صدا و سیما و بازتولید سریالهای قدیمی
دست به دامن نوستالژی
مدیران صدا و سیما هر چند به آمار اعلامی خود افتخار میکنند، اما توجه به بازتولید را شاید در این دانست که احتمالا در گعدههای درونی خود، در کنار تلاش برای دلربایی از اقلیت سیاسی انجام میدهند، به این نتیجه رسیدهاند که در سریالسازی ناکام بودهاند
روز گذشته، خبرگزاری ایرنا در صفحه فرهنگ خود مصاحبهای را از مهدی فخیمزاده منتشر کرد که او گفته، قصد دارد سری جدید سریال «خواب و بیدار» را بسازد. سریالی که در خاطره تاریخی ما بیشتر با نامی که مردم برای آن انتخاب کرده بودند، در یادها مانده است. سریالی که به واسطه بازیگر زن نقش اول، با نام «ناتاشا» میشناختیم.
شنیدن این خبر، باعث شد تا در ذهنم ماجراهای اخیر را مرور کنم و یه یاد بیاورم که همین روزها سری جدید سریال «مرد هزار چهره» با نام «مرد سه هزار چهره» در حال پخش است، سریالی که نتوانسته است نظرها را به خود جلب کند و نسخه ضعیفتری از فصلهای گذشته است. در اینجا قصد ندارم درباره مهران مدیری و قرار گرفتن او در سراشیبی سریالسازی پس از قهوه تلخ بنویسم. پرداختن به ماجرای افت مهران مدیری را به یادداشتی دیگر واگذار میکنم. هدف از نوشتن این یاداشت روند بازتولیدی است، که چند وقت است وارد سیاستهای صدا و سیما شده است.
در همین چند ماه اخیر به غیر از دو موردی که اشاره شد، خبرهایی درباره بازتولید «زیر آسمان شهر» و «آژانس دوستی» هم منتشر شده است. به عبارتی، صدا و سیما سراغ بازتولید سریالهایی رفته است که در زمان خود محبوب بودند.
چرا محبوب شدند؟
بدون شک میتوان دهه 70 و 80 را سالهای طلایی سریالسازی در صدا و سیما دانست. سالهایی که یادمان نرفته است سریالهایی از صدا و سیما پخش میشد که مردم برای حضور در خانه و تماشای سریال محبوبشان عجله داشتند و در ساعت پخش آن سریالها، خیابانها خلوت میشد.
این درست است که یکی از علتهای محبوب بودن سریالهای آن دوره فراگیر نشدن استفاده از ماهواره و متولد نشدن شبکه نمایش خانگی بود اما نباید یک نکته را فراموش کرد که اگر سریالهای صدا و سیما آن مقطع محبوب بودند و به اصطلاح شاهد ساخت سریالهای خیابان خلوتکن بودیم، یکی از علتهای اصلیاش این بود که آن سریالها فرزند زمانه خویش بودند و از جنسی ساخته میشدند که عامه مردم داستانهای آن سریالها از «زیر آسمان شهر» گرفته تا «متهم گریخت» را در زندگی خود احساس میکردند.
این سالهای صدا و سیما
اشاره کردیم که در دهه 70 و 80 سریالهای خیابان خلوتکن ساخته میشد، سریالهایی که هنوز هم در خاطره مردم جایگاه ویژه دارند. اما امروز صدا و سیما در چه وضعیتی قرار دارد؟ کاری با «ما خیلی خوبیم» که مدیران فعلی صدا و سیما میگویند و از آمارهایی حرف میزنند که دود از سر انسان بلند میکند، نداریم. بهترین آمار برای وضعیت صدا و سیما را در اطراف خود میبیند. ازاقوام درجه یک و دو خود بپرسید که اصلا صدا و سیما را نگاه میکنند و میدانند این روزها چه سریالی از صدا و سیما پخش میشود؟
از سال 1400 که پیمان جبلی ریاست سازمان صدا و سیما را بر عهده گرفته است، هر قدر فکر کردم تا بتوانم یک سریال ساخته صدا و سیما را پیدا کنم که بتوانم بگویم اثری نسبتا خوب بوده که امضای دوران مدیریت او را نشان دهد چیزی را پیدا نکردم.
البته نمیتوان کتمان کرد که در بین شبکههای صدا و سیما، شبکه آیفیلم در مقایسه با سایر شبکهها شاید مخاطب بیشتری داشته باشد. اما حرف این است که اگر امروز میبینیم که شبکهای مانند آیفیلم در مقایسه با سایر شبکههای صدا و سیما مخاطب بیشتری دارد، علت آن را نباید موفق بودن صدا و سیما دانست. وجه پررنگ اقبال به کارهای قدیمی در شبکه آی فیلم را باید در این دانست که مردم آن قدر کار خوب در سالهای اخیر ندیدهاند که ارجاع به نوستالژیها را بیشتر میپسندند، تا سریالهایی را تماشا کنند که شباهتی با زندگی آنها ندارد.
البته شاید اینطور گفته شود که در این سالها سریالهایی چون پایتخت، نون خ و یا زیرخاکی تولید شده که توانسته مخاطب داشته باشد اما حرف این است که این سریالها هم ریشه در دوران دیگر دارند و ربطی به دوره مدیریت فعلی صدا و سیما ندارد و سند افتخاری برای دوره فعلی سازمان نیستند. آنها فقط برداشت کننده از درختی هستند که دیگران کاشتهاند.
چرا بازتولید؟
پاسخ به چرایی بازتولید سریالهای قدیمی در صدا و سیما چندان سخت نیست. مدیران صدا و سیما هر چند به آمار اعلامی خود افتخار میکنند، اما توجه به بازتولید را شاید در این دانست که احتمالا در گعدههای درونی خود، در کنار تلاش برای دلربایی از اقلیت سیاسی انجام میدهند، به این نتیجه رسیدهاند که در سریالسازی ناکام بودهاند و راه را هم برای جبران این ضعف، در این دیدهاند که دست به دامن نوستالژی شوند تا شاید با کمی اقبال روبرو شوند که البته در گام اول آن با سریال «مرد سه هزار چهره» چندان توفیقی بدست نیاوردهاند و مشخص نیست در ادامه بتوانند با بازتولید آثاری که نام برده شد، موفق به جذب مخاطب شوند.
البته با شناختی که از طیف سیاسی مدیران صدا و سیما داریم، در صورت ناکام بودن باز هم قبول نخواهند کرد و آماری را نشان میدهند که حاکی از موفقیت بالای سیاستهای آنهاست. هیچ هم بعید نیست در ادامه شاهد بازتولید «آرایشگاه زیبا»، «پس از باران» و «پدر سالار» هم باشیم.
طنزترین باز تولید
در پایان بد نیست به طنزترین تصمیم برای بازتولید یک سریال اشاره کنیم. تابستان سال جاری بود که سیما فیلم اعلام کرد که قصد دارد سریال «آژانس دوستی» را باز تولید کند.
در بالا اشاره شد که یکی از وجههای موفق بودن سریالهای دهه 70 و 80، فرزند زمانه خویشبودن آنها بود. حال اینکه چطور امروز فضای یک آژانس خودرو، میتواند شبیه به زندگی مردم باشد، از نکتههای مهم است. ظاهرا فراموش کردهاند که سالهاست تاکسیهای اینترنتی جای آژانس را گرفته است و به ندرت در محلهها میتوان آژانسهای خودرو را دید. حالا اینکه صدا و سیما صدا قصد دارد در بازتولید «آژانس دوستی» چه کند، را حداقل ما نمیدانیم.
علاوه بر فرزند زمانه خویش بودن که درباره این بازتولید ظاهرا مورد توجه نبوده است، نکته دیگر درباره بازتولید آژانس دوستی این است که سه چهره اصلی آن سریال به نامهای «حسین پناهی، اسماعیل دادور و فردوس کاویانی» درگذشتهاند و اساسا پایههای اصلی آن سریال وجود ندارند.