| کد مطلب: ۷۵۳۵۲

چه کسی از خشم دانش‌آموزان فرانسه سود می‌برد؟

نخست‌وزیر فرانسه، چپ افراطی را به بهره‌برداری انتخاباتی از اعتراض‌های دانش‌آموزی متهم کرده است

چه کسی از خشم دانش‌آموزان فرانسه سود می‌برد؟

به گزارش هم‌میهن آنلاین، بی‌بی‌سی فارسی در گزارشی با قلم کاتیا آدلر، سردبیر اروپا خود نوشت: 

شور و علاقه فرانسوی‌ها به اعتراض در اروپا زبانزد است.

در چند سال گذشته، بارها شاهد بوده‌ایم که کشاورزان خشمگین از مقررات پرهزینه، کود حیوانی را به سوی ساختمان شهرداری‌ها پرتاب می‌کنند و جوانان نقاب‌پوش نیز در حومه‌های محروم شهرها، هر از گاهی نارنجک‌های دست‌ساز به سمت نیروهای ضدشورش پرتاب می‌کنند.

بیش از سه هفته است که هزاران دانش‌آموز ورودی دبیرستان‌ها را مسدود کرده و اعتراض‌های خود را به خیابان‌ها کشانده‌اند.

قرار است اتحادیه‌های کارگری و چهره‌های شاخص جنبش موسوم به «جلیقه‌زردها» نیز به دانش‌آموزان ملحق شوند.

سباستین لکورنو، نخست‌وزیر فرانسه، گفت با داغ‌تر شدن فضای سیاسی در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده، خشم دانش‌آموزان مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد.

جنبش جلیقه‌زردها از سال ۲۰۱۸ بیش از یک سال علیه افزایش هزینه‌های زندگی اعتراض کرد و به یکی از طولانی‌ترین جنبش‌های اعتراضی تاریخ فرانسه تبدیل شد.

ژروم رودریگز، از چهره‌های شاخص جنبش جلیقه‌زردها، از اینستاگرام برای تشویق مردم به شرکت در تظاهرات استفاده کرده است.

او در ویدئویی گفت این اعتراض‌ها باید به کسانی صدا بدهد که «می‌خواهند بتوانند زندگی آبرومندانه‌ای داشته باشند، دیگر مجبور نباشند تک‌تک سنت‌ها را حساب کنند و مجبور نباشند میان غذا خوردن و رانندگی یکی را انتخاب کنند».

او افزود: «خشم حزب سیاسی ندارد. یخچال خالی حزب سیاسی ندارد.»

پس در دومین اقتصاد بزرگ اتحادیه اروپا چه خبر است؟

ناآرامی اجتماعی، هزینه‌های سرسام‌آور استقراض دولت، پارلمانی عمیقا دوپاره و ظاهرا رفت‌وآمد مداوم نخست‌وزیران مستاصل فرانسه؛ شش نخست‌وزیر در پنج سال گذشته که همگی مدعی بوده‌اند می‌خواهند بدهی عمومی کشور را کاهش دهند.

آیا فرانسه در آستانه نقطه شکست قرار دارد؟ و این وضعیت برای منطقه یورو، که فرانسه بخش بسیار مهمی از آن است، چه معنایی دارد؟

آن-لور دلات، اقتصاددان، به من گفت: «نمی‌توان فرانسه را با بحران بدهی یونان در سال ۲۰۱۲ یا آرژانتین در سال ۲۰۰۱ مقایسه کرد. بازارهای مالی هم این را می‌دانند.»

او پژوهشگر رسمی مرکز ملی پژوهش‌های علمی فرانسه در دانشکده اقتصاد دانشگاه پاریس دوفین است و در بحث‌های رسانه‌ای فرانسه درباره وضعیت وخیم بدهی عمومی این کشور چهره‌ای شناخته‌شده به شمار می‌رود.

او گفت: «بازارها از سال ۲۰۲۴ متوجه شده بودند که پس از انتخابات زودهنگامی که پارلمان را میان سه بلوک سیاسی مخالف به‌شدت تقسیم کرد، با مشکل بودجه‌ روبه‌رو خواهیم شد. اما آن‌ها همچنین می‌دانند فرانسه کشور بزرگی است و اگر لازم باشد توان افزایش مالیات‌ها را دارد.»

دلات با اشاره به «مینی‌ بودجه» لیز تراس، نخست‌وزیر وقت بریتانیا، که باعث سقوط شدید پوند، جهش بازده اوراق دولتی و افزایش نرخ وام مسکن شد، می‌گوید: «وضعیت ما بیشتر شبیه بریتانیا در سال ۲۰۲۳ است.»

او افزود: «بحران نسبتا کوتاه بود، چون بازارها فهمیدند بریتانیا ابزارهای مالی لازم برای اصلاح وضعیت را دارد.»

دلات نتیجه می‌گیرد: «اینجا در فرانسه دردناک خواهد بود، اما افزایش چهار درصدی مالیات بر ارزش افزوده می‌تواند ۳۰ میلیارد یوروی مورد نیاز برای جبران کسری دولت را تأمین کند. سرمایه‌گذاران این را می‌دانند.»

شاید، دست‌کم در تئوری.

همانطور که دلات نیز اشاره می‌کند، اگر وضعیت مالی فرانسه آنقدر وخیم شود که اقتصادهای دیگر اروپا را تحت تاثیر قرار دهد، بانک مرکزی اروپا احتمالا مداخله خواهد کرد.

اما در شرایطی که شمار زیادی از شهروندان فرانسه همین حالا آشکارا از وضع موجود ناراضی‌اند، می‌توان تصور کرد اگر مالیات‌ها بیشتر شوند یا بودجه رفاهی و آموزشی باز هم کاهش یابد، واکنش‌ها چه خواهد بود.

شعار ملی فرانسه «آزادی، برابری، برادری» است، اما چیزی که در خیابان‌های خشمگین و پست‌های پربازدید شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود، قطعا چنین حسی را منتقل نمی‌کند.

این هفته، ماکسیم، مادلن و الودی ۱۷ ساله را دیدم که روی سطل‌های بزرگ سبزرنگ زباله نشسته بودند، سطل‌هایی که در چارچوب اعتراض چند هفته‌ای برای مسدود کردن ورودی دبیرستانشان استفاده شده بود.

آن‌ها گفتند اوضاع در اینجا، در منطقه سوم پاریس، به‌اندازه کافی بد است. دیوار کلاس‌ها سوراخ دارد، شمار دانش‌آموزان کلاس‌ها رو به افزایش است و کمبود معلم وجود دارد. اما این نوجوانان کاملا آگاه بودند که وضعیت در حومه‌های محروم پایتخت بسیار بدتر است.

آن‌ها به من گفتند: «فرانسه دوست دارد از برابری حرف بزند، اما واقعیت این است که اینجا علیه فقرا تبعیض وجود دارد و ثروتمندان سود می‌برند.»

هیچ‌ کدام از آن‌ها تا انتخابات ریاست‌جمهوری بهار آینده فرانسه به سن رای دادن نمی‌رسند، اما این پرسش را مطرح کردند که آیا تغییر چهره سیاستمداران در قدرت واقعا تفاوت زیادی ایجاد می‌کند یا نه.

این سه دختر جوان گفتند به نظرشان اعتراض‌های گسترده تنها راهی است که مقام‌های فرانسه صدای مردم را بشنوند.

آن‌ها بخشی از سنت سرسختانه اعتراض در فرانسه هستند.

ویکتور هوگو، نماد فرهنگی فرانسه و نویسنده قرن نوزدهمی رمان «بینوایان» که خود نیز از فعالان جمهوری فرانسه بود، گفته بود: «اگر ناراضی هستید اعتراض کنید، فریاد بزنید، اما عقب‌نشینی نکنید و تسلیم نشوید.»

در میان جمعیت دانش‌آموزان معترضی که روز پنجشنبه در خیابان‌های پاریس راهپیمایی می‌کردند، با شماری از مادران روبه‌رو شدم که پلاکاردهایی به گردن آویخته بودند که روی آنها نوشته شده بود: «مادران در همبستگی».

از آن‌ها پرسیدم برای اعتراض آمده‌اند یا برای محافظت از فرزندانشان؟

پاسخ قاطعشان این بود: «هر دو!»

گوئن، ۳۷ ساله، گفت او و مادران دیگر هر روز صبح به نوبت هماهنگی میان دانش‌آموزان و پلیس را در جریان مسدود کردن مدرسه محلی‌شان بر عهده می‌گیرند.

این اقدام پس از افزایش اتهام‌ها درباره خشونت پلیس صورت گرفت؛ اتهام‌هایی که وزارت کشور فرانسه رد کرده است. در جریان اعتراض‌های اوایل این ماه صدها نفر زخمی شدند و یک پسر ۱۵ ساله در شهر لانس دست خود را از دست داد.

وزیر کشور فرانسه پس از آن استفاده پلیس از نارنجک‌های شوک‌آور در تظاهرات دبیرستان‌ها را به حالت تعلیق درآورد.

گوئن گفت از این‌که پسرش به دلیل مسدود شدن مدارس چند هفته کلاس را از دست داده ناراحت نیست.

او گفت: «برای او آموزش بسیار بهتری است که نسبت به وظیفه مدنی‌اش آگاه شود و برای چیزی که در جامعه عادلانه است مبارزه کند.»

در راهپیمایی اعتراضی روز پنجشنبه، با لولا، دختر ۱۷ ساله، و مادرش سَندرین نیز روبه‌رو شدم. آنها پلاکاردی را با هم حمل می‌کردند که روی آن نوشته شده بود: «انقلاب زیباترین تجلی انسانیت است.»

لولا با افتخار گفت: «مادرم در سال ۶۸ به خیابان آمد. حالا نوبت من است. هیچ فایده‌ای ندارد منتظر انتخابات ریاست‌جمهوری فرانسه بمانیم. ما همین حالا تغییر می‌خواهیم.»

اعتراض‌های دانشجویی مه ۱۹۶۸ در پاریس در فرانسه افسانه‌ای شده‌اند.

مطالبات برای بهبود آموزش باعث شد کارگران نیز به راهپیمایی‌ها بپیوندند و اعتراض‌ها به بزرگ‌ترین اعتصاب عمومی تاریخ فرانسه تبدیل شد.

آن جنبش برای یک نسل معیار ناآرامی انقلابی شد و گفته می‌شود فرصت‌های تازه‌ای برای چپ فرانسه ایجاد کرد.

اما اکنون، در حالی که فقط شش ماه تا انتخابات ریاست‌جمهوری از پیش پرتنش فرانسه باقی مانده، اتهام‌هایی مطرح شده که چپ افراطی به رهبری ژان‌لوک ملانشون، که امیدوار است رئیس‌جمهور شود، از نارضایتی دانش‌آموزان به‌عنوان ابزار سیاسی استفاده می‌کند.

سباستین لکورنو گفت: «اعضای حزب فرانسه تسلیم‌ناپذیر [ملانشون] از جنبش دبیرستانی‌ها برای منافع انتخاباتی خود استفاده ابزاری می‌کنند.»

او آن‌ها را متهم کرد که ابتدا اعتراض‌ها را تشویق می‌کنند و سپس فقط ظاهرا هرگونه خشونت را محکوم می‌کنند.

لکورنو گفت: «این ریاکاری به فرانسه آسیب می‌زند.»

با این حال، شعار «ملانشون رئیس‌جمهور!» را زیاد در میان دانش‌آموزان حاضر در خیابان‌ها می‌شنوید.

چند معترض به من گفتند طرفداران او از برنامه‌اش برای وضع مالیات بر ثروت در فرانسه، پایین آوردن سن رای دادن به ۱۶ سال و این واقعیت که تنها نامزد ریاست‌جمهوری است که برای بررسی وضعیت مدارس به آن‌ها سر زده، استقبال می‌کنند.

برای مارین لوپن، چهره ملی‌گرای ضد مهاجرت که از نامزدهای اصلی رقابت ریاست‌جمهوری فرانسه است، راه‌حل کاهش سهم ۱۱ میلیارد یورویی فرانسه در بودجه اتحادیه اروپاست.

اما دلایلی وجود دارد که تردید کنیم آیا رئیس‌جمهور جدید فرانسه، چه از چپ و چه از راست، بتواند بن‌بست مالی کشور را بشکند.

فرانسه تنها کشوری در اروپا نیست که این روزها با جمعیتی رو به سالمندی، هزینه‌های سنگین اداره یک نظام رفاهی گسترده و اقتصادی تحت فشار عواملی بیرونی مانند تعرفه‌های تجاری دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، و جنگ در خلیج فارس روبه‌رو است.

در فرانسه، آلمان، سوئد و ایتالیا، تنشی بنیادین میان سه خواسته وجود دارد: سیاستمدارانی که از گفتن حقیقت درباره محدودیت منابع مالی دولت‌ها پرهیز می‌کنند، نهادهای دفاعی که خواهان افزایش بودجه نظامی هستند و شهروندانی که بر بهبود خدمات عمومی اصرار دارند.

در فرانسه این فشار به‌ویژه شدید است.

هزینه‌های عمومی فرانسه، حدود ۵۷ درصد تولید ناخالص داخلی، در میان کشورهای ثروتمند جهان از بالاترین‌هاست.

هزینه‌های رفاهی در فرانسه، به‌ویژه در بخش بازنشستگی، بسیار بالاست و در عین حال شهروندان فرانسوی یکی از سنگین‌ترین بارهای مالیاتی و حق بیمه‌های اجتماعی را در اروپا پرداخت می‌کنند. به بیان ساده، آنها انتظار دارند در برابر پولی که می‌پردازند، از خدمات عمومی و نظام رفاهی کارآمدی برخوردار باشند.

اما آن-لور دلات، اقتصاددان، معتقد نیست آمدن یک رئیس‌جمهور جدید بتواند سردرد مالی کشورش را کاهش دهد.

او به من گفت: «ما به تغییر قانون اساسی نیاز داریم. یک نظام جدید. یک جمهوری جدید.»

او افزود: «جمهوری پنجم ما حول یک رئیس‌جمهور قدرتمند شکل گرفته است. پارلمان بیشتر برای سد کردن راه او حضور دارد تا برای رسیدن به اجماع یا تصویب قوانین تازه.»

به گفته او، برای پیشرفت فرانسه این وضعیت باید تغییر کند.

او معتقد است انتخابات پارلمانی فرانسه که پس از انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۷ برگزار می‌شود، احتمالا همچنان به‌شدت چندپاره خواهد بود.

دلات گفت: «ما به نظامی نیاز داریم که در آن نمایندگان مجلس قدرت بیشتری داشته باشند و از همسایگان اروپایی‌مان اجماع‌سازی و تشکیل ائتلاف را یاد بگیرند.»

او به بی‌بی‌سی گفت به باورش، آموزش‌ باید از این کاهش بودجه‌ها مصون بماند و منابع مالی نیز به شکل بهتری توزیع شوند. به گفته او، این یک سرمایه‌گذاری برای آینده اقتصادی فرانسه است.

دلات افزود: «نظام فعلی ما که در آن نابرابری در آموزش و دستمزد پایین معلمان وجود دارد، باعث می‌شود نتوانیم از بهترین و درخشان‌ترین استعدادها در سراسر فرانسه بهره ببریم. این نه‌ تنها برای افراد ناعادلانه است، بلکه در نهایت اقتصاد ما نیز از نظر نوآوری و بهره‌وری زیان می‌بیند.»

بازنگری در قانون اساسی فرانسه فعلا در دستور کار نیست. بنابراین از آن کاترین لوآزیه، سیاستمدار میانه‌رو فرانسوی، پرسیدم درباره مشکلات امروز چه باید کرد؟

او سناتور حزب اتحاد میانه‌رو در مجلس سنای فرانسه و نایب‌رئیس گروه پارلمانی علوم و فناوری است.

لوآزیه، مانند تقریبا همه چهره‌های اصلی سیاست فرانسه در سراسر طیف سیاسی، معتقد است که دانش‌آموزان معترض «باید احساس کنند صدایشان شنیده می‌شود».

او اذعان کرد: «بودجه‌های ما محدود است، اما لزوما به پول بیشتری نیاز ندارید. می‌توانید با توزیع بهتر منابع مالی بهبود ایجاد کنید. آموزش در فرانسه در حوزه مسئولیت مناطق است. هر منطقه باید نیازهای محلی را بررسی کند و اولویت‌ها را بر همان اساس در نظر بگیرد. این اقدامی است که می‌توان فورا انجام داد.»

از لوازیه پرسیدم آیا با اندی برنام، نخست‌وزیر بریتانیا موافق است که باید اختیارات بیشتری به مناطق مختلف کشور داده شود.

او پاسخ داد: «کاملا.»

او گفت: «فرانسه به‌طور سنتی بسیار پاریس‌محور بوده، اما با تمرکززدایی می‌توان خیلی چیزها را بهبود داد.»

او افزود: «فرانسه من ازهم‌گسیخته نیست. من این تصویری را که در رسانه‌ها می‌بینید، به رسمیت نمی‌شناسم. کشور من از فرانسه‌های متعددی تشکیل شده است؛ پاریس، مناطق مختلف، شمال و جنوب فرانسه. ما باید قدرت را به مردم بازگردانیم. دولت‌های محلی می‌توانند مستقیم در چشم مردم نگاه کنند و با آنها در ارتباط باشند. در چنین شرایطی، رای‌دهندگان احساس می‌کنند بر آینده خود تاثیر دارند، نه اینکه سیاستمداران از بالا و از پاریس سرنوشتشان را برایشان تعیین کنند.»

او گفت: «امیدوارم از این راه بتوانیم اعتماد رای‌دهندگان و دانش‌آموزان را به سیاست بازگردانیم.»

این وعده‌ای است که پیش از انتخابات بزرگ سال آینده فرانسه، از سیاستمداران چپ و راست زیاد شنیده می‌شود.

اما نظرسنجی‌ها در فرانسه، همانند بخش بزرگی از اروپا، نشان می‌دهد اعتماد عمومی به طبقه سیاسی رو به کاهش است.

 

 

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه بین‌الملل
آخرین اخبار