کور خواندهایم!
آیا این همه افراد تند و افراطی که اغلب جز تحریف و تعرض و بدزبانی، خصیصهای در آنها دیده نمیشود، مروجان و مبلغان هویت ایرانی-اسلامی هستند که به قول ظریفی، رختخواببشان را هم در صدا و سیما پهن کردهاند؟
آیا این همه افراد تند و افراطی که اغلب جز تحریف و تعرض و بدزبانی، خصیصهای در آنها دیده نمیشود، مروجان و مبلغان هویت ایرانی-اسلامی هستند که به قول ظریفی، رختخواببشان را هم در صدا و سیما پهن کردهاند؟
به نظرم آقای چمران حق دارد که منتقدان و مخالفان شوراها با کیفیت کنونی را "شتر" بنامد، چون این شوراها به قول مرحوم حاجی میرزا آقاسی، اگر برای اکثریت مردم آب نداشته برای وی نان که داشته است!
مگر "ادب" در این کشور قدر و شأنی دارد؟ آنکه به تصدیق دوست و دشمن مؤدبترین رئیسجمهور کشور بود، چه روزگاری پیدا کرد و چقدر مورد احترام قرار گرفت که دیگران بخواهند نگران ادب و بیادبی در کلام و رفتار خود باشند؟
در روزگاران گذشته کمی اعتماد بین سران کشورها وجود داشت و یا اینکه حداقل تصور میشد که چنین اعتمادی وجود دارد. در این روزگار اما تصورش هم وجود ندارد!
منظور صرفاً گفتگو در بارهٔ توافقِ موقتِ مربوط به تعیین مسیر کشتیرانی در تنگهٔ هرمز است که بین تهران و مسقط نهایی شده است؟
ظاهراً به نفوذیهای اسرائیل در داخل ایران دستور داده شده است که هر کس نسبت به خطرات و تهدیدهای پیش رو هشدار داد، با انگ "ستون پنجم دشمن" از دور خارج و خاموش و منکوبش کنند!
مرحوم طالقانی از جنس دیگری بود. طنین صدای رسایش در محیط دانشگاه تهران، همچون وزیدن نسیم مطبوع و ملایمی بر دلهای بیمناک و نگران از آتش منازعات قدرتطلبانهٔ روزگار اثر میکرد.
ظاهراً برخی مقامهای مسئول، اهمیت حمایت یا سکوت رضایتمندانهٔ نیروهای میانهٔ جامعه را اصلاً درک نمیکنند و یا اهمیت آن را نادیده میگیرند.
سرک کشیدنهای جلال به حوزهٔ اندیشه را نباید جدی گرفت چون ارزشی بیش از "ارزیابیهای شتابزده" ندارند. در عوض آثار ادبی و قلمفرساییهای دلنشین او در سفرهایش به شهرهای مختلف ایران و روایتش از مناسبات جامعهٔ روشنفکری و مطبوعاتی روزگار خودش را باید جدی گرفت.
این به معنای ورود به مرحلهٔ بیدولتی و هرج و مرج و تسلط فضای ارعاب و وحشت بر کشور است.