چرا چین از مزیت فناوری پاک خود در بحران هرمز استفاده نمیکند؟
این ایده که ترامپ ممکن است ناخواسته گذار جهان به انرژی پاک را تسریع کند، دیوانهوار نیست. چنین گذاری یک تکامل خواهد بود، نه یک انقلاب.
اوایل امسال، بسته شدن تنگه هرمز باعث خوشبینی کاذبی در برخی از محافل جنبش اقلیمی شد. دشمن اصلی این جنبش، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به یک باره به رویای خود برای افزایش قیمت نفت جامه عمل پوشاند.
با این حال، شگفتانگیزترین نتیجه بحران تنگه هرمز تا به امروز این است که قیمت نفت به آن اندازه که بسیاری از تحلیلگران انتظار داشتند، افزایش نیافته است. بزرگترین دلیل این است که چین واردات سوخت فسیلی خود را در ماههای پس از بسته شدن تنگه به شدت کاهش داده است.
اما این پاسخ، سوال دیگری را مطرح میکند: چرا چین، قهرمان جهانی فناوری انرژی پاک، چنین کاری میکند؟ چرا درد و رنج مصرفکنندگان سوختهای فسیلی در سراسر جهان را به حداکثر نمیرساند و در نتیجه فروش پنلهای خورشیدی، باتریها و خودروهای برقی - «سه صنعت صادراتی جدید» که رئیس جمهور شی جین پینگ از آنها تمجید کرده است - را افزایش نمیدهد، حتی اگر مجبور باشد در کوتاهمدت هزینه بیشتری برای واردات خود بپردازد؟
تحلیلگران سیاسی پاسخهایی برای این سؤالات ارائه دادهاند. چین به طور کلی برای ثبات ارزش قائل است. چین میخواهد در سیاست جهانی به عنوان یک کشور بالغ و مسئولیت شناس دیده شود. چین ممکن است بخواهد به امید سود متقابل در آینده، لطفی در حق دولت ترامپ بکند. چین حتی ممکن است ترجیح دهد که کنترل جمهوریخواهان بر دولت ایالات متحده ادامه یابد.
همه این گمانهزنیها را باید در پرتو یک واقعیت اقتصادی تلخ و بیپرده بررسی کرد: چین چیزی بیش از فناوری پاک صادر میکند، خیلی بیشتر. در سال ۲۰۲۵، چین حدود ۲۲۰ میلیارد دلار پنل خورشیدی، خودروهای برقی، باتری و توربینهای بادی صادر کرد. این رقم بسیار زیادی به نظر میرسد. اما این تنها ۶ درصد از ۳.۷۷ تریلیون دلاری است که چین به طور کلی صادر کرده است.
چین شریک تجاری اصلی بیش از ۱۲۰ کشور است . هر دلار اضافی که این کشورها به دلیل بحران تنگه هرمز برای واردات نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) هزینه میکنند، صرف لوازم الکترونیکی، منسوجات، فلزات و مواد شیمیایی چینی نمیشود.
علاوه بر این، افزایش قیمت نفت، رشد اقتصادی جهانی را کند میکند و اگر بیش از حد بالا برود، میتواند بحران اقتصادی ایجاد کند و اثرات جانبی بر صادرات چین داشته باشد. جدیدترین چشمانداز اقتصادی صندوق بینالمللی پول [PDF] که فرض کرده بود تنگه هرمز در اواسط ماه ژوئیه بازگشایی خواهد شد، رشد جهانی را در سال ۲۰۲۶ تنها ۳ درصد پیشبینی کرده است و اگر تنگه در بحبوحه خصومتهای مداوم بسته بماند، به ۲ درصد کاهش مییابد. این کاهش رشد در بازارهای نوظهور شدیدتر خواهد بود.
چین به شدت به درآمدهای صادراتی نیاز دارد. اقتصاد این کشور به طور قابل توجهی کند شده و به نظر میرسد قادر به افزایش تقاضای داخلی نیست. صادرات تقریباً تمام رشد اقتصادی این کشور را تشکیل میدهد. چین همچنین در حال صرفهجویی در واردات باقیمانده نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) خود است.
در درازمدت، این بحران احتمالاً پذیرش فناوری پاک را که بخش عمدهای از آن از چین وارد میشود، تسریع خواهد کرد. استفاده از برق تولید شده توسط انرژیهای تجدیدپذیر و ذخیره شده در باتریها برای تأمین انرژی خودروهای برقی، بسیاری از کشورهایی را که امروزه به واردات نفت متکی هستند، از یک خطر اقتصادی بزرگ که از طریق بحران تنگه هرمز، بسیار واقعی بودن آن ثابت شده است، رهایی خواهد بخشید. این بسته فناوریها حتی با بهبود عملکردشان، به طور فزایندهای مقرون به صرفهتر نیز میشوند. این کشورها ممکن است از وابستگی فزاینده خود به چین خوشحال نباشند، اما حتی اگر واردات فناوری پاک قطع شود، عواقب فوری آن بسیار کمتر از زمانی خواهد بود که سیستمهای انرژی فعلی آنها از کمبود سوخت رنج ببرند.
نهایتا؛ این ایده که ترامپ ممکن است ناخواسته گذار جهان به انرژی پاک را تسریع کند، دیوانهوار نیست. چنین گذاری یک تکامل خواهد بود، نه یک انقلاب.
*ترجمه: کانال بازنگاه