عراقچی: متجاوزان باید پاسخگوی تخریب محیط زیست باشند
وزیر امور خارجه با اشاره به اینکه محیط زیست، میراث مشترک بشریت است؛ نه میدان رقابتها و نه قربانی ملاحظات کوتاهمدت اقتصادی و نظامی، گفت: اکوساید یا تخریب گسترده محیط زیست، توجه جامعه بینالمللی را به یک پرسش بنیادی جلب میکند؛ آیا میتوان در برابر نابودی گسترده و طولانیمدت زیستبومها، آلودگی منابع حیاتی و وارد آوردن خسارات جبرانناپذیر به طبیعت صرفاً به ابراز نگرانی بسنده کرد؟
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از ایرنا، «سیدعباس عراقچی» وزیر امور خارجه صبح امروز یکشنبه ۱۹ مهرماه، در همایش بینالمللی «اکوساید؛ جنایت جنگی خاموش»، با تاکید بر اینکه صلح، امنیت، محیطزیست، سلامت و تغییر اقلیم، موضوعاتی جدا از یکدیگر نیستند، گفت: از شکلگیری همایشی با عنوان «اکوساید؛ جنایت جنگی خاموش» بسیار خوشحالم. برگزاری این همایش و پرداختن به این موضوع، اقدامی بسیار مهم است. فکر میکنم اگر بتوانیم ترجمه مناسبی برای واژه «اکوساید» پیدا کنیم، به درک بهتر مفهوم آن نیز کمک خواهد کرد.
وزیر خارجه در ادامه بخش مقدماتی سخنان خود افزود: واژه «اکوساید» از نظر ساختار به واژه «ژنوساید» شباهت دارد که در فارسی به «نسلکشی» ترجمه شده است. نسلکشی مفهومی فراتر از جنایت جنگی دارد. جنایت جنگی ممکن است در جریان هر جنگی رخ دهد و مرتکبان آن نیز باید مجازات شوند؛ اما نسلکشی بالاتر از جنایت جنگی است. آنچه در غزه اتفاق افتاد و به کشتهشدن هشتادهزار نفر انجامید، یک نسلکشی است. «اکوساید» نیز مفهومی فراتر از جنایت جنگی علیه محیطزیست است و شاید بتوان برای این واژه معادل «طبیعتکشی» را پیشنهاد کرد؛ که بیشتر شبهات داشته باشد.
مشروح سخنرانی وزیر امور خارجه را در ادامه میخوانید.
بسمالله الرحمن الرحیم
اساتید و صاحبنظران ارجمند؛
حقوقدانان، کارشناسان و فعالان حوزه محیطزیست؛
خوشحالم که در این نشست تخصصی فرصتی فراهم شد تا درباره یکی از جدیترین چالشهای پیش روی بشریت، یعنی تخریب گسترده و جبران ناپذیر محیط زیست در جریان مخاصمات مسلحانه، صحبت کنیم. ما امروز درباره موضوعی سخن میگوییم که صرفا یک دغدغه محیط زیستی نیست، بلکه با حق حیات، سلامت انسانها، امنیت غذایی، صلح و امنیت بین المللی و حقوق نسل های آینده پیوندی ناگسستنی دارد. امروز دیگر نمیتوان محیطزیست را قربانی خاموش جنگ دانست. جنگ و مخاصمه تنها جان انسانها، شهرها و زیرساختهای اقتصادی و اجتماعی را هدف قرار نمیدهد؛ بلکه آب، خاک، هوا، جنگلها، اراضی کشاورزی، منابع انرژی، زیستگاههای طبیعی و تنوع زیستی نیز در معرض آثار ویرانگر آن قرار میگیرند. تخریب منابع آب و خاک، آلودگی هوا، نابودی پوشش گیاهی و زیستبومها، انتشار آلایندهها، پسماندها و مواد خطرناک از جمله پیامدهایی است که میتواند سالها و حتی دههها پس از پایان درگیریها ادامه پیدا کند.
حفاظت از محیطزیست باید به عرصه مسئولیتپذیری و اقدام مؤثر بینالمللی وارد شود
محیط زیست، میراث مشترک بشریت است؛ نه میدان رقابتها، نه ابزار فشار سیاسی و نه قربانی ملاحظات کوتاه مدت اقتصادی و نظامی. اکوساید یا تخریب گسترده محیط زیست، توجه جامعه بین المللی را به یک پرسش بنیادی جلب می کند؛ آیا می توان در برابر نابودی گسترده و طولانی مدت زیست بوم ها، آلودگی منابع حیاتی و وارد آوردن خسارات جبران ناپذیر به طبیعت صرفاً به ابراز نگرانی بسنده کرد؟ البته برخی کشورها حتی نسل کشی را هم محکوم نکردند چه برسد به نسلکشی.
در سالهای اخیر در غزه، لبنان و ایران شاهد بودهایم که چگونه حملات نظامی، علاوه بر تلفات انسانی و تخریب زیرساختهای حیاتی، آثار عمیق و گاه ماندگاری بر محیطزیست بر جای گذاشتهاند. در غزه، ابعاد فاجعه محیطزیستی به اندازهای گسترده است که برنامه محیطزیست سازمان ملل متحد، یونپ، از خسارات بیسابقه زیستمحیطی سخن گفته است. فروپاشی شبکههای آب و فاضلاب، آسیب به سامانههای مدیریت پسماند، آلودگی منابع آب و خاک، آلودگی سواحل و ایجاد حجم عظیمی از آوار و مواد بالقوه خطرناک و تخریب گسترده مزارع زیتون، میراثی است که آثار آن میتواند برای ده ها سال بر زندگی مردم فلسطین باقی بماند. در لبنان نیز استفاده از تسلیحات و آتشسوزیهای ناشی از حملات، بخشهایی از جنگلها و اراضی کشاورزی و باغات را نابود کرده است. گزارشها و اسناد ارائهشده به سازمان ملل از سوختن میلیونها مترمربع زمین و آسیب به دهها هزار درخت زیتون حکایت دارد. جامعه بینالمللی همچنین تجربه تلخ آلودگی گسترده سواحل لبنان در پی حمله به مخازن نفتی را در حافظه دارد.
حملات آمریکا و اسرائیل به تأسیسات انرژی ایران، پیامدهای زیستمحیطی گسترده بر جای گذاشت
کشور عزیزمان ایران نیز از این پدیده مصون نمانده است. در جریان تجاوزات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، حمله به تأسیسات نفتی، پالایشگاهی و انرژی و حمله به تاسیسات هستهای که جنایت در حقوق بین الملل است، خطرات جدی زیستمحیطی ایجاد کرده است. در اسفند ۱۴۰۴ (مارس ۲۰۲۶)، برنامه محیط زیست ملل متحد تأیید کرد که تأسیسات نفتی در داخل و اطراف مناطق شهری ایران، از جمله تهران، هدف حمله قرار گرفته و آتشسوزیهای نفتی موجب انتشار ترکیبات خطرناک شده است؛ آلودگی که میتواند از هوا به خاک و منابع آب منتقل شود و حتی زنجیره غذایی را تحت تأثیر قرار دهد. همه ما باران سیاهی را که بر سر مردم ریخت، به یاد داریم.
محیطزیست نباید قربانی استانداردهای دوگانه و ملاحظات نظامی شود
اینها صرفاً خسارات اقتصادی نیستند. وقتی یک حمله نظامی موجب آلودگی پایدار خاک، تخریب منابع آب، نابودی جنگلها و آلودگی هوا و دریا و ایجاد مواد خطرناک و بقایای جنگی میشود، آثار آن میتواند بسیار فراتر از زمان و مکان حمله، ادامه پیدا کند. کودکی که امروز در یک منطقه جنگزده زندگی میکند، ممکن است دهها سال بعد نیز هزینه زیستمحیطی جنگی را بپردازد که خود هیچ نقشی در آن نداشته است. از سوی دیگر، این مساله میتواند آسیبپذیری کشورها و جوامع را در برابر این بحرانها چند برابر کند.
از این منظر، صلح، امنیت، محیطزیست، سلامت و تغییر اقلیم، موضوعاتی جدا از یکدیگر نیستند و پیوند میان آنها باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. از منظر جمهوری اسلامی ایران، حقوق بینالملل نباید در برابر تخریب محیطزیست و نقض حقوق اساسی انسانها در شرایط جنگی بیتفاوت باشد. اجرای مؤثر اصول حقوق بینالملل بشردوستانه، از جمله اصل تمایز و اصل تناسب، باید در کنار توجه جدی به آثار مستقیم، غیرمستقیم و بلندمدت اقدامات نظامی بر محیطزیست مورد توجه قرار گیرد. در این مسیر توجه به چند اصل اساسی، ضروری است:
نخست؛ مسئولیت پذیری در قبال تخریب محیط زیست: هیچ دولت، نهاد یا بازیگری نباید خود را فراتر از مسئولیت های بین المللی بداند . تخریبهای گسترده اکوسیستم ها، نابودی زیستگاه ها، آلوده سازی آب و خاک و وارد آمدن آسیبهای شدید و پایدار به محیط زیست باید با سازوکارهای موثر پیشگیری، مستند سازی، جبران خسارت و پاسخگویی مواجه شود. در همین چارچوب، جمهوری اسلامی ایران از گفتوگوهای حقوقی و کارشناسی برای راههای تقویت حمایت بین المللی از محیط زیست، از جمله بحث درباره شناسایی اکوساید به عنوان یک جرم مستقل بینالمللی حمایت میکند.
دوم؛ حفاظت از محیط زیست در تهاجمات مسلحانه: جنگها تنها جان انسان ها را نمیگیرند؛ آثار آنها بر آب و خاک، هوا، کشاورزی، منابع طبیعی و سلامت عمومی می تواند سال ها و حتی نسل ها باقی بماند. حملات به تاسیسات صنعتی و انرژی، تخریب زیرساختهای حیاتی، آلودگی ناشی از مواد خطرناک و آسیب به اکوسیستمهای حساس، هزینه هایی فراتر از میدان نبرد ایجاد می کنند؛ هزینه هایی که مردم عادی، بویژه کودکان و نسل های آینده، متحمل می شوند. حقوق بین المللی بشردوستانه از جمله قواعد مربوط به حفاظت از محیط زیست طبیعی در مخاصمات مسلحانه، باید با جدیت رعایت شود و جامعه بین المللی نمی تواند در برابر پیامدهای زیست محیطی جنگ بی تفاوت بماند. مستندسازی مستقل خسارات، ارزیابی علمی آثار بلندمدت و فراهم کردن امکان جبران و بازسازی باید بخش جدایی ناپذیر از پاسخ بین المللی به مخاصمات باشد.
سوم؛ مقابله با استانداردهای دوگانه و استفاده ابزاری از محیط زیست: حفاظت از محیط زیست نباید به امتیازی برای بعضی کشورها و تعهدی برای دیگران تبدیل شود. معیارهای زیستمحیطی زمانی اعتبار دارند که به صورت منصفانه، شفاف و بدون تبعیض اجرا شوند. همچنین، اقدامات یکجانبه قهری و محدودیتهایی که دسترسی کشورها به منافع مالی، فناوریها و تجهیزات ضروری برای حفاظت محیط زیست، مدیریت بحرانهای زیستمحیطی و مقابله با تغییرات اقلیمی را مختل میکنند، باید از منظر حقوق بینالملل و آثار انسانی و زیستمحیطی، آنها مورد بررسی جدی قرار گیرند. تحقق عدالت زیستمحیطی مستلزم آن است که کشورهای در حال توسعه بدون مواجهه با موانع غیرضروری و تبعیضآمیز به فناوریهای پاک، منابع مالی و ظرفیتهای علمی مورد نیاز دسترسی داشته باشند.
کاپ ۳۱ فرصت مناسبی برای جلب توجه جهانی به آثار زیستمحیطی حملات نظامی است
حفاظت از محیط زیست و جلوگیری از تخریب گسترده آن، به ویژه در جریان مخاصمات مسلحانه، نیاز به همکاریهای بینالمللی دارد. از این رو، پیشنهاد میکنم همکاریهای بینالمللی در این خصوص بر سه محور اساسی متمرکز شود:
نخست، تقویت چارچوبهای حقوقی بینالمللی و تدوین معیارهای روشن برای شناسایی، ارزیابی و رسیدگی به موارد تخریب گسترده و شدید محیط زیست؛
دوم، ایجاد سازوکارهای علمی و بیطرفانه برای مستندسازی خسارات زیستمحیطی ناشی از مخاصمات مسلحانه، همراه با توجه به مسئولیتهای حقوقی قابل اعمال و ضرورت جبران خسارات؛
سوم، توسعه همکاریهای منطقهای و بینالمللی برای پیشگیری از تخریب محیط زیست، بازسازی اکوسیستمهای آسیبدیده و حمایت از کشورها و جوامعی که با محدودیت منابع و ظرفیتهای فنی مواجهاند.
در این راستا، برگزاری سیویکمین نشست کنفرانس اعضای کنوانسیون چارچوب سازمان ملل متحد درباره تغییر اقلیم (کاپ ۳۱) نیز فرصت مناسبی است تا توجه جامعه بینالمللی بیش از پیش به اثرات مخرب حملات تجاوزکارانه بر محیطزیست و اقلیم کشورها جلب شود. هدف باید تقویت همکاری بینالمللی، افزایش پاسخگویی، مسئولیتپذیری و حمایت از قربانیان، حفاظت از محیطزیست و تضمین حقوق نسلهای آینده باشد. جمهوری اسلامی ایران آماده است در این مسیر، ظرفیتهای علمی، حقوقی و دیپلماتیک خود را برای تقویت همکاریهای بینالمللی به کار گیرد.
جمهوری اسلامی ایران همچنین آمادگی دارد در تلاشهای جمعی برای پیشگیری از تخریب گسترده محیط زیست، تقویت همکاریهای منطقهای و ارتقای مسئولیتپذیری بینالمللی مشارکت کند. ما نباید اجازه دهیم متجاوزان از زیر بار مسئولیت اقدامات جنایتکارانه خود فرار کنند. ما باید با همکاری و مشارکت جمعی آنها را پاسخگو کنیم. طبیعت صدایی در میز مذاکره یا جنگ ندارد؛ این مسئولیت ما هست که اجازه ندهیم سکوت آنها به بهای نابودی آینده بشریت تمام شود.
از توجه شما سپاسگزارم.