قمار ترامپ با بازار جهانی انرژی
ترامپ نمیتواند فرض کند که در صورت آغاز مرحله دیگری از عملیات نظامی، اختیار تعیین مدت و دامنه جنگ را در دست خواهد داشت. واقعیت میدان نبرد این است که طرف مقابل نیز تصمیم میگیرد، واکنش نشان میدهد و میتواند محاسبات کلی را تغییر دهد.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از اقتصادنیوز، ازسرگیری عملیات نظامی علیه ایران، حتی در قالب حملاتی محدود، میتواند واشنگتن را با پیامدهایی روبهرو کند که مهار آنها بهسادگی ممکن نیست.
در مقابل، تهران با وجود خسارتهای ناشی از جنگ، همچنان توان پاسخگویی دارد و هرگونه تشدید درگیری ممکن است به اختلال بیشتر در بازار جهانی انرژی و افزایش فشار اقتصادی بر آمریکا منجر شود.
واقعیتی که نمیتوان نادیده گرفت
جو کنت و برت اریکسون در هیل نوشتند: در شرایطی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، احتمال ازسرگیری عملیات نظامی علیه ایران را در روزها و هفتههای آینده بررسی میکند نباید یک واقعیت تغییرناپذیر درباره جنگ را نادیده گرفت: این که هر دو طرف جنگ در نتایج آن نقش دارند و تصمیمگیرنده یکطرفه میدان نبرد نیست.
ترامپ باید به تجارت سیاسی بازگردد!
ترامپ بهتر است به جای پیروی از توصیه مشاورانی که با وعده پیروزی سریع، او را وارد این جنگ کردند، به همان غریزه تجاری و محاسباتی خود تکیه کند. او باید ارزیابی درست خود از نخستین مرحله عملیات «خشم حماسی» در ماه ژوئن را به یاد بیاورد؛ زمانی که پذیرفت این عملیات به بنبست نظامی منجر شده و چنان آثار منفی بر اقتصاد آمریکا گذاشته است که کشور در آستانه تجربه رکودی بزرگ، مشابه دوران ریاستجمهوری هربرت هوور، قرار گرفته بود.
رئیسجمهور آمریکا در واکنش به پیامدهای اقتصادی جنگ، در نهایت با امضای تفاهمنامه اسلامآباد، توقف درگیریها و ازسرگیری جریان انتقال نفت را پذیرفت. این تصمیم در آن مقطع درست بود. مهمترین مسئله در آن زمان، بازگشایی تنگه هرمز بود و اکنون نیز همچنان همین موضوع در مرکز بحران قرار دارد.
خسارت به ایران بدون تحقق هدف نهایی جنگ
نویسنده مدعی شد: در مرحله نخست درگیریها و طی عملیات «خشم حماسی»، ارتش آمریکا هزاران فروند مهمات علیه اهداف نظامی ایران به کار گرفت و با حمله به زیرساختهای حیاتی و تأسیسات دارای کاربری دوگانه، خسارتهای گستردهای به اقتصاد این کشور وارد کرد. بر اساس برخی برآوردها، ارزش خسارتهای ناشی از بمباران بهتنهایی از ۱۰۰ میلیارد دلار فراتر رفته است.
با وجود این حملات هدفمند علیه ایران و اعمال محاصرهای که بیش از ۱۰۰ روز ادامه یافته، ساختار سیاسی ایران همچنان پابرجاست. این واقعیت نشان میدهد که واردکردن خسارتهای گسترده نظامی و اقتصادی لزوماً به فروپاشی ساختار سیاسی یا تسلیم طرف مقابل منجر نمیشود.
اگرچه وضعیت اقتصادی ایران دشوار است، شواهد اندکی وجود دارد که نشان دهد بمباران نیروگاهها و حمله به زیرساختهای اقتصادی و غیرنظامی بیشتر، میتواند فشار مالی، فروپاشی داخلی و هرجومرجی ایجاد کند که هشت ماه جنگ و تخریب نتوانسته به وجود بیاورد.
فشار اقتصادی جنگ بر شهروندان آمریکایی
از سوی دیگر، افکار عمومی آمریکا بهطور گسترده با جنگ علیه ایران مخالف است. بر اساس نظرسنجی مؤسسه پژوهشی پیو، ۶۵ درصد آمریکاییها از نحوه مدیریت درگیری با ایران توسط ترامپ رضایت ندارند.
افزایش سریع قیمت حاملهای انرژی نیز فشار قابلتوجهی بر زندگی روزمره شهروندان آمریکایی وارد کرده است. قیمت نفت در بازارهای جهانی به حدود ۱۱۳ دلار در هر بشکه رسیده، بهای هر گالن گازوئیل از ۶ دلار فراتر رفته و قیمت بنزین نیز به حدود ۴ دلار و ۲۰ سنت نزدیک شده است. در چنین شرایطی، اقتصاد آمریکا همچنان با فشارهای جدی روبهروست و بازگشت به جنگ میتواند این وضعیت را وخیمتر کند.
برای خروج از بحران، ترامپ باید تمرکز خود را بر بازگشایی تنگه هرمز قرار دهد و به توصیههایی که خواستار تکرار تاکتیکهای ناکام گذشته هستند، بیاعتنا باشد. آغاز دوباره حملات هوایی میتواند آمریکا را با یک بحران اقتصادی بزرگ مواجه کند؛ بهویژه اگر ایران در واکنش به این حملات، زیرساختهای انرژی بیشتری را در کشورهای حاشیه خلیج فارس هدف قرار دهد.
ازسرگیری عملیات نظامی همچنین خطر کشتهشدن شمار بیشتری از نیروهای آمریکایی را به همراه دارد، آن هم در شرایطی که هدف نظامی مشخص و قابلدستیابی برای این حملات وجود ندارد.
تهران همچنان توان پاسخگویی دارد
با وجود عملیات گسترده بمباران که بخش بزرگی از نیروی دریایی و هوایی ایران را هدف قرار داد، حملات علیه کشتیهایی که قصد عبور از مسیر دریایی عمان را داشتند، در ماه اکتبر به بالاترین سطح خود رسید. گزارشها همچنین حاکی از آن است که ایران طی همین ماه دهها آزمایش موشکی انجام داده و تنها در روز ۱۱ اکتبر بیش از ۳۰ آزمایش موشکی گزارش شده است. این اقداماتی میتواند بخشی از آمادگی تهران برای احتمال ازسرگیری جنگی تمامعیار باشد.
در حال حاضر، هیچ نشانهای وجود ندارد که ایران توانایی پاسخ به حملات احتمالی آمریکا را از دست داده باشد. تهران همچنان میتواند با اقداماتی که بازار جهانی انرژی را بهشدت مختل میکند، به حملات جدید واکنش نشان دهد. این خطر زمانی جدیتر میشود که ذخایر جهانی انرژی در جریان هشت ماه جنگ کاهش یافته و ظرفیت بازار برای مقابله با شوکهای تازه محدودتر شده است.
ایران نشان داده است که نمیتوان این کشور را با بمباران به تسلیم وادار کرد. همچنین بعید است رهبران تهران بدون دریافت امتیازهای مهم، راهحلی دیپلماتیک را بپذیرند که به ترامپ امکان دهد جنگ را با اعلام پیروزی به پایان برساند.
خطر گسترش بحرانی که ترامپ از آن واهمه دارد
توانایی ایران برای هدف قراردادن کشتیها و تأسیسات در نقاط مختلف منطقه، از تنگه هرمز گرفته تا دریای عمان و خلیج فارس، در کنار شکنندگی فزاینده بازار جهانی انرژی، خطر تشدید بحران را افزایش میدهد. در چنین شرایطی، ایده اجرای یک عملیات محدود دیگر تحت عنوان «یک خشم حماسی دیگر» ممکن است با واکنشی از سوی ایران روبهرو شود که دقیقا همان رکود اقتصادی مشابه دوران هربرت هوور را برای آمریکا رقم بزند؛ وضعیتی که ترامپ پیشتر تلاش کرده بود از آن جلوگیری کند.
ترامپ برای خروج از جنگ دو گزینه دارد
بازگشت به تفاهمنامه قبلی یا اعلام پیروزی و خروج از میدان درگیری، دو گزینهای هستند که میتوانند در شرایط کنونی مورد توجه ترامپ قرار گیرند.
اولین راه، بازگشت به تفاهمنامه پیشین، با خواستههای ایران نیز همخوانی دارد و میتواند توافقی را احیا کند که ترامپ پیشتر نیز آن را پذیرفته بود. این مسیر امکان توقف دوباره درگیریها و ازسرگیری جریان انتقال نفت را فراهم میکند و میتواند زمینهای برای کاهش تنشها باشد.
گزینه دوم ترامپ این است که ترامپ پیروزی یک طرفه را اعلام کند، محاصره را پایان دهد و نیروهای آمریکایی را از منطقه خارج سازد. چنین اقدامی میتواند انگیزه ایران برای تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز را تا حد زیادی کاهش دهد و فرصتهای تازهای را برای پیشرفت دیپلماسی ایجاد کند. در این سناریو، هر دو طرف نیز میتوانند در کوتاهمدت مدعی پیروزی شوند.
نویسنده مدعی شد: وسوسه واردکردن یک ضربه دیگر به ایران توسط مقامات واشنگتن قابلدرک است. حملات آمریکا خسارتهای سنگینی به این کشور وارد کرده و بخشی از توان نظامی آن را از بین برده است. با این حال، ترامپ نمیتواند فرض کند که در صورت آغاز مرحله دیگری از عملیات نظامی، اختیار تعیین مدت و دامنه جنگ را در دست خواهد داشت.
واقعیت میدان نبرد این است که طرف مقابل نیز تصمیم میگیرد، واکنش نشان میدهد و میتواند محاسبات واشنگتن را تغییر دهد.