اورونوف؛ قربانی تصمیم فنی یا پروژهای برای فروش؟
وقتی رسانه رسمی باشگاه درباره وضعیت بازیکن خبری منتشر میکند و خود بازیکن خیلی سریع خلاف آن را اعلام میکند، یعنی حداقل یک جای داستان نیاز به توضیح دارد.
سه بازی، ۲۰ دقیقه؛ برای بازیکنی که قرار بود یکی از مهمترین ستارههای پرسپولیس باشد، این آمار بیشتر از آنکه یک تصمیم فنی معمولی باشد، سؤال ایجاد میکند.
در فوتبال، نیمکتنشینی یک بازیکن اتفاق عجیبی نیست. حتی ستارهها هم ممکن است به تشخیص مربی روی نیمکت بنشینند. اما وقتی پای اوستون اورونوف وسط باشد، ماجرا کمی متفاوت است. بازیکنی که طی دو فصل گذشته بارها تواناییاش برای تغییر روند مسابقه را نشان داده، حالا در سه بازی متوالی تقریباً از برنامههای مهدی تارتار خارج شده است؛ آن هم در شرایطی که پرسپولیس هنوز در ابتدای فصل است و برای رسیدن به هماهنگی و نتیجه، به بازیکنان خلاقش نیاز دارد.
در بازی با شمسآذر، اورونوف عملاً فرصت بازی پیدا نکرد. اتفاقی که البته فقط به نیمکتنشینی ختم نشد و رفتار او روی نیمکت نیز خبرساز شد. اورونوف در جریان مسابقه ناراحتی خود را نشان داد و از کنار تیم دور شد؛ اتفاقی که میتوانست نخستین نشانه یک اختلاف جدی باشد، اما هیچگاه روایت شفافی از آن ارائه نشد.
بازی دوم، نوبت به یک فرصت کوتاه رسید؛ حدود ۲۰ دقیقه. یعنی نه آنقدر که بتوان از او انتظار تأثیرگذاری جدی داشت و نه آنقدر کم که بتوان گفت کاملاً از برنامه تیم خارج شده و بعد رسیدیم به بازی با تراکتور؛ مسابقهای که پرسپولیس شکست خورد و در طول آن، تارتار حتی برای دقایقی هم اورونوف را به زمین نفرستاد.
این تصمیم زمانی عجیبتر میشود که بدانیم پرسپولیس در جریان مسابقه به دنبال تغییر شرایط هجومی بود. وقتی تیم عقب است و نیاز به بازیکنی دارد که بتواند در یکبهیکها، حمل توپ و ایجاد موقعیت تفاوت ایجاد کند، طبیعی است که نام اورونوف بیشتر از همیشه مطرح شود. اما تارتار چنین اعتقادی نداشت.
تا اینجا هنوز میتوان گفت «تصمیم مربی است». مربی حق دارد هر بازیکنی را که میخواهد بازی بدهد و هر بازیکنی را که نمیخواهد، روی نیمکت بنشاند. مشکل از جایی شروع شد که داستان مصدومیت به میان آمد.
فردای شکست مقابل تراکتور، رسانه رسمی باشگاه پرسپولیس اعلام کرد اورونوف مصدوم شده است. اما این خبر هنوز هضم نشده بود که خود بازیکن با انتشار یک استوری، عملاً این روایت را زیر سؤال برد و اعلام کرد مصدوم نیست.
اینجا دیگر ماجرا فقط یک تصمیم فنی نیست. وقتی رسانه رسمی باشگاه درباره وضعیت بازیکن خبری منتشر میکند و خود بازیکن خیلی سریع خلاف آن را اعلام میکند، یعنی حداقل یک جای داستان نیاز به توضیح دارد.
اگر اورونوف مصدوم نیست، چرا مصدوم معرفی شده است؟ اگر مصدوم است، چرا خودش چنین چیزی را رد میکند؟ و مهمتر از همه، چرا باشگاه و بازیکن درباره یک موضوع به این سادگی روایت مشترکی ندارند؟
در همین نقطه است که شایعه دیگری وارد ماجرا میشود؛ شایعهای که میگوید شاید پرسپولیس در نیمفصل به دنبال فروش اورونوف به یک باشگاه عربی باشد. طبق این روایت، نیمکتنشینیهای متوالی میتواند بخشی از یک زمینهسازی باشد؛ اینکه اورونوف تا نیمفصل دیگر بازیکن ثابت پرسپولیس نباشد و در نتیجه، فروش او بهعنوان یک تصمیم اقتصادی و منطقی برای باشگاه قابل دفاعتر جلوه کند.
تأکید باید کرد که این فقط یک شایعه است و هیچ سند رسمی برای اثبات آن وجود ندارد. اما در فوتبال حرفهای، گاهی سؤال مهمتر از پاسخ است. وقتی یک بازیکن کلیدی ناگهان از ترکیب خارج میشود، وقتی در سه مسابقه مجموعاً حدود ۲۰ دقیقه بازی میکند، وقتی در یکی از مسابقات از رفتار او روی نیمکت حاشیه ایجاد میشود و سپس رسانه باشگاه و خود بازیکن درباره مصدومیت او دو روایت متفاوت ارائه میکنند، طبیعی است که ذهنها به سمت سناریوهای مختلف برود.
مسئله اصلی اما چیز دیگری است؛ پرسپولیس نباید اجازه بدهد ستارهای مثل اورونوف به یک معمای بیپاسخ تبدیل شود.
اگر تارتار معتقد است اورونوف از نظر فنی شایسته حضور در ترکیب نیست، مسئولیت این تصمیم با اوست. اگر بازیکن از نظر بدنی آماده نیست، باشگاه باید شفاف اعلام کند. اگر اختلافی میان بازیکن و سرمربی شکل گرفته، بهتر است درون باشگاه حل شود، نه اینکه از طریق نیمکت، استوری و تکذیب خبر مصدومیت، به افکار عمومی منتقل شود.
اورونوف آنقدر بازیکن معمولی نیست که نیمکتنشینی سه بازی متوالیاش بدون توضیح بماند. پرسپولیس برای چنین بازیکنی هزینه کرده و هوادار حق دارد بداند چرا یکی از مهمترین مهرههای تیم ناگهان به بازیکنی نیمکتنشین تبدیل شده است.
اگر واقعاً تصمیم تارتار صرفاً فنی است، زمان بهترین قاضی خواهد بود. اما اگر پشت این نیمکتنشینیها داستان دیگری وجود دارد، ادامه این وضعیت فقط یک نتیجه خواهد داشت: بیاعتمادی.
و پرسپولیس، پیش از آنکه از اورونوف یک بازیکن نیمکتنشین بسازد، باید مراقب باشد که از این ماجرا یک بحران نسازد.