مردی که اجبار و فشار را با مهارت اشتباه میگیرد
این فشار ایران را به زانو درنخواهد آورد. تنها پیچیدگیها را عمیقتر خواهد کرد و هرگونه توافق را بیش از پیش از دسترس خارج خواهد ساخت.
این فشار ایران را به زانو درنخواهد آورد. تنها پیچیدگیها را عمیقتر خواهد کرد و هرگونه توافق را بیش از پیش از دسترس خارج خواهد ساخت.
اتحادیه اروپا از یک مبنای حقوقی، یک سازوکار صریح معاهدهای و اظهاراتی کمسابقه و روشن از سوی نخستوزیر خود اسرائیل درباره رفتاری که مستقیماً منافع اتحادیه را تحت تأثیر قرار میدهد، برخوردار است.
«طرد اقتصادی» در پی قطع شریانهای اقتصادی ایران است و همزمان کشورهای دیگری را که به تجارت قانونی با تهران ادامه میدهند، تهدید میکند.
اکنون هر دولت با یک انتخاب روبهروست. میتواند تبعیت کند، و در نتیجه در بُعد اقتصادی یک جنگ تجاوزکارانه شریک شود، به اقداماتی که پیشتر غیرقانونی تلقی شدهاند مشروعیت ببخشد، بخشی از حاکمیت خود را واگذار کند و منتظر بماند تا نوبت خودش فرا برسد.
شباهت فقط در شخص خلاصه نمیشود؛ در روش نیز دیده میشود: جایگزین کردن اجبار به جای توافق، بیاعتنایی به قواعد حقوقی که قدرت را محدود میکنند، و استفاده از تهدید نابودی یک ملت بهعنوان اهرمی در مذاکره.
اعمال اجبار از طریق تحریم، هنگامی که خارج از صلاحیت و اختیار شورای امنیت سازمان ملل متحد اعمال شود، غیرقانونی است.
در مورد نقضهای فاحش کنوانسیونهای ژنو، موضوع صرفاً یک اختیار نیست، بلکه یک تکلیف است: دولتها مکلفاند مظنونان را شناسایی و جستوجو کنند و یا آنان را مورد تعقیب کیفری قرار دهند یا مسترد کنند
یک دولت میتواند اتباع و قلمرو خود را اداره کند. اما نمیتواند به یک شرکت خارجی که در خارج از قلمرو آن دولت و مطابق قوانین دولت متبوع خود فعالیت میکند، دستور دهد تجارت قانونی خود با کشور ثالث را قطع کند.
دولتی که با محاصره، محاصره اقتصادی، غارت داراییهای خود و تهدیدهای آشکار برای تصاحب تنگه خود مواجه است، حق دارد از منافع حیاتی خویش دفاع کند. اقداماتی که به تنگه مربوط میشوند، پاسخی به تجاوزند؛ آغازگر آن نیستند.
مسیر جبران خسارت یکسویه است: از دولتی که صلح را نقض کرده است به سوی دولتی که سرزمین و مردمش پیامدهای آن را متحمل شدهاند.