مذاکره به عنوان تاکتیک جنگی یا ابزاری در خدمت صلح؟
اکنون کشور ما به نقطهای رسیده است که بین جنگ و صلح ناگزیر است یکی را انتخاب کند.
محمدباقر قالیباف رئیس مجلس برای چندمین بار تکرار کرده است که "ما هم میجنگیم و هم مذاکره میکنیم."
بله. بین جنگ و مذاکره منافاتی نیست به طوری بشر مخیر به انتخاب یکی از بین آن دو باشد.
اما مقصود از مذاکره چیست؟ آیا مذاکره، ابزاری برای دستیابی به صلح و رفع خصومت است؟ یا اینکه تاکتیکی جهت فرصتآفرینی و خرید وقت برای تجهیز شدن به منظور آمادگی بیشتر برای ادامهٔ جنگ؟
اگر منظور مورد دوم است دیگر برساختِ دوگانهٔ جنگ و مذاکره امری عبث است چرا که در آن صورت مذاکره چیزی بیش از یک تاکتیک جنگی به حساب نمیآید.
اما اگر منظور از مذاکره پایان دادن به جنگ و دستیابی به صلح است، دوگانهٔ جنگ و صلح جایگزین منطقیتری برای دوگانهٔ جنگ و مذاکره است.
جنگ و صلح ولی به خلاف جنگ و مذاکره با هم منافات دارند و قابل جمع نیستند، بنابراین به ناگزیر باید بین آنها یکی را انتخاب کرد.
به نظرم اکنون کشور ما به نقطهای رسیده است که بین جنگ و صلح ناگزیر است یکی را انتخاب کند.
آقای قالیباف به عنوان رئیس هیئت مذاکرهکنندهٔ ایران موظف است در این باره با صراحت و شجاعت بیشتری با افکارعمومی روبرو شود.
مفهومسازی واژهها بر عهدهٔ آقای قالیباف و دیگر مقامهایی است که در این باره سخن میگویند.
واژهها و اصطلاحات بدون مفهومسازی همچون بادکنکی پر از باد هستند و بیشتر به کار سرگرمی میآیند تا رساندن پیامی و روشن کردن هدفی!
فضای سیاسی کشور ما از شدت حجم و انباشت واژههای مفهومسازی نشده، چنان آماس کرده که همه گیج و منگ شدهاند!
*منبع: کانال تلگرامی نویسنده