| کد مطلب: ۷۴۵۰۹

فرسایش اعتبار

دولتی که تعهداتش با انتخابات بعدی یا تغییر حال‌وهوای رئیس‌جمهورش اعتبار خود را از دست می‌دهد، نمی‌تواند محور شکل‌گیری مشارکت‌های پایدار یا جذب سرمایه‌های بلندمدت باشد.

فرسایش اعتبار

«هدف، ایجاد عدم‌قطعیت است.» این را یکی از پرصداترین چهره‌های لابی اسرائیل در واشنگتن می‌نویسد؛ در اشاره به سردرگمی درباره اینکه ایالات متحده چه زمانی به ایران حمله خواهد کرد. لابی اسرائیل سال‌هاست غیرقابل‌پیش‌بینی بودن دونالد ترامپ را ستوده و او را ترغیب کرده است تا آن را به ابزاری در فنون کشورداری تبدیل کند. اگر آمریکایی بودم، هرگز این رفتار را از آنان نمی‌بخشیدم.

شی جین‌پینگ را در نظر بگیرید. تک‌تک کلمات او زیر ذره‌بین قرار می‌گیرند، موشکافانه تحلیل می‌شوند و موضوع بحث و بررسی قرار می‌گیرند. پنج جلد کتاب «حکمرانی چین» که مجموعه‌ای از سخنرانی‌ها و نوشته‌های اوست، در سراسر جهان از سوی پژوهشگران، دیپلمات‌ها، دانشجویان علوم سیاسی و تحلیلگران مطالعه می‌شود. سرمایه‌گذاران اظهارات او را در ارزیابی ریسک‌های خود لحاظ می‌کنند. رهبران خارجی با دقت به سخنان او و زمان بیان آن‌ها گوش می‌سپارند. کلام او وزن دارد، زیرا دیگران می‌دانند سخنانش معنی دارد و می‌شود بر آن‌ها حساب کرد.

حالا ترامپ را در نظر بگیرید. او می‌تواند با تشریفات و نمایشی چشمگیر، توافقی را امضا کند که امضایش از یک سوی صفحه تا سوی دیگر امتداد داشته باشد، اما جهان همچنان تردید خواهد داشت که آیا آن توافق به اندازه کاغذی که روی آن چاپ شده ارزش دارد یا نه. حتی متحدان آمریکا نیز آموخته‌اند سخنان او را با تردید بنگرند. امانوئل مکرون اخیراً بی‌پرده این موضوع را بیان کرد: در مورد دونالد ترامپ، هیچ تضمینی وجود ندارد.

این فرسایش اعتبار در دو مرحله رخ داده است. نخست، لابی اسرائیل برای خروج ایالات متحده از برجام کارزار به راه انداخت؛ توافقی که شورای امنیت سازمان ملل متحد آن را تأیید کرده بود. خسارت وارده بسیار فراتر از خود توافق بود. این اقدام این برداشت را تقویت کرد که تعهدات آمریکا بیش از دوره ریاست‌جمهوری رئیس‌جمهوری که آن‌ها را می‌پذیرد، دوام ندارند. سپس، این لابی به تبدیل غیرقابل‌پیش‌بینی بودن ترامپ به یک فضیلت کمک کرد و او را تشویق کرد تا عدم‌قطعیت را به یکی از ویژگی‌های تعیین‌کننده سیاست خارجی آمریکا تبدیل کند. این روند، بیش از پیش، اعتبار شخص ترامپ و جایگاه نهاد ریاست‌جمهوری آمریکا را نیز تضعیف کرد.

هزینه‌های راهبردی این روند را دیگر نمی‌توان نادیده گرفت. اعتبار، ارز رایج قدرت‌های بزرگ است. این اعتبار به دیگران اطمینان می‌دهد سرمایه‌گذاری کنند، همکاری داشته باشند و برای بلندمدت برنامه‌ریزی کنند. دولتی که تعهداتش با انتخابات بعدی یا تغییر حال‌وهوای رئیس‌جمهورش اعتبار خود را از دست می‌دهد، نمی‌تواند محور شکل‌گیری مشارکت‌های پایدار یا جذب سرمایه‌های بلندمدت باشد. دولت‌هایی که به دنبال شرکای قابل‌اتکا هستند و سرمایه‌گذارانی که افق‌های باثبات را جست‌وجو می‌کنند، به نتیجه‌ای بدیهی می‌رسند: اکنون پکن، نه واشنگتن، مکان امن‌تری برای تصمیم‌گیری‌های بلندمدت و سرمایه‌گذاری‌های راهبردی است.

*منبع: کانال تلگرامی نویسنده 

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه بین‌الملل
آخرین اخبار