| کد مطلب: ۷۲۸۸۶

دو موج پریمیوم دسترسی؛ قدرت از کنترل گلوگاه‌ها می‌آید

مهم‌ترین پیام تحولات بازار نفت از آغاز جنگ، صرفاً افزایش قیمت نفت نیست، بلکه ظهور دو موج بزرگ «پریمیوم دسترسی» است؛

دو موج پریمیوم دسترسی؛ قدرت از کنترل گلوگاه‌ها می‌آید

مهم‌ترین پیام تحولات بازار نفت از آغاز جنگ، صرفاً افزایش قیمت نفت نیست، بلکه ظهور دو موج بزرگ «پریمیوم دسترسی» است؛ یعنی افزایش فاصله میان قیمت نفت برنت فیزیکی و آتی. این شکاف نشان می‌دهد بازار برای دسترسی فوری و مطمئن به نفت چه مقدار بیشتر از نفت قابل تحویل در آینده حاضر به پرداخت است. نکته مهم‌تر این است که منشأ دو موج یکسان نیست. در موج نخست یک گلوگاه اصلی مختل شد؛ در موج دوم، فشار هم‌زمان بر دو گلوگاه، ظرفیت سازگاری شبکه را محدود کرد.

موج نخست، موج هرمز بود. پس از آغاز جنگ، اختلال شدید در تنگه هرمز دسترسی بازار جهانی به بخش بزرگی از نفت خلیج فارس را محدود کرد. مسئله فقط کاهش تولید نبود، بلکه کاهش نفتی بود که می‌توانست در زمان و مکان مورد نیاز به پالایشگاه‌ها تحویل داده شود. رقابت برای بشکه‌های جایگزین شدت گرفت و در اوایل آوریل قیمت نفت فیزیکی بیش از ۲۵ دلار و در مقاطعی نزدیک ۳۰ دلار بالاتر از قیمت نفت آتی قرار گرفت. بازار عملاً برای «دسترسی» قیمت تعیین کرده بود.

اما شبکه جهانی نفت به‌تدریج خود را با این گلوگاه تطبیق داد. ذخایر مورد استفاده قرار گرفت، پالایشگاه‌ها مصرف خود را تعدیل کردند، چین میزان واردات خود را گاهش داد، نفت از مناطق دیگر جایگزین شد و مسیرهای دورزننده هرمز اهمیت بیشتری پیدا کردند. در نتیجه، با وجود ادامه جنگ، پریمیوم دسترسی تا ژوئن تقریباً از میان رفت. این تحول یک نکته اساسی را نشان داد که اختلال یک گلوگاه هرچقدر هم مهم باشد، تا زمانی که شبکه مسیرهای جایگزین در اختیار داشته باشد، قدرت آن گلوگاه به مرور با سازگاری شبکه تضعیف می‌شود.

موج دوم برپایه همین نکته کلیدی ست. در ۱۷ سپتامبر قیمت نفت فیزیکی حدود ۱۲۵.۵ دلار بود، در حالی که قیمت نفت آتی حدود ۱۰۴.۸ دلار معامله می‌شد؛ شکافی نزدیک به ۲۱ دلار در هر بشکه. بنابراین بازار دوباره برای نفتی که بتوان آن را اکنون و با اطمینان تحویل گرفت، پریمیوم بزرگی پرداخت می‌کند.

این نشان می دهد که هرمز همچنان در موج دوم تحت فشار قرار دارد، اما این بار فشار به مسیر جایگزین دریای سرخ نیز سرایت کرده است. خط لوله شرق به غرب عربستان و بندر ینبع یکی از مهم‌ترین راه‌های دورزدن هرمز بودند. آسیب به این مسیر، همراه با افزایش ناامنی، ریسک و محدودیت عبور در باب‌المندب، باعث شده بخشی از ظرفیت جایگزینی شبکه نیز محدود شود.

بنابراین تفاوت بنیادی دو موج را می‌توان بسیار ساده بیان کرد. در موج نخست، ایران بر یک گلوگاه، هرمز، فشار وارد کرد و بازار توانست بخشی از جریان را به مسیرهای جایگزین منتقل کند. در موج دوم، فشار هرمز با افزایش اختلال و ریسک در محور دریای سرخ و باب‌المندب هم‌زمان شده است؛ یعنی نه فقط مسیر اصلی، بلکه بخشی از مسیر دورزننده آن نیز تحت فشار قرار گرفته است. در چنین شرایطی قابلیت جایگزینی کاهش می‌یابد و کمیابی از «بشکه نفت» به «مسیر قابل اتکا برای رساندن بشکه» منتقل می‌شود.

این دو موج به یک نتیجه ژئواکونومیک مهم اشاره دارند: قدرت در اقتصاد شبکه‌ای فقط از مالکیت یا تولید یک کالا نمی‌آید؛ از کنترل گلوگاه‌هایی می‌آید که جریان آن کالا از آنها عبور می‌کند. موج نخست نشان داد کنترل یک گلوگاه حیاتی می‌تواند هزینه دسترسی به جریان را به‌شدت افزایش دهد. موج دوم نشان می‌دهد که اگر فشار از یک گلوگاه به گلوگاه دوم گسترش یابد، توان شبکه برای دورزدن اختلال کاهش پیدا می‌کند و قدرت کنترل جریان افزایش می‌یابد.

بطور خلاصه، موج نخست «قدرت گلوگاه» را نشان داد؛ موج دوم «قدرت کنترل هم‌زمان گلوگاه‌ها و کاهش جایگزینی» را آشکار می‌کند. در اولی، بازار هنوز امکان دورزدن داشت؛ در دومی، خود مسیرهای دورزننده نیز تحت فشار قرار گرفته‌اند. از این منظر، قدرت ژئواکونومیک در توان اثرگذاری بر مسیر، سرعت، قابلیت اطمینان و هزینه جریان‌های حیاتی شکل می‌گیرد.

*منبع: کانال تلگرامی نویسنده 

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه اقتصاد
آخرین اخبار