروهای زرهی، سکوهای دریایی و سیستمهای دفاع هوایی و همچنین فرصتهایی برای تولید مشترک، مونتاژ تحت لیسانس و انتقال فناوری در داخل عربستان است.
یک چارچوب امنیتی سهجانبه، ریسک سیاسی قراردادهای بلندمدت را کاهش میدهد، شرکتهای ترکیهای را در تلاشهای بومیسازی دفاعی عربستان جای میدهد و ترکیه را در کنار پاکستان به عنوان یک تأمینکننده و یکپارچهساز سیستم ترجیحی قرار میدهد. این امر آنکارا را قادر میسازد تا بدون تعهدات به سبک ناتو، همسویی استراتژیک را به درآمد مستمر، توسعه صنعتی و نفوذ منطقهای تبدیل کند.
چین نه عضو توافقنامه همکاری دفاعی پاکستان و عربستان است و نه یک شرکتکننده رسمی در چارچوب دفاعی نوظهور عربستان، پاکستان و ترکیه. با این حال، این کشور میتواند از تعمیق روابط دفاعی عربستان و پاکستان، منافع استراتژیک غیرمستقیمی به دست آورد.
تقریباً ۸۰ درصد واردات دفاعی اخیر پاکستان از چین است؛ از جمله هواپیما، پهپاد و سامانههای موشکی. هرگونه گسترش همکاری دفاعی، تعامل عربستان و ترکیه را با سامانههای چینی یا سامانههای تولید مشترک چین و پاکستان، مانند هواپیمای JF-17، افزایش میدهد.
*منبع: کانال بازنگاه