| کد مطلب: ۷۰۱۹۶

هشدارهایی که جدی گرفته نشد

تجاوز، تجاوز است و خون هر ایرانی که بر زمین ریخته، مسئولیت مستقیم متجاوزان را سنگین‌تر می‌کند. اما دفاع از منافع ملی فقط نامیدن دشمن نیست؛ هنر سیاست، کاستن از هزینه‌هایی است که ملت برای خطاهای خودی و دشمنی بیگانه می‌پردازد.

هشدارهایی که جدی گرفته نشد

 

اگر بیانیه ۱۱ ماده‌ای جبهه اصلاحات ایران پس از جنگ ۱۲ روزه جدی گرفته می‌شد و به‌جای تخریب، اتهام‌زنی و امنیتی‌کردنِ پیشنهادهای آن، به‌عنوان یک نقشه راه ملی مورد گفت‌وگو و اقدام قرار می‌گرفت، به باور من امروز ایران می‌توانست در نقطه‌ای متفاوت ایستاده باشد. آن بیانیه هشدار می‌داد که تداوم وضع موجود، کشور را از درون فرسوده و از بیرون در معرض تهدیدهای بزرگ‌تر قرار می‌دهد؛ و بر آشتی ملی، بازگشت به مردم، کاهش شکاف‌های اجتماعی، اصلاحات ساختاری و گشودن مسیر دیپلماسی برای رفع تحریم‌ها تأکید داشت.

امروز با نگاه به حوادث تلخ ۱۸ و ۱۹ دی و سپس جنگ ۴۰ روزه، شهادت رهبر، فرماندهان نظامی و شهروندان بی‌گناه، باید با صداقت از خود بپرسیم: آیا مسیر دیگری وجود نداشت؟ پاسخ من روشن است: چرا، وجود داشت.

اگر پیش از آن‌که نارضایتی‌ها به خشم و خشم به خشونت بدل شود، صدای جامعه شنیده می‌شد؛ اگر شکاف میان حکومت و مردم با آشتی ملی، اصلاحات و تضمین حقوق شهروندی ترمیم می‌شد؛ اگر اقتصاد کشور از گروگان تحریم و تنش‌های پرهزینه رها می‌گردید؛ و اگر سیاست خارجی بر پایه مذاکره عزتمندانه و تأمین منافع ملی تنظیم می‌شد، زمینه اجتماعی و سیاسی برای آن حوادث تلخ تا این اندازه فراهم نمی‌شد. همچنین کشوری برخوردار از پشتوانه گسترده‌تر اجتماعی و راهبردی فعال در کاهش تنش، در برابر تهدیدهای خارجی نیز آسیب‌پذیری کمتری داشت.

این سخن به‌معنای نادیده‌گرفتن مسئولیت دشمنان ایران در تجاوز و جنگ نیست. تجاوز، تجاوز است و خون هر ایرانی که بر زمین ریخته، مسئولیت مستقیم متجاوزان را سنگین‌تر می‌کند. اما دفاع از منافع ملی فقط نامیدن دشمن نیست؛ هنر سیاست، کاستن از هزینه‌هایی است که ملت برای خطاهای خودی و دشمنی بیگانه می‌پردازد.

چرا جنگ‌طلبان نسخه‌ای وارونه برای ایران پیچیدند؟ زیرا برخی، آگاهانه یا ناآگاهانه، امنیت را با تداوم بحران، اقتدار را با انسداد، و منافع ملی را با منافع جناحی و سازمانی خلط کردند. آنان به‌جای کاهش فاصله دولت و ملت، بر طبل حذف و تخاصم کوبیدند؛ به‌جای تبدیل قدرت اجتماعی ایران به سپر امنیت ملی، آن را فرسودند؛ و به‌جای استفاده از دیپلماسی برای جلوگیری از جنگ، هر صدای هشداردهنده را متهم کردند.

امروز زمان تسویه‌حساب سیاسی نیست؛ اما زمان فراموش‌کردن نیز نیست. ایران به سیاستی نیاز دارد که حفظ جان مردم، استقلال کشور، تمامیت ارضی، توسعه اقتصادی، آشتی ملی و صلح عزتمندانه را اجزای یک راهبرد واحد بداند.

از موضع دفاع از منافع ملی ایران می‌گویم: جنگ‌طلبی نشانه شجاعت نیست؛ همان‌گونه که صلح‌طلبی نیز نشانه ضعف نیست. شجاعت واقعی آن است که ایران را از چرخه نفرت، تحریم، خشونت و جنگ بیرون آوریم.

بیانیه ۱۱ ماده‌ای جبهه اصلاحات، نسخه تسلیم نبود؛ هشدار پیشگیرانه‌ای بود برای آن‌که ایران، پیش از آن‌که دیر شود، به مردم بازگردد و از مسیر پرهزینه تقابل، به راه عقلانیت، اصلاح و تأمین پایدار منافع ملی بازگردد. امروز نیز، با وجود همه خسارت‌ها و سوگ‌ها، راه نجات ایران همچنان از همین مسیر می‌گذرد: بازگشت به مردم، اصلاح در داخل، صلح با عزت در خارج و دفاع مقتدرانه از ایران و منافع ملی آن

*منبع: کانال تلگرامی نویسنده 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه سیاست
  • تجاوز، تجاوز است و خون هر ایرانی که بر زمین ریخته، مسئولیت مستقیم متجاوزان را سنگین‌تر می‌کند. اما دفاع از منافع ملی…

  • ای کاش یک‌هزارم حساسیتی که نسبت به مندرجات یک روزنامهٔ بخش خصوصی مثل هم‌میهن به خرج داده شد و به محاق توقیف رفت، در…

  • واقعیت این است که قبل از آنکه مقام‌های اسرائیلی این مسئله را مطرح کنند، شبکهٔ سه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ویدئویی را…

آخرین اخبار