آیا صادرات نفت ایران از مسیر ریلی میتواند جایگزین صادرات دریایی شود؟
هدف ایران احتمالاً ساخت یک شبکه جایگزین برای جلوگیری از تبدیل شدن تحریم دریایی به یک ابزار خفهکننده کامل است.
در هفتههای اخیر گزارشهایی منتشر شده مبنی بر اینکه ایران در حال بررسی استفاده از مسیرهای ریلی برای انتقال نفت خود به چین، بهویژه از طریق خاک افغانستان و آسیای مرکزی، است. این ایده در نگاه نخست میتواند یک راهکار جذاب برای دور زدن محدودیتهای دریایی و کاهش وابستگی ایران به مسیرهای صادراتی سنتی باشد. با این حال، بررسی دقیق ظرفیتهای فنی، اقتصادی و لجستیکی نشان میدهد که راهآهن هرگز نمیتواند بهطور کامل جایگزین صادرات نفت دریایی ایران شود؛ اما میتواند بهعنوان یک مسیر پشتیبان، بخشی از درآمدهای نفتی تهران را حفظ کند و اثر تحریم یا محدودیتهای دریایی را کاهش دهد.
نخستین نکته مهم، تفاوت عظیم میان ظرفیت حملونقل دریایی و ریلی است. صادرات نفت ایران پیش از تشدید محدودیتها عمدتاً به چین انجام میشد و حجم آن در مقاطع مختلف حدود ۱.۴ تا ۱.۸ میلیون بشکه در روز برآورد شده است. انتقال چنین حجمی از طریق راهآهن نیازمند زیرساختی بسیار فراتر از ظرفیت فعلی شبکه ریلی منطقه است.
یک نفتکش بزرگ VLCC میتواند بیش از 2 میلیون بشکه نفت را در یک سفر جابهجا کند، در حالی که یک قطار نفتی معمولی بسته به ساختار واگنها حدود ۲۰ تا ۷۰ هزار بشکه نفت حمل میکند که اگر سقف این محدوده یعنی 70 هزار بشکه را هم درنظر بگیریم، در روز به حدود 25 قطار نیاز است تا معادل یک روز معمولی صادرات نفت به چین حمل کند. بنابراین برای جایگزینی صادرات دریایی ایران، باید روزانه دهها قطار نفتی در مسیرهای طولانی بین ایران، آسیای مرکزی و چین حرکت کنند؛ موضوعی که با ظرفیت فعلی خطوط ریلی، پایانهها، گمرکها و مرزهای زمینی منطقه عملاً امکانپذیر نیست.
در مورد مسیر افغانستان نیز باید میان «امکان راهبردی» و «واقعیت عملیاتی» تفاوت قائل شد. ایران هماکنون دارای اتصال ریلی به افغانستان از طریق خط آهن خواف–هرات است، اما مسیر کامل ایران به چین از خاک افغانستان هنوز یک کریدور تجاری با ظرفیت بالا محسوب نمیشود. بخشهایی از طرحهای اتصال افغانستان به آسیای مرکزی و چین همچنان در مرحله توسعه قرار دارند. بنابراین افغانستان در آینده میتواند به یک پل زمینی مهم تبدیل شود، اما در شرایط فعلی توان انتقال میلیونها بشکه نفت ایران را ندارد.
مسیر واقعبینانهتر در کوتاهمدت، استفاده از شبکه ریلی ایران به سمت ترکمنستان، قزاقستان و سپس چین است. این مسیر از نظر زیرساختی نسبت به مسیر افغانستان آمادهتر است، اما همچنان با محدودیتهای جدی مواجه است. یکی از مشکلات اصلی، تفاوت میان محل تولید نفت ایران و محل مصرف در چین است. بسیاری از خریداران اصلی نفت ایران در چین، بهخصوص پالایشگاههای کوچک موسوم به «تیپاتها» در استان شاندونگ، در مناطق ساحلی قرار دارند؛ در حالی که مسیرهای ریلی زمینی بیشتر به مناطق داخلی چین دسترسی دارند. بنابراین حتی رسیدن نفت ایران به خاک چین لزوماً به معنای حل مشکل انتقال آن به پالایشگاههای مصرفکننده نیست.
با وجود این محدودیتها، نباید نقش اقتصادی صادرات ریلی را دستکم گرفت. هدف ایران احتمالاً جایگزینی کامل صادرات دریایی نیست، بلکه ایجاد یک «حداقل جریان صادراتی» برای جلوگیری از قطع کامل درآمدهای نفتی است. حتی انتقال ۱۰۰ هزار بشکه نفت در روز با قیمت ۶۰ تا ۷۰ دلار، میتواند سالانه بیش از دو میلیارد دلار درآمد ناخالص ایجاد کند. اگر این رقم به ۲۰۰ یا ۳۰۰ هزار بشکه در روز برسد، اهمیت اقتصادی آن برای کشوری تحت تحریم بسیار بیشتر خواهد شد.
البته هزینه انتقال ریلی بسیار بالاتر از حمل دریایی است. نفت باید از مناطق تولیدی جنوب غرب ایران به پایانههای ریلی منتقل شود، سپس از چند مرز عبور کند و در مسیر با هزینههای گمرکی، تغییر استانداردهای ریلی، بیمه و ریسک تحریم مواجه شود. به همین دلیل، نفت صادراتی از مسیر زمینی احتمالاً با تخفیف بیشتری نسبت به نفت دریایی فروخته خواهد شد.
از همین رو، راهبرد منطقیتر برای ایران شاید انتقال مستقیم نفت خام نباشد، بلکه تبدیل نفت خام به محصولات با ارزش افزوده بالاتر مانند فرآوردههای نفتی، سوختها و محصولات پتروشیمی و سپس انتقال آنها از طریق راهآهن باشد. حمل محصولات با ارزشتر، از نظر اقتصادی بسیار توجیهپذیرتر از انتقال میلیونها بشکه نفت خام با قطار است.
در نهایت، اهمیت اصلی این پروژه بیشتر ژئوپلیتیکی است تا صرفاً اقتصادی. هدف ایران احتمالاً ساخت یک شبکه جایگزین برای جلوگیری از تبدیل شدن تحریم دریایی به یک ابزار خفهکننده کامل است. اگر تهران بتواند حتی بخشی از صادرات خود را از مسیرهای زمینی حفظ کند، اثرگذاری فشارهای دریایی کاهش خواهد یافت. در این شرایط، تحریم یا محاصره دریایی دیگر به معنای توقف کامل صادرات نفت ایران نخواهد بود، بلکه تنها هزینه و دشواری صادرات را افزایش میدهد.
*منبع: کانال تلگرامی نویسنده