اشتون: امنیت پایدار اروپا در گروی همافزایی دفاع، دیپلماسی و توسعه است
کاترین اشتون مسئول پیشین سیاست خارجی اروپا در یادداشتی در تارنمای یوراکتیو با انتقاد از رویکرد برخی دولتهای غربی در افزایش بودجههای دفاعی و کاهش اعتبارات توسعه و دیپلماسی، تاکید کرد که حل بحرانهای جهانی مستلزم بهکارگیری همزمان ابزارهای نظامی، دیپلماتیک و توسعهای است.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از ایرنا، کاترین اشتون مسئول پیشین سیاست خارجی اروپا در تارنمای یوراکتیو نوشت: روایت نادرستی در میان دولتهای غربی روایج یافته است؛ اینکه، دفاع، دیپلماسی و توسعه (سه مفهومی که معادل انگلیسی آنها با D آغاز میشود)، که روابط بینالمللی ما را تشکیل میدهند قابل جایگزینی با یکدیگر هستند.
دولتها بودجههای دفاعی را افزایش و بودجههای کمکی را کاهش داده و دیپلماسی را به بهانه امنیت بیشتر، نیمهجان، بدون منابع و جهتگیری رها میکنند. در واقعیت اما خودشان را در معرض ناامنی بیشتر قرار میدهند؛ در مقابله با بحرانها ناتوانتر میشوند و خطر نزدیکتر شدن مشکلات به کشورشان را افزایش میدهند.
اشتون نوشت: وابستگی ماهوی سه مفهوم نامبرده برای حل مشکلات امری بنیادین است و هرچه بحران بزرگتر باشد اهمیت این سه مفهوم نیز برجستهتر است. تا چندی پیش دزدی دریایی در سواحل سومالی بلای جان اقتصاد جهانی بود. دزدان دریایی با گذشت زمان جسورتر و در تصرف کشتیها توانمندتر شدند و مبالغ هنگفتی در ازای آزادی خدمه و محموله گروگان گرفته شده درخواست میکردند.
عملیات نیروی دریایی اروپا به نام «آتالانتا» کوریدوری امن ایجاد کرد تا کشتیها سفری امن داشته باشند و راههایی برای انحراف از مسیر دزدان تعبیه و از پیگرد قانونی مسئولان حملات حمایت کرد و این دستاوردی بزرگ بود.
این مقام پیشین اروپایی در ادامه با به اشتراک گذاشتن یکی از تجارب خود در میدان نبرد نوشت: با این حال هنگامی که از عملیات «اچ کیو» در نورثولت نزدیک لندن بازدید میکردم دریادار مسئول به من گفت راهحل دزدی دریایی نه از دریا که از خشکی میگذرد. بسیاری از دزدان، نوجوانانی بودند که با وعدههای هزاران دلاری در ازای یک حمله موفق اغوا شده بودند.
تنها راهی که جز این کار پیش روی داشتند کار با حقوق روزی یک دلار در کشوری مبتلا به دودهه جنگ داخلی بود، آنهم درصورت یافتن یک شغل. آن دریادار میگفت که هر تعداد را هم دستگیر کنیم افراد دیگری جایگزین میشوند. افراد حاضر در میدان نبرد علاوه برتلاشهای دیپلماتیک برای حمایت از سومالی در گسستن و بهبود از گذشته تاریکش، خواهان برنامههای توسعه در آن کشور بودند تا جوانان جایگزینهایی واقعی پیدا کنند.
اشتون ادامه داد: این پیام را بارها در موقعیتهای گوناگون و از زوایای مختلف شنیدهام. حمایت از مردم هائیتی پس از زمینلرزههای ویرانگری که بخش عمدهای از پایتخت این کشور را تخریب کرد، مجموعهای از اقدامات هماهنگ را در بر میگرفت؛ از بهکارگیری تجهیزات و ادوات نظامی برای آواربرداری و پاکسازی مناطق آسیبدیده گرفته تا اعزام کشتیهای بیمارستانی نظامی که مجروحان منتقلشده از سوی گروههای غیرنظامی آتشنشانی و متخصصان امداد و نجات در حوادث زلزله را تحت درمان قرار میدادند. همزمان، دیپلماتها نیز برای تامین و هماهنگی کمکها و پشتیبانیهای مورد نیاز، نهتنها در مراحل اولیه بحران بلکه در ماههای پس از آن، با یکدیگر همکاری کردند. این پاسخهای درهمتنیده و هماهنگ، بیشترین شانس را برای موفقیت عملیات امدادرسانی فراهم کرد.
مسئول پیشین سیاست خارجی اروپا نوشت: در سالهای اخیر، نگرانیها در سراسر اروپا درباره موج پناهجویان و مهاجرت غیرقانونی افزایش یافته است. با این حال، واقعیت آن است که بیشتر پناهجویان در داخل مرزهای کشور خود آواره میشوند و بدون دسترسی به شغل، غذا یا سرپناه به سر میبرند. گروه دیگری نیز برای دریافت حمایت، به کشورهای همسایه پناه میبرند و امیدوارند پس از پایان بحران بتوانند به خانههای خود بازگردند.
وی ادامه داد: در بحبوحه فجایع کنونی جنگ در سودان، صدها هزار نفر به کشور همسایه، چاد، گریختهاند؛ کشوری فقیر و محصور در خشکی که بیش از بسیاری از کشورها از پیامدهای تغییرات اقلیمی آسیب دیده است. چاد برای فراهم کردن سرپناه و غذا برای افرادی که از جنگ و درگیری گریختهاند، به حمایتهای بینالمللی وابسته است. اگر این حمایتها کاهش یابد، این افراد به کجا خواهند رفت؟ برخی از آنان در جستوجوی امنیت، از سر استیصال همهچیز را به خطر خواهند انداخت و در تلاش برای رسیدن به کشورهای ثروتمندتر اروپا، طعمه قاچاقچیان بیرحم انسان خواهند شد.
در این یادداشت آمدهاست: اگر میخواهیم این چالشها را حل کنیم، باید از همه ابزارهای در اختیار خود بهره بگیریم. تنها با پذیرش این واقعیت که ارائه کمکهای بشردوستانه، حمایت از کشورها در مسیر توسعه، ارائه راهحلهای دیپلماتیک برای بحرانهای پیچیده و بهظاهر حلنشدنی، و بهکارگیری توان نظامی برای تامین امنیت و حفاظت از خود، چه در داخل کشور و چه در خارج از آن، میتوانیم امنیت و ثبات خود را تضمین کنیم.
این چالشهای بلندمدت، به پاسخهایی بلندمدت نیاز دارند. پاسخهایی که از طریق همکاری و هماهنگی با شرکای ما به شکلی یکپارچه دنبال شوند. همچنین لازم است توان سخت مغفولمانده ما هرچه سریعتر دوباره به کار گرفته شود.