| کد مطلب: ۶۵۶۵۷

حبس و حصر؛ تا کی و به چه بهایی؟

چندی پیش که خبر بستری شدن مهندس میرحسین موسوی و خانم زهرا رهنورد در بیمارستان منتشر شد، بار دیگر این پرسش را پیش روی افکار عمومی قرار داد که حصر آنان تا کی قرار است ادامه یابد؟ آیا شانزده سال محرومیت از آزادی کافی نیست؟ این چه منطقی است که همچنان بر تداوم این وضعیت اصرار می‌ورزد؟

حبس و حصر؛ تا کی و به چه بهایی؟

همزمان، با فرارسیدن یازدهمین سال حبس مصطفی تاج‌زاده، همان پرسش بار دیگر تکرار می‌شود: چرا؟ مگر او چه کرده است، جز آنکه با صراحت از آزادی، جمهوریت، حاکمیت قانون و حقوق ملت دفاع کرده و ساختار قدرت را در چارچوب اصلاحات مسالمت‌آمیز نقد کرده است؟ آیا پاسخ چنین نقدی باید سال‌های طولانی زندان باشد؟
بی‌تردید، کسانی که درباره ادامه حصر و زندان این چهره‌ها تصمیم می‌گیرند، محاسبات خاص خود را دارند. احتمالاً از نگاه آنان، آزادی این افراد بیش از ادامه زندانی بودنشان هزینه دارد. شاید تصور می‌کنند حضور آزادانه آنان، امکان ارتباط مستمر با مردم، رسانه‌ها و نیروهای سیاسی را فراهم می‌کند و می‌تواند به همگرایی منتقدان یا افزایش مطالبه‌گری در جامعه بینجامد.
اما تجربه نشان داده است که حبس‌های طولانی، همیشه نتیجه مورد انتظار را به همراه ندارد. زندان، اگرچه آزادی انسان را محدود می‌کند، اما گاه به همان اندازه، سرمایه اخلاقی و نمادین او را افزایش می‌دهد. بسیاری از شخصیت‌های سیاسی، بیش از آنکه به واسطه قدرت یا مسئولیت‌هایشان در حافظه جامعه ماندگار شوند، به دلیل هزینه‌ای که برای باورهای خود پرداخته‌اند، در یادها باقی مانده‌اند.


از همین منظر است که امروز، حتی اگر بخشی از جامعه دیگر خود را اصلاح‌طلب نداند، شخصیت‌هایی چون موسوی، رهنورد، کروبی و تاج‌زاده، بیش از آنکه رهبران یک جریان سیاسی باشند، برای بسیاری نماد ایستادگی بر سر عقیده، وفاداری به اصول و پرداخت هزینه برای دفاع از حقوق مردم به شمار می‌آیند.
مصطفی تاج‌زاده یازده سال است که در زندان بسر می برد؛ اما زندان نتوانسته است او را به سکوت وادارد. او در تمام این سال‌ها از مسئولیت اجتماعی خود دست نکشیده و همچنان با صراحت از آزادی، عدالت، جمهوریت، حاکمیت قانون و حق مردم برای تعیین سرنوشت خویش سخن گفته است.

میرحسین موسوی


آنچه تاج‌زاده را ماندگار می‌کند، بیش از هر چیز، آزادگی، صبوری، پرهیز از کینه و امیدی است که در سخت‌ترین سال‌های زندان نیز از دست نداد. او نشان داد که زندان می‌تواند آزادی انسان را سلب کند، اما نمی‌تواند اندیشه، وجدان و ایمان او به آنچه حق می‌داند را در بند کشد.
تاج‌زاده از نسل اصلاح‌طلبانی است که اصلاح‌طلبی را نه به معنای سازگاری با وضع موجود، بلکه تلاشی مستمر برای اصلاح ساختارها، دفاع از جمهوریت، حقوق ملت و حق نقد قدرت می‌دانند. از همین رو، گفتمان او نیز برای بسیاری از منتقدان و معترضانی که اگرچه خود را اصلاح‌طلب نمی‌نامند، اما همچنان به تغییرات تدریجی، گفت‌وگو، حاکمیت قانون و پرهیز از خشونت باور دارند، قابل فهم و همدلانه است.
بی‌تردید، …. نقد، تهدید حکومت‌ها نیست؛ یکی از مهم‌ترین فرصت‌های اصلاح آنهاست. جامعه‌ای که صدای منتقدانش خاموش شود، از امکان اصلاح محروم می‌شود و حکومتی که نقد را برنتابد، دیر یا زود هزینه بی‌اعتنایی به آن را خواهد پرداخت.
امروز، ایران بیش از گذشته به گفت‌وگو، مدارا، آشتی ملی و مشارکت همه نیروهای دلسوز و وفادار به این سرزمین نیاز دارد. آزادی زندانیان و رفع حصر، پیش از آنکه صرفاً برآورده کردن یک مطالبه سیاسی باشد، می‌تواند نشانه‌ای از اعتماد به جامعه، گامی در مسیر ترمیم شکاف میان حاکمیت و مردم و اقدامی مؤثر برای تقویت همبستگی ملی باشد.
امید آنکه در آینده‌ای نزدیک، مصطفی تاج‌زاده، میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و همه زندانیان و محصوران سیاسی، طعم آزادی را دوباره بچشند؛ زیرا جای آنان نه پشت دیوارهای زندان و حصر، بلکه در عرصه گفت‌وگوی ملی و مشارکت در ساختن آینده‌ای بهتر برای ایران است.

*منبع: امتداد 

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه سیاست
پربازدیدترین
آخرین اخبار
وب گردی