چرا ایران بر خروج نظامی آمریکایی از منطقه اصرار دارد؟
از ۹ اسفند ۱۴۰۴ که تجاوز نظامی آمریکا علیه ایران آغاز شد، این واقعیت که حضور نظامی قدرتهای فرامنطقهای در خلیج فارس عامل ناامنی برای همه کشورهای منطقه است، بیش از هر زمان دیگری روشن شد. امروز آسیبهای حضور نظامی آمریکا در منطقه صرفا به یک یا چند کشور محدود نماندهاست، بلکه نتایج منفی آن در سراسر جهان احساس میشود. مسالهای که بیش از هر زمان دیگر، ضرورت بازنگری در آرایش امنیتی منطقه و خروج نیروهای فرامنطقهای را آشکار میکند.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از ایرنا، بیانیه روز شنبه محمدباقر ذوالقدر، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران و تبیین ۶ شرط ایران برای بازگشایی تنگه هرمز، با واکنشهای گستردهای در رسانههای غربی مواجه شد.
ذوالقدر در بیانیه شرط بازگشایی تنگه هرمز را تغییر رفتار آمریکا اعلام کردهبود و ۶ مصداق مشخص برای تغییر رفتار تعیین کردهبود و تأکید کردهبود که آمریکا باید
1. ایران را هرگز و با هیچ زبانی تهدید و به مقدسات این ملت توهنی نکند.
2. به جنگ و تجاوز علیه ایران و متحدان ایران در لبنان، فلسطین، یمن و عراق برای همیشه پایان دهد.
3. محاصره دریایی را بردارد و نیروهای نظامی (دریایی و هوایی) خود را از پیرامون ایران خارج کند.
4. خسارت های دو جنگ تجاوزکارانه و تحمیلی به ایران را بی کم و کاست بپردازد.
5. تحریم های ظالمانه و غیرقانونی علیه ملت ایران را بردارد.
6. دارایی های مسدود شده و دزدیده شده مردم ایران را بی قید و شرط آزاد کند.
بخشی از این شروط، دقیقاً تکرار بندهای تفاهمنامه اسلامآباد بود که اواخر خرداد ماه به امضای روسای جمهور ایران و آمریکا رسید، اما اجرای آن به دلیل نقض عهد از سوی آمریکا متوقف شد.
اما در این میان شرط خروج «نیروهای نظامی (دریایی و هوایی) خود را از پیرامون ایران» هر چند در تفاهمنامه مورد اشاره قرار گرفتهبود، اما این بار به جای نتیجه موفقیت مذاکرات ایران و آمریکا، به عنوان پیششرط برای بازگشایی تنگه هرمز مطرح شدهاست.
این بیانیه با واکنشهای گستردهای در رسانههای خارجی مواجه شد. گاردین نوشت ایران برای بازگشایی تنگه هرمز شروط سرسختانهای مطرح کرد؛ توافق همچنان دور از دسترس است. انبیسی نیوز تیتر زد مطرحشدن خواستههای جدید ایران درباره تنگه. اسوشیتدپرس نیز تیتر زد ایران خواستههای جدید و فوقالعادهای را درباره تنگه هرمز مطرح کرد. پل ماسگریو، دانشیار علوم سیاسی در دانشگاه جورجتاون، در گفتوگو با الجزیره میگوید به نظر میرسد ایران «خواستههای خود را سرسختانهتر کردهاست.»
واکنش طبیعی به نقض عهد
به نظر میرسد شرط جدید تهران برای بازگشایی تنگه هرمز، واکنشی طبیعی به شکست آمریکا در اجرای تعهداتش در تفاهمنامه اسلامآباد باشد.
جمهوری اسلامی ایران به این نتیجه رسیدهاست که مادامی که نیروهای آمریکایی در آرایش تهاجمی فعلی در محیط پیرامونی ایران حضور داشتهباشند، هر بار توقف جنگ، فرصت تنفسی برای بازآرایی نظامی آمریکا و اقدام به تجاوز مجدد خواهد بود. در این چارچوب ایالات متحده آمریکا از آرایش تهاجمی در محیط پیرامونی ایران به عنوان ابزاری برای تحت فشار قرار دادن تهران برای کوتاه آمدن از حقوقش استفاده میکند و سایه از سرگیری تجاوز نظامی را به عنوان اهرمی برای تهدید دائمی استفاده خواهد کرد.
از این منظر طبیعی است که تهران برای اجرای کامل بند یک تفاهمنامه اسلامآباد، که خواستار پایان قاطع جنگ در تمامی جبههها میشود، مطالبه خروج نظامیان آمریکایی از پیرامون ایران را مطرح کند، چرا که واشنگتن در دوره کوتاه آتشبس پس از امضای تفاهمنامه نتوانست خویشتنداری کند و در پاسخ به هر اختلاف نظری دست به اقدام نظامی تجاوزکارانه و هدف قرار دادن نقاط غیرنظامی ایران نزند.
حضور دائمی نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس به سال ۱۹۷۱ بازمیگردد؛ زمانی که ایالات متحده پایگاه بریتانیا در بحرین را تحویل گرفت و بعدها آن را به مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی خود تبدیل کرد. حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس در دهههای اخیر گسترش یافت و تعداد نیروهای آن در پایگاههای کویت، عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی به ۳۰,۰۰۰ نفر رسید.
در طول دههها اخیر آمریکا از پایگاههای خود در منطقه برای عملیات مختلف نظامی از جمله اشغال عراق و افغانستان و همچنین کارزار موسوم به مبارزه با تروریسم علیه القاعده و داعش استفاده کردهاست. این پایگاهها همچنین برای حمله به یمن هم مورد استفاده قرار گرفتهاند. اما از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا به امروز، این پایگاهها عملاً به عنوان سکویی برای تجاوز نظامی علیه تمامیت ارضی و حاکمیت ملی ایران تبدیل شدهاند.
ایران در طول دهههای گذشته همواره نسبت به حضور نظامی آمریکا در منطقه معترض بود و آن را تهدیدی علیه امنیت خود تلقی میکرد، پیشبینی که ۹ اسفند ۱۴۰۴ به وضوح حقانیت آن روشن شد.
پیشنهاد ایران به کشورهای همسایه همواره آغاز فرآیند گفتوگو و همکاری برای ایجاد یک ساز و کار امنیتی درونزا به جای تکیه بر قدرتهای خارجی بودهاست، چرا که به باور تهران، منافع قدرتها فرامنطقهای الزاماً با منافع کشورهای منطقه همسو نیست.
وال استریت ژورنال در گزارشی با اشاره به درگیریها ۶ ماه گذشته مینویسد حملات ایران به پایگاههای آمریکا در منطقه، پنتاگون را مجبور کرده است تا نیروهای خود را مجدداً مستقر کند و اتکای شدیدی به تأسیساتِ کمتر آسیبپذیر در خارج از خلیج فارس داشته باشد؛ تغییری که نشان میدهد این جنگ چگونه پیش از این، آرایش نظامی ایالات متحده را دستخوش تغییر کرده است. رزمری کلانیک، مدیر برنامه خاورمیانه در پژوهشکده اولویتهای دفاعی و از منتقدان حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه به این روزنامه میگوید: «آنها عملاً از نظر قدرت نظامی قابل استفاده، ما را از خلیج فارس بیرون راندهاند.»
منافع خروج آمریکا برای منطقه
دورتر شدن نظامیان آمریکایی از منطقه پیرامون ایران منافع گستردهای برای منطقه در پی خواهد داشت.
نخست اینکه خارج شدن از آرایش تهاجمی علیه ایران، باعث میشود تا بیماری «انگشت ماشهای» واشنگتن بهبود پیدا کند و در پی هرگونه اختلاف نظر یا مواجهه مقطعی، به عملیات تجاوزکارانه باز نگردد.
دوم اینکه کشورهای منطقه که تا به امروز میزبان پایگاههای نظامی آمریکایی بودند، امنیت بیشتری پیدا میکنند و مجبور نخواهند بود تاوان ماجراجوییهای نظامی آمریکا را در منطقه پرداخت کنند.
سوم اینکه پنجرهای برای ایجاد ترتیبات امنیتی منطقهای با خروج نیروهای خارجی باز میشود. در چند سده گذشته خلیج فارس به دلیل فقدان همکاریهای مشترک منطقه جولانگاه امپراتوریهای فرامنطقهای بودهاست که هر یک تلاش کردهاند نظم مورد نظر خود را در منطقه اعمال کنند. در این میان، ایران به عنوان تنها قدرت منطقهای علاقهمند به ایجاد نظم منطقهای، همواره با حضور نظامی خارجی، چه در دوران استعمار پرتغال، چه در دوران امپراتوری بریتانیا و چه در دوران هژمونی آمریکا مخالفت کردهاست.
خروج آمریکا فقط خواسته ایران نیست
امروز صرفاً ایران نیست که خواهان خروج نظامی آمریکا از منطقه خاورمیانه است. مایکل فوکس، دیپلمات ارشد پیشین آمریکا و دستیار ویژه رئیس جمهور در دوران جو بایدن در یادداشتی برای نشریه فارن افرز اشاره میکند فکار عمومی آمریکا (بهویژه نسل جوان) از جنگهای بیپایان خاورمیانه خسته شدهاند و برخلاف سیاستمداران و بودجه ۱ تریلیون دلاری پنتاگون، خواستار پایان دادن به این مداخلات نظامی هستند. او تأکید میکند در طول ۳۵ سال گذشته (از زمان جنگ خلیج فارس در ۱۹۹۱ و بهویژه پس از ۱۱ سپتامبر)، آمریکا حدود ۸ تریلیون دلار در خاورمیانه هزینه کرده که منجر به کشته و معلول شدن دهها هزار نظامی آمریکایی و جانباختن صدها هزار غیرنظامی در منطقه شده است.
به اعتقاد فوکس حضور نظامی آمریکا باعث پشتیبانی بیقیدوشرط از دولتهای سرکوبگر و اقدامات آنها (مانند تجاوز عربستان به یمن یا نقش امارات در سودان) شده است. همچنین حمایت چکبانک و بدون شرط از اسرائیل، به نابودی راهحلهای صلح و جنایات علیه فلسطینیان متصل شده است.
این دیپلمات پیشین آمریکایی تأکید میکند اشغالگریها و مداخلات مستمر، خود باعث بازتولید تروریسم شدهاند و معتقد است کشورهای منطقه باید خود ترتیبات امنیتی جدیدی ایجاد کنند.
امروز درخواست خروج نظامیان آمریکایی از منطقه خاورمیانه و غرب آسیا، صرفاً یک مطالبه مذاکراتی از سوی ایران به عنوان یک امتیاز نیست، بلکه راهکاری برای تأمین امنیت منطقه از طریق ایجاد ترتیبات امنیت منطقهای درونزا و حذف عامل اصلی ناامنی و آتشافروزی در منطقه است.