| کد مطلب: ۷۴۶۴۴

ظریف و نگاه تهدید‌ محور یا نصرِ پسر و لبۀ تنهایی

اصل حرف ظریف درست است ولی مقولۀ امنیت چنان حساس شده یا بدبینی به سوء ظن به همه چنان غلبه یافته که حاضر نیستند هیچ امر دیگری را جای‌گزین آن کنند

ظریف و نگاه تهدید‌ محور یا نصرِ پسر و لبۀ تنهایی

ویدیوی تازه منتشر شده از محمد جواد ظریف وزیر خارجۀ پیشین ایران باز محل گفت‌و‌گو و مناقشه شده هر چند گویا این ویدیو تازه نیست ولی جان کلام همان است که همواره گفته و دربارۀ آن توضیح داده است. آن هم این که سیاست ایران گرفتار نگاه "تهدید محور" است یعنی به هر پدیده به چشم تهدید می‌نگرد و به همین خاطر به جای آن که مواجهۀ اجتماعی و دیپماتیک با آن داشته باشد ذیل مقولات امنیتی قرار می‌دهد.

سخن او چه ویدیو قدیمی و چه تازه باشد در عین پیچیدگی ساده است: خطا یا خطر «امنیتی‌سازی همه‌چیز». زمان ضبط دقیق ویدیو مشخص نیست ولی برخی گفته‌اند نه تنها مربوط به قبل از جنگ 40 روزه که پیش از جنگ 12 روزه است.

چه قدیمی و چه جدید اما او بر نگاه تهدید محور انگشت گذاشته چه در سیاست داخلی و چه خارجی و هشدار می‌دهد: وقتی مناسبات بین‌المللی و حتی زیست روزمره جامعه را بر مدار «تهدید» بازتعریف کنید، خروجی کار چیزی جز فلج شدن دیپلماسی و امنیتی شدن تمام حوزه‌ها نخواهد بود.

پیشنهاد او هم روشن است: تغییر نگاه و مشخصا با مقایسه ساختار دیپلماسی ایران در کشور‌های همسایه و منطقه اشاره می‌کند که به دلیل غلبه همین نگاه امنیتی، نمایندگان و سفرای کشور در بسیاری از پایتخت‌های منطقه‌ای نه بازرگانان، متخصصان توسعه و دیپلمات‌های اقتصادی، بلکه نمایندگان ساختار نظامی و امنیتی بوده‌اند؛ رویکردی که در بحران‌های منطقه‌ای توجیه‌ داشته اما به خلق فرصت‌های عظیم اقتصادی، تجاری و موازنه نرم با همسایگان نینجامیده است.

ابتدا باید یادآور شد اگر ویدیو قدیمی باشد انتشار آن در حال حاضر می‌تواند ناشی از نگرانی از تحرکات دیپلماتیک باشد که در قالب تلاش برای استیضاح عباس عراقچی وزیر خارجه و شعار علیه رییس جمهوری و رییس مجلس در برخی اجتماعات شبانه هم شاهدیم.

نکته دوم این است که اگر قرار باشد متخصصان و صاحب نظران تحمل نشوند و انتظار داشته باشند عین دیدگاه‌های رسمی یا شعارهای شبه کارشناسان صدا و سیما را منعکس و تکرار کنند اساسا چرا به نشست‌ها دعوت می‌شوند تا سخن بگویند و باز اگر قرار باشد بابت هر اظهار نظری پاسخ‌گوی فحاشی و هتاکی باشند دیدگاه خود را کجا عرضه کنند و با وسایل مدرن ضبط و تصویر‌برداری چگونه می‌‎توان مطمئن بود فضا خصوصی و علمی است یا قرار است منتشر و رسانه‌ای شود؟

چون بدیهی است که آنچه شخصی در مقام رییس دستگاه دیپلماسی با ملاحظات انتشار در رسانه‌ها می‌گوید با آنچه در یک کلاس درس یا همایش یا نشست تخصصی بر زبان می‌آورد متفاوت است و اگر قرار باشد به عنوان استاد دانشگاه و صاحب‌نظر هم مثل سخن‌گوی وزارت خارجه دوپهلو موضع بگیرد چه ارزشی دارد و اگر بنا باشد مانند کثیری از چهره‌های دانشگاهی زبان در کام بگیرد و به کارمند اداری بدل شود چه حاصلی در بر خواهد داشت؟

با این حال بد نیست نگاهی هم بیندازیم به کتاب "بر لبه تنهایی" دکتر ولی نصر و آنچه خود او به عنوان استاد دانشگاه جابز هاپکینز در نشست رونمایی از کتاب که به زبان فارسی منتشر شده و به تازگی گفت زیرا به چرایی واقعیت مورد اشارۀ آقای ظریف هم پرداخته است.

نصرِ پسر در آن نشست گفت: "هر چند جمهوری اسلامی ایران در مغرب زمین به عنوان یک حکومت ایدئولوژیک یا مذهبی فهمیده می‌شود و گویی سیاست خارجی ایران فقط از ایدئولوژی انقلابی یا گفتمان دینی ناشی می‌شود است اما سیاست خارجی ایران را فقط از این زاویه نمی‌توان فهمید. ایران مثل هر دولت دیگری دارای راهبردی کلان است که از برداشت خاصی از امنیت، تهدید، بقا و جایگاه منطقه‌ای کشور شکل گرفته است. "

او با بیان خاطره‌ای از کریم سنجابی دبیر کل جبهه ملی در اواخر دوران پهلوی گفت: "در خاطراتش توضیح می‌دهد وقتی به پاریس رفت تا با رهبر انقلاب درباره اصول انقلاب به توافق برسد، تصور می‌کرد دو اصل برای این توافق و تعریف آینده ایران کافی ست؛ نخست اینکه حکومت آینده ایران دموکراتیک باشد و دوم اینکه اسلامی باشد. اما آیت‌الله خمینی با دست خود اصل سومی را به آن اصول اضافه کرد و آن اصل «استقلال» بود."

به گفته نصر جمهوری اسلامی از ابتدا خود را در حال مقابله با مداخله خارجی و به‌خصوص مداخله امریکا می‌دید و می‌خواست استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران را حفظ کند.

با این توضیح و برای آن که حساسیت رقبا تحریک نشود جا دارد آقای ظریف در این باره توضیح دهد که با این ذهنیت یا واقعیت چه باید کرد؟

توضیح خود دکتر نصر در همان نشست و نیز در کتاب گویاست: "حکومت امروز ایران بیش از آنکه محصول خود انقلاب 57 باشد محصول جنگ ایران و عراق است. بسیاری از رهبران و فرماندهان جمهوری اسلامی تجربه نخست را در همان جنگ به دست آورند. آن جنگ این تصور را در ذهنیت جمهوری اسلامی نشاند که ایران در نهایت تنهاست و نمی‌تواند به قدرت‌های جهانی یا معاهدات جهانی اعتماد کند و باید بر توان داخلی و مقاومت تکیه کند. ایران در آن جنگ شاهد استفاده عراق از سلاح شیمیایی بود، در حالی که جهان عملاً در برابر آن سکوت کرد، هیچ تجربه‌ای از این مهم‌تر نبود و همین تجربه صرف نظر از قضاوتی که درباره آن داشته باشیم نقش تعیین کننده‌ای در شکل‌گیری نگاه امنیتی جمهوری اسلامی داشته است.

حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ و تحولات منطقه نیز این ذهنیت را تقویت کرد. سیاست حضور منطقه‌ای ایران در عراق، سوریه، لبنان و بعد یمن مفاهیمی مانند عمق استراتژیک یا دفاع رو به جلو، همگی در همین چهارچوب قابل فهم است. ممکن است درباره درستی یا نادرستی سیاست ها اختلاف نظر وجود داشته باشد اما نمی‌توان آنها را بدون توجه به این منطق تاریخی و امنیتی فهمید."

به عبارت دیگر نقد ظریف این است که چرا نگاه امنیتی غالب شده و توضیح نصر این است که چون احساس تنهایی می‌کند و از این رو مسألۀ اصلی را این می‌داند که "ایران چگونه می‌تواند میان امنیت، توسعه، ثبات و خواست جامعه تعادل برقرار کند؟"

حالا اگر نگاهی به شورای عالی امنیت ملی بیندازیم که در بازنگری قانون اساسی در سال 1368 به آن افزوده شد درمی‌یابیم که متوجه این موضوع شده بودند چرا که ترکیب این شورا چند ضلعی است و در آن هم وزیر خارجه حضور دارد و هم وزیر کشور ( دیپلماسی و امنیت)، هم رییس ستاد کل نیروهای مسلح و هم وزیر اطلاعات ( نظامی‌ها و نیروهای امنیتی) و هم رییس سازمان برنامه و بودجه و نیز وزیر کشور یعنی از اقتصاد و توان اقتصادی و واقعیت های اجتماعی هم غفلت نشده و ریاست آن نیز با رییس جمهوری است به عنوان نماینده اکثریت جامعه که طبعا چهره ای سیاسی است و حتی اگر یک نظامی انتخاب شده باشد جامه نظامی از تن به درآورده است.

اگر دکتر علی لاریجانی ترور نشده بود شاید می‌توانست هم به دغدغه تهدید و فرصت توجه نشان دهد و هم میان اضلاع گوناگون تعادل برقرار کند. وجهه نظامی جانشین او البته می‌چربید اگرچه نقش تاریخی خود را در رأی 12 به 13 در قبال توافق نامۀ اسلام‌آباد ایفا کرد و اکنون آقای محسن رضایی عهده دار دبیری آن است در حالی که به عنوان چهرۀ سیاسی و اقتصادی هم شناخته می‌شود.

غرض این که فهم سخنان ظریف با دقت در نکته سنجی نصرِ پسر میسر می‌شود. در این حالت به جای قضاوت و حق را به جانب دیپلماسی و نگاه سیاسی یا نگاه امنیت محور دادن باید انتظار داشت در شورای عالی امنیت ملی محک و صیقل بخورد. نهادی که اگرچه عنوان آن "امنیت ملی" است و دبیری آن به فرمانده پیشین سپاه سپرده شده اما خود او با نگاه سیاسی و اجتماعی و اقتصادی به دفعات نامزد انتخابات ریاست جمهوری شد و ریاست آن با رییس جمهوری است که با نگاه تهدید محور موافق نیست کما این که اقوام و مذاهب را تهدید نمی‌داند وبر گسترش روابط با همسایگان اصرار دارد.

با این اوصاف مسألۀ اصلی همان است که نصرِ پسر گفته: "ایران کنونی چگونه می‌تواند میان امنیت، توسعه، ثبات و خواستِ جامعه تعادل برقرار کند؟"

به نطر می رسد اگر آقای ظریف مسأله را این گونه طرح کند حساسیت‌های کمتری تحریک شود چون اساسا جمهوری اسلامی همان گونه که از نام آن برمی آید ساختاری تلفیقی است و هر گاه یک مؤلفه پررنگ و از دیگران غفلت شده آسیب دیده است.

مراد از امنیت، بقاست و این سوء ظن وجود دارد که قصد براندازی دارند. مشکل توسعه را با تغییر و تحفیف آن به "پیشرفت" حل کرده یا به تعویق انداخته‌اند. خواست جامعه هم روشن است. رفاه و بهبود اقتصادی و آزادی اجتماعی و تأمین معیشت می‌خواهد. جامعه آگاه است که بخشی از رنج به خاطر موقعیت خاورمیانه‌ای و جهان سومی ماست ولی قسمت دیگر یا شاید بخش قابل توجه دیگر همان است که دکتر فراست‌خواه از آن به عنوان "رنج نالازم" یاد می‌کند. دربارۀ مصداق ثبات البته توضیح بیشتر نیاز است.

هنر پزشکیان این بود که در بحث حجاب اجباری به جای آن که بگوید قضیه را امنیتی نبینید اتفاقا از منظر امنیتی هشدار داد. همین کار را وزیر ارتباطات با هشدار دربارۀ استارلینک انجام می‌دهد و می گوید اصرار بر فیلترینگ و مقابله با پیام‌رسان‌ها کاربران را به سوی اینترنت ماهواره‌ای یا استارلینک سوق می دهد و آن‌گاه کل حکم‌رانی بر فضای مجازی را از دست می دهیم. ( مقایسه کنید با سخنان دبیر شورای عالی فضای مجازی و به تعبیری شورای مقابله با فضای مجازی که از حمله موفقیت‌آمیز به استارلینک در جنگ اخیر خبر می‌دهد).

نتیجه این که اصل حرف ظریف درست است ولی مقولۀ امنیت چنان حساس شده یا بدبینی به سوء ظن به همه چنان غلبه یافته که حاضر نیستند هیچ امر دیگری را جای‌گزین آن کنند بنا بر این دو شیوه بهتر نتیجه می‌دهد: یکی راهکارهای دیگر اما ذیل همین عنوان امنیت منتها به مفهومی که شورای عالی امنیت ملی مد نظر دارد و فراتر از نظامی‌گری است و دیگری تأکید بر آن و نه انکار آن اما به عنوان یک ضلع به شرط ایجاد تعادل با خواست‌های جامعه.

مادام که بر لبۀ تنهایی نشسته‌ایم این مناقشه ادامه خواهد داشت.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه سیاست
پربازدیدترین
آخرین اخبار