| کد مطلب: ۵۶۳۰۴

دوراهی دولت لبنان

از ماه آگوست، ارتش لبنان تلاش کرده طرحی برای تحت کنترل گرفتن سلاح در کشور ارائه دهد. مسلماً هدف اصلی این طرح حزب‌الله لبنان است.

دوراهی دولت لبنان

از ماه آگوست، ارتش لبنان تلاش کرده طرحی برای تحت کنترل گرفتن سلاح در کشور ارائه دهد. مسلماً هدف اصلی این طرح حزب‌الله لبنان است. دولت لبنان که تحت فشار آمریکا به دنبال اجرای این طرح است در یک دوراهی قرار گرفته است. از یک سو می‌خواهد که حزب‌الله را خلع سلاح کند اما از سوی دیگر توان انجام این کار را ندارد.

در نتیجه نقشه راه اجرای این طرح که در ماه سپتامبر ارائه شد، هیچ جدول زمانی برای انجام این کار ندارد. در شرایط فعلی موضوع خلع سلاح حزب‌الله ذیل فشارهای آمریکا و حملات گاه و بیگاه اسرائیل به لبنان در جریان است. علاوه براین، دولت لبنان تحت فشار است تا مذاکره با اسرائیل را آغاز کند. در چنین شرایطی حرکت کُندتر و مدیریت‌شده دولت لبنان به سوی خلع سلاح حزب‌الله به معنای اختیار بیشتر دولت و حرکت به سمت اقدامات تهاجمی برای خلع سلاح حزب‌الله به معنای دست‌نشانده بودن دولت لبنان تلقی می‌شود.

در واقع شرایط در حال حاضر به سمتی پیش می‌رود که اگر دولت لبنان به سمت تنش با حزب‌الله پیش برود، مشخص می‌‌شود که در مقابل فشارهای آمریکا و اسرائیل سر خم کرده است. این مسئله می‌‌تواند اعتبار دولت لبنان را به خطر بیاندازد. علاوه براین، تا زمانی‌که دولت لبنان نتواند مسئولیت‌های خودش را برای بازسازی لبنان و تثبیت خدمات عمومی نشان دهد، خلع سلاح حزب‌الله لبنان، هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد. در حال حاضر فضای امنیتی لبنان به شکل غیرمعمولی شکننده است.

حمله سال 2024 اسرائیل موجب کشته شدن هزاران نفر شد و بیش از یک میلیون لبنانی را آواره کرد. این حمله میلیاردها دلار خسارت به جای گذاشت و زیرساخت‌های لبنان را ویران کرد. در شرایط فعلی، در داخل لبنان، حزب‌الله همچنان قدرتمند است و در کنار ارتش لبنان یکی از نیروهایی است که امنیت لبنان را تامین می‌کند.

در شرایط فعلی اعمال فشار بر دولت لبنان برای خلع سلاح حزب‌الله، می‌تواند پیامد داشته باشد؛ نخست اینکه اگر دولت لبنان به لحاظ عملی دراین اقدام شکست بخورد، اعتبارش بیش از گذشته در داخل لبنان از دست می‌رود. اگر هم اقدام کند و این اقدام موجب رویارویی با حزب‌الله شود، شرایطی امنیتی در لبنان ایجاد خواهد شد که کنترلش برای ارتش بسیار دشوار است. در هر دو سناریو، ثبات و اتحاد ساختار سیاسی لبنان از دست خواهد رفت. ضمن اینکه دولت فعلی لبنان از فقدان مشروعیت گسترده نیز رنج می‌برد.

ارائه خدمات به شهروندان بسیار ناقص است. منطق سیاسی گروه‌های مسلح زمانی تضعیف می‌‌شود که دولت به جای یک امر انتزاعی دور از دسترس، یک تأمین‌کننده روزانه قابل اعتماد باشد. در این صورت، خلع سلاح به یک نتیجه مذاکره‌شده تبدیل می‌‌شود که مبتنی بر یک قرارداد اجتماعی در حال تغییر است نه یک رویارویی با حاصل جمع صفر. انتخاب‌های لبنان در بحبوحه آشفتگی‌های مداوم منطقه‌ای در حال آشکار شدن است.

چالش، حفظ فضای کافی برای تصمیم‌گیری مستقل در عین هدایت فشارهایی است که به دنبال ادغام کشور در ترتیبات «ثبات» تعریف‌شده خارجی هستند. یک سیاست خارجی معتبر بر ثبات، قانون‌گرایی و حاکمیت استوار خواهد بود؛ اولویت دادن به حفاظت از مرزها، تنش‌زدایی منطقه‌ای مبتنی بر قوانین بین‌المللی، و مشارکت‌هایی که نهادهای دولتی را تقویت می‌کنند نه تغییر شکل می‌دهند، بسیار مهم است.

کمک‌های واقعی باید به بازسازی نهادها و حمایت از پاسخگویی عمومی کمک کند، نه اینکه اصلاحات را برای انطباق با قوانین معامله کند. بازیگران بین‌المللی نیز گزینه‌هایی دارند. تأمین مالی بازسازی بدون تضمین‌های معتبر در برابر حملات آینده اسرائیل، ناپایدار خواهد ماند. کمک‌های نظامی که عمدتاً برای منازعات قدرت منطقه‌ای تنظیم شده باشند، تنها وابستگی لبنان را عمیق‌تر خواهند کرد.

هر چه حمایت خارجی بیشتر به عملکرد پاداش دهد - که در تعمیر و نگهداری تکمیل‌شده، پاکسازی کارهای عقب‌مانده لجستیکی و کاهش زمان واکنش سنجیده می‌‌شود - بیشتر به ایجاد حاکمیت منجر می‌‌شود تا مدیریت شکنندگی. موفقیت کوتاه‌مدت به این معنا است که ارتش لبنان برای مأموریت‌هایی که می‌تواند به طور معتبر انجام دهد، منابع کافی داشته باشد؛ دادگاه‌هایی که بر اساس قانون و نه وفاداری حکم کنند؛ و سازمان‌های دولتی که برق، آب و نور چراغ‌های خیابان را به طور قابل اعتمادی تأمین کنند.

در درازمدت، از آنجایی که دولت به‌طور مداوم جایگاه معناداری در زندگی مردم پیدا می‌کند، بحث‌ها بر سر اینکه چه کسی سلاح در اختیار دارد، شدت خود را از دست می‌دهد.

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

دیدگاه

ویژه دیپلماسی
پربازدیدترین
آخرین اخبار